پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٥)
بی ملاحظگیِ من بود بی ملاحظگی از من بود
احمقِ عوضی
به جرم ضرب و شتم زندانی شد بخاطر ضرب و جرح افتاد زندان
جنگنده
معلوم هست کجایی؟! چرا کم پیدایی ؟!
فکر نمی کردم تو رو اینجا ببینم
زیر قولش زد
ترویج محصول ترقی دادن محصول ترفیع محصول
به اشتراک گذاری عملکرد یا مزایای چیزی
موفق شدن حصول نتیجه مطلوب نتیجه دادن زحمت ها
یک دلار کم دارم
یکی از یکی قشنگ تر یکی از دیگری خوشگل تر
رفع تحریم ها برداشتن تحریم ها لغو تحریم ها
کنار آمدن با سوگ از دست دادن کنار آمدن با داغ از دست دادن کنار آمدن با غم از دست دادن
کم کم داره گرسنم میشه
زمین خوردم افتادم
زمین خوردن افتادن
نمیتونم بیکار بشینم
اثر جانبی
چرخش داستان
بدون بررسی بررسی نشده
جاوید نام جان سپار
بیا بعداً راجع بهش صحبت کنیم
خود را بیش از حد خسته کردن
صبر کسی را لبریز کردن
حالت یا قیافه خاصی داشتن
لبخند داشتن لبخند بر لب داشتن
رئیس بودن در رابطه
کسی را کاملا خسته کردن
کم شدن تحمل رو به اتمام رفتن
جا باز کردن و راحت شدن ( لباس یا کفش نو )
خوب دوام آوردن خوب ماندن
بر اثر استفاده سوراخ شدن
به کندی گذشتن ( معمولا زمان )
به مرور ساییده و کم شدن
تحلیل بردن به مرور خسته، فرسوده، کلافه، بی انرژی و مستأصل کردن
اثر چیزی از بین رفتن
بالاترین حد تاریخی بالاترین سطح بی سابقه
خودت کردی تقصیر خودته
اجازه ندارم راجع بهش صحبت کنم در حدی نیستم که در موردش بحث کنم
حالت رو حسابی جا میاره
واقعا بهم فشار روحی وارد کرد تاثیر بدی روم گذاشت از نظر روحی داغونم کرد خیلی برام سنگین بود
خیلی خنگه به طرز عجیبی احمقه
دوره اُفت و بی انگیزگی
از فهم من خارجه برام قابل درک نیست
کار انجام شد
هیئت مذاکره کننده
بیا شروع کنیم بزن بریم سر اصل مطلب بیا عمیق تر واردش بشیم بیا عمیق تر بهش بپردازیم
کاهش تحریم ها لغو تحریم ها
گشایش اقتصادی