پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٧٤)
خیلی از مرحله پرتی تو باغ نیستی
هولم نکن
می خوای ضایعت کنم؟!
مغزت را به کار بنداز
کارمون در اومد
خیلی باحالی
نوش جان
فکر میکنی عقل کلی؟!
خدا به دادش برسه
کی به کیه؟!
خیلی کند پیش میریم
اگه تو زحمت نمی افتی
به خاطر وجود تو آدم بهتری هستم
پشت دستم رو داغ کردم
تعریف از خود نباشه
سر و صدای زیاد برای مشکلی کوچک
هیچ شانسی ندارد
نمیتوانی صاحب همه چیز باشی
ریسک کردن
هر چیزی هر روشی همه چیز تمام راه از سیر تا پیاز
هستی هنوز؟
چی گفتید؟
میفهمی؟
نمونه ی کامل یا اصلی چیزی جوهره ی چیزی
جنبش ضدیت با رسمیت زدایی کلیسا
توهم شخصی که معتقد است خودش تبدیل به حیوان شده است
بلعیدن با سرعت زیاد
یک دسته کارت 9 تایی
یک مدل کفش یا پوتین رایج در سال 1950 که نوک تیز بوده است
حس ناراحتی و بیچارگی در ظاهر
خلاف جهت
فردی که مدام در شلوغی راه می رود
فردی که اعتماد به نفس کاذب دارد
فرد ضعیف یا بیمار که در مورد سلامتی اش خیلی نگران است
بقایای کم
موهای شکننده
دروغ بی معنی و کوچک
مراقبت عاشقانه از یک فرد
یک کلمه قدیمی اسکاتلندی به معنای دنبال کردن دختران
جوراب شلواری که معمولاً آن را با دامن می پوشند
پول درآوردن از راه های مختلف
دو جفت دستمال کاغذی
خلاصه کردن کلام
سمبل
وجود مخاط در بینی که با سرماخوردگی یا چیزهای دیگر ایجاد می شود
پریروز
حس بویایی قوی
مژدگانی دادن با صدای بلند
سپری کردن زمان بدون هدف