پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٥)
گول خوردن اغفال شدن
کلک ریز فریب سبک تر و ساده تر
فریب داده شدن برای انجام کاری فریب خوردن با حقه و نیرنگ وادار شدن به انجام کاری
چیزی که عوض داره گله نداره بچرخ تا بچرخیم
این دیگه قوزِ بالا قوزه
نفس راحتی کشیدم
نایی ندارم از پا افتادم
باهام کل کل نکن با من در نیفت
دست از سرم بردار از ما بکش بیرون
حواله ارزی
کارمزد
رسید پرداخت
رسید صرافی
نرخ دولتی
حواله بانکی انتقال وجه بانکی
شورای تشکل های صنفی شورای اتحادیه های صنفی
انجمن صنفی اتحادیه صنفی
هر کاری انجام میدی، به خودت برمیگرده
از خانه یا ملک بیرون انداخته شدن ( بطور قانونی )
زیر گرفتن با ماشین
تو کار خودت بکن، منم کار خودم میکنم
انتقام میهن پرستانه
ناگهان به ذهن رسیدن ناگهان به ذهن خطور کردن یکدفعه متوجه شدن
از ریاست جمهوری استعفا دادم
فردا ظهر
حس میکنم همه چی داره از کنترل خارج میشه حس میکنم همه چی داره از هم می پاشه
سرنگونی هواپیمای مسافربری
از شدت سرما سوز کشیدن
کاش اینجا بودی
امید همیشه زنده ست آدمی به امید زنده ست
بسیار تأمل برانگیز بسیار قابل تأمل
حزب باد
دوست داشتن هموطن عشق به هموطن
با کسی هماهنگ بودن با کسی هم نظر بودن
زهره ترک شدن
متوجه حرفهای کسی نشدن
آمپر چسبوندن عصبانی شدن
سیاست آماده به آتش
تماس با یک مشتری ناشناس اما بالقوه
موفق شدن در کاری
دسته ای از محصولات مشابه
رشوه دادن باج سبیل دادن زیرمیزی دادن
حساب و کتاب کردن
خیلی خوب به فروش رسیدن
امضا کردن قرارداد
از دست دادن سرمایه ناموفق بودن داخل و خرج به هم نخوردن
درآمدزا بودن موفق بودن سود کردن وضعیت مالی خوبی داشتن
فهمیدن یک موضوع پیچیده علمی
تمام شب را مطالعه یا کار کردن
استرس بیجا داشتن عصبانی یا ناراحت شدن از چیزی ( معمولا بیش از حد لازم ) به هم ریختن