پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٥)
بطور ناگهانی شعله ور شدن
زهی خیال باطل
هشدار پیتزا وقتی اطراف پنتاگون ( وزارت دفاع آمریکا ) ناگهان پیتزای زیادی سفارش داده میشه، حدس میزنن که اتفاق مهم یا اضطراری در حال رخ دادنه
حال و حوصله نداشتن رو فرم نبودن رو مود نبودن
تنم میلرزه وقتی می بینمش
نور چشم کسی بودن عزیز دل کسی بودن
سرحال و قبراق شدن خوب شدن سر پا شدن
موش آب کشیده کاملا خیس شدن
گمشو سر جات
برو بتمرگ سر جات
برو بتمرگ!
بشین سر جات
قسر در رفتن فرار کردن از خطر
اینقدر حساس نباش لوس نکن خودتو
لوس نشو ناز نکن
تو لفافه حرف زدن
چه عجب
به به، ببینید بالاخره سر و کله کی پیدا شد
روزها بدون استراحت کافی زیاد کار کردن و شبها دیر خوابیدن خود را بیش از حد خسته کردن خستگی، فرسودگی و مریض شدن
مردم را با غذا و سرگرمی مشغول کردن تا از مسائل مهم غافل شوند مردم را سرگرم کردن تا کمتر به فساد و ناکارآمدی حکومت توجه کنند
در حال نزدیک شدن در شرف وقوع در راه در آینده
درهم ریخته آشفته ناکارآمد شکست خورده
گفتگوهای سرنوشت ساز مذاکرات حساس یا فشرده
امید کسی را ناامید کردن امید کسی را نقش برآب کردن
سقوط به ورطه نابودی
زلم زیمبوی بی ارزش
بیا با صحبت حلش کنیم بیا در موردش صحبت کنیم
فوق العاده بود
وزنت رو ثابت نگه دار
هلاکم
حمله گستره عملیات وسیع
دود شد رفت هوا My money went up my nose.
مردِ عمل
مردِ عمل
جزئیات متعاقبا اعلام خواهد شد
در خطر بودن در موقعیت حساس و خطرناک بودن
گول ظاهرش رو نخور
دیگه برام مهم نیستی از چشمم افتادی
تجمع اعتراضی
عجولانه و سرسری از روی بی فکری ناپخته و خام
پایان شب سیه سپید است
از شنیدنش خوشحال شدم از حرفت خوشم اومد
گند زدن سوتی دادن
از دستت ناراحتم ازت دلخورم از دستت عصبانی ام
با نافرمانی و شجاعت با سرپیچی آگاهانه بدون عقب نشینی
زمان تقاص پس دادن وقت تلافی کردن
در اعتصاب بودن
مورد اصابت قرار گرفتن
نرسیده
کمی رسیده