پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
با مشت زدن با مشت تو دهن کسی زدن تو دهنی زدن به کسی
حمایت یا نظر موافق کسی را جلب کردن
حمایت یا نظر موافق کسی را جلب کردن
محبت یا نظر موافق کسی را جلب کردن
با دوز و کلک کاری را گرفتن با ادعای دروغ کاری را گرفتن
آستین همت را بالا زدن
خفه شو
وای به حالت
در خواب سنگین بودن در خواب عمیق بودن
به کار انداختن راه انداختن
همه از بزرگ و کوچک، پیر و جوان
موضوع را عوض کردن از این شاخه به آن شاخه پریدن
موضوع را عوض کردن از این شاخه به آن شاخه پریدن
دلشوره داشتن
در شرایط خوبی هستم وضعیتم مساعده
جلب توجه کردن
این کار مختص آدم بزرگاست این مال بزرگترها ست
از موضوع اصلی خارج نشیم بچسبیم به موضوع اصلی بریم سر اصل مطلب
دیگه راهی واسم باقی نذاشتی هیچ راهی برام نذاشتی
گز نکرده پاره نکن
همه چی مرتب و رضایت بخشه اوضاع روبراهه
باید برم دستشویی دستشویی دارم
مو به مو اجرا کردن عیناً طبق دستور العمل انجام دادن نعل به نعل اجرا کردن
هارت و پورت کردن
در خانه خود زندانی شدن در حبس خانگی به سر بردن
خاک خوردن خاک نشستن خاک گرفتن
خاک گرفتن خاک نشستن
همه ما در غم شما شریکیم
چُغلی نکن
خود را گرفتن فخر فروشی کردن
فوری آماده شدن
بال و پر کسی را چیدن کسی را محدود کردن
ول گشتن بلاتکلیف بودن بیکار بودن
مورد لطف یا بی مهری ( کم لطفی ) کسی قرار گرفتن
چیزی به عقلم نمی رسه
مورد لطف کسی بودن
مورد بی مهری کسی قرار گرفتن
تو بد قدمی قدمت نحسه
تمام نیروی خود را صرف کاری کردن
تقلا کردن جان کندن
کمیاب بودن نایاب بودن
این پا و اون پا کردن دودل بودن مردد بودن
در مضیقه مالی بودن بی پول بودن
همه چی ضایع شد
عجب ناقلایی هستی!
این کاره نیست مرد این کار نیست برای این کار ساخته نشده
به شرافتم قسم این تن بمیره
seminar school
تو باغ نیست یه چیزیش میشه سیم هاش قاطی کرده یه تخته ش کمه
همش کَلَکه