پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٥)
کم کم داره خوابم می بره
فازت چیه؟
نوبت دیگران را گرفتن جلو زدن از کسی در صف
به زور تکون میخوره به سختی حرکت می کنه
نوبتم را از دست دادم
چقدر باید منتظر بمونم؟
در صف منتظر ماندن
پایبندی به اصول از روی اصول اخلاقی
مشخصات توافق شده
بزرگش نکن بیش از حد بزرگش نکن
تاریخ مصرف گذشته
مراسم تدفین
به کسی حقوق معوقه بدهکار بودن
کسی را بازداشت کردن
همکاری در ارتکاب جرم
برای اثبات بی گناهی ات، مدرک یا شاهد داری؟
دلم ریخت!
جونش رو به خطر انداخت
ناملایمات
به روز بودن در جریان امور بودن اطلاع داشتن از اخبار و اتفاقات
سعی میکنی منو شیفته خودت کنی ؟
محاله که ببخشمت
از پس کار برآمدن کار رو درآوردن
نمی تونم بی خیالش بشم
گردن کسی انداختن تقصیر را گردن کسی انداختن
قولنجمو بشکون
مشکلت با من چیه؟
معمولیه جذابیت نداره خسته کننده ست
هنوز رو غلتک نیفتادم راه نیفتادم رو دور نیفتادم جا نیفتادم
سفت و سخت پای موضع خود ماندن
میدونستم همین میشه فکرش رو میکردم
گفتم برای دفعات بعد بدونی
به همه فرصت اظهارنظر دادن
همه طرف ها ( ذینفعان ) پای میز مذاکره آوردن
داغ دیده عزادار غم زده
بگو مگو جروبحث
این دست اون دست کردن معطل کردن
زندگی تکراری و خسته کننده
بوی دوز و کلک میاد
رهگیر دفاعی
نقطه زن
از صحنه به در کردن
هیئت بلندپایه هیئت عالی رتبه
بلاتکلیفم
از بلاتکلیفی نجاتم بده از فلاکت و بدبختی نجاتم بده
به لحاظ ذهنی فرساینده
تحمل کردن سختی های چیزی
اولین تجربه از کاری دشوار
از تعادل خارج شدن