تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در آینده نزدیک، در کوتاه مدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

پرمصرف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شراکت، مانند: Strong Sharing

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ضربه مهلک، چیزی که باعث شکست شود اصل این اصطلاح، به ماجرای خیانت یهودا اشاره دارد. زمانی که سربازان، برای دستگیری عیسی آمدند، یهودا، مسیح را بوسید تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سهل انگاری مجرمانه، سهل انگاری جنایی ( حقوقی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخنان کوبنده، گفتار تهدیدآمیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترکیب متناقض

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ملزم بودن به. . . الزام داشتن به. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سخت گیری خیرخواهانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به شدت برخورد کردن به. . . با هواپیما کوبیدن به. . . Example: Birds sometimes fly into tall buildings

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دفع دریایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صورت بندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محکوم بودن به. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاهده ضمانت متقابل این معاهده سری از سال 1890 - 1887 میان آلمان و روسیه برقرار بود و هریک را ملزم می کرد تا از منافع دیگری در برابر قدرت های اروپایی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رویارویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعمال نفوذ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودیاری گری، خودیاری گر ( داریوش آشوری )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پی در پی مثال: . The U. S defense budget increased for five straight years

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خطر کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سکولار زدایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

آموزه، فرزانگی ( داریوش آشوری )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضربه گیر؛ کسی یا چیزی که انتقادات را به سوی خود جذب می کند، تا دیگری آسیب نبیند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پر سرو صدا، جنجالی مانند: explosive headline

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گسترده، وسیع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با این مضمون، چیزی شبیه این، یک چنین چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معتدل ( در برابر افراطی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمیقا، تا بن دندان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

drown - out به صورت صفت و برای بیان عملی به کار می رود، که بیش از حد انتظار به طول بینجامد. زمان بر و خسته کننده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنجه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به صورت یک روال معمول، باقی ماندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برغم همه مشکلات معادل: against the odds

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

علنی، آزاد not secret, free

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتخابات آزاد

پیشنهاد
٠

هیات حاکمه

پیشنهاد
٠

مراکز ترک اعتیاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخش قدرت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرقه گرایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدیمی، old fashioned

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

این لغت به عنوان فعل هم به کار می رود. به معنای نام گذاری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیطانی سازی، اهریمنی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جسور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناسبت مذهبی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایاپای، شانه به شانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

داده های واقعی، معادل factual data

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقویت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنگ دیده، دارای تجربه جنگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتقام گیری، خشونت متقابل خشونتی که در ازای خشونت اولیه انجام گیرد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

انحصاری