پیشنهاد‌های سادات خاتمی (٣٥٠)

بازدید
٥٢٠
پیشنهاد
٧

آب دون سوا: آب و دانه سوا خورش و غذای آبکی که جا نیفتاده باشد و بسیار آبکی و کم مایه باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

وا، وای

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

حروفی که به هنگام تعجّب بیان می شوند؛ همچون، وای، وا، واه، اوا و. . . در نگارش، پس از این اصوات، علامت تعجّب می گذاریم.

پیشنهاد
٧

اِبو: اِوا، وا! حرف تعجّب در گویش قدیم گرمساری ها

پیشنهاد
١

وا

پیشنهاد
٧

حیوونکی یا حیوونی: طفلکی، طفلی، بیچاره در مقام تأسّف و ترحّم به شخصی گفته می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

توفیر از باب تفعیل ( ریشه: وفر ) وَفَّرَ ( ماضی ) ، یُوَفِّرُ ( مضارع ) ، تَوْفیر ( مصدر ) توفیر: به وجود آوردن، پدید آوردن، تأمین کردن، آماده کردن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نان قلاچ یا قالاج در ابتدا نان سفر و نان عشایر بوده که خشک و نازک بوده. امروزه در شهرهای شمالی نانی ضخیم به این نام و همچنین کلاج، قلاچ و کلاچ نون دا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بشک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

عالَمین: جهان ها عالِمین: دانشمندان، دانایان عالِمَیْن: دو دانشمند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرزند خان، پسر خان، بزرگ زاده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به دل چسبیدن، مطبوع واقع شدن، بسیار خوش آمدن به جان نشستن

پیشنهاد
١

چسبیدن، حال خوبی دادن، به دل نشستن - چقدر این آهنگ به جونم نشست!

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرم شدن وجود، حسابی و دلنشین گرم شدن - ده دقیقه نشستم تو آفتاب، جونم گرم شد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

همیشه ی خدا:همیشه، مُدام، هر دفعه، بدون استثناء as always all the time day in and day out

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اگه تو جدول چهار حرفی اومده می شه ابوی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پلنگ برفی ( Snow Leopard ) یک گونه ی واقعی و بسیار زیبا از گربه سانان بزرگ است که در مناطق کوهستانی مرتفع آسیای مرکزی زندگی می کند. پلنگ برفی ( نام ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

املای درست قبض روح شدن است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تَلعَبینَ: بازی می کنی ( مفرد مؤنّث مخاطب ) تَلعَبانِ: بازی می کنید ( مثنّی مؤنّث مخاطب ) تَلعَبْنَ: بازی می کنید ( جمع مؤنّث مخاطب )

پیشنهاد
٦

بَسته: بسه، کافیه

پیشنهاد
٧

چسبیدن: ( به جز معنی خودش ) گرفتن و نگه داشتن ( موقّتی ) - اینو بچسب تا من بیام. گیر دادن و پافشاری کردن - بچٌه چسبید گفت الّا و بلّا من اینو می ...

پیشنهاد
٧

دَسمَره: وردست، شاگرد، پادو

پیشنهاد
٧

دَم کردن برای کسی: اهمّیت دادن به کسی، تدارک خاص برای کسی دیدن - فکر کردی برات دم کردن؟ ( فکر کردی خبریه؟! فکر کردی منتظرتن؟ )

پیشنهاد
٧

ریخته بودن در جایی: فراوان بودن، پُر بودن - از اینا تو شهر ما ریخته!

پیشنهاد
٧

کَردو: باغچه

پیشنهاد
٧

کولو: مرغدانی

پیشنهاد
٦

خواب ( به جز معنی خودش ) : خُب

پیشنهاد
٧

وَره وَره: به تدریج ، کم کم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کما هی: چنان که هست، همچنان که هست و راست است کما کان: چنان که بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اسم نیست بلکه فعل است ( ترسید ) و صفت ( ترسان )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوش خوار، مقابل دُش خوار ( دشوار ) آسان

پیشنهاد
٧

خل گیری: خل بازی کلّاً کلمه با ( ( گیری ) ) زیاد هست. گاه به جای. . . گری و . . . بازی، گیری گویند. دیوونه گیری مادرشوهر گیری

پیشنهاد
٧

سِسکه: چکّه، ذرّه، ترشّح

پیشنهاد
٧

قایِم: ( صدای ) محکم، بلند و رسا - قایم تر بگو بشنوم.

پیشنهاد
٦

کسر اومدن: کسر شأن دانستن - کسرش می آد از کسی بپرسه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به گرمساری هم می شه به عمد و از روی قصد

پیشنهاد
٩

رشقند یا رشخند ( احتمالاً ریشقند ) کردن کسی: با زبان چرب و هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن او را به کاری ترغیب کردن با رفتار ملایم و به به و چه چه گفتن، ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ننگ دانستن، ننگ داشتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرص لووفلوکساسین ( Levofloxacin ) با نام تجاری قرص تاوانکس ( Tavanex ) تولید و عرضه می شود. این دارو متعلق به گروهی از آنتی بیوتیک ها به نام کینولون ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرص شیکوریدین یکی از مکمّل های گیاهی است که برای تقویت اشتها، بهبود عملکرد گوارش و افزایش وزن استفاده می شود. ترکیبات طبیعی این دارو عصاره کاسنی، راز ...

پیشنهاد
١

همان قرص اوسوفار

پیشنهاد
١

قرص جم فیبروزیل یک داروی کاهنده چربی خون است که برای کاهش سطح تری گلیسیرید و کلسترول بد ( LDL ) تجویز می شود. این دارو با اثرگذاری بر روی لیپوپروتئین ...

پیشنهاد
٧

شوهر دادن ( ِ یک وسیله ) : مجّانی دادن، بذل و بخشش کردن بعضی شهرها عروس کردن گویند.

پیشنهاد
٧

هوار حسین کردن: سر و صدا راه انداختن

پیشنهاد
٧

تو هاگیر واگیر ، می گه بیا طاق ابرومو بگیر ( ضرب المثل ) : در واکنش به فرد بی ملاحظه ای گفته می شود که در موقعیت آشفته، خواهان انجام کاری بیهوده یا ک ...

پیشنهاد
٦

هوس هوس: غیر حساب شده و اتّفاقی استعمالش با فعل منفی است: - دایی هوس هوس نمی ره جایی. هوس هوس کاری را انجام ندادن: به ندرت انجام دادن

پیشنهاد
٦

سر سیاه ، دندون سفید: موجود خیالی برای ترساندن کودکان یه سر و دو گوش ( هر دو خود انسان هستند! )

پیشنهاد
٦

کوفه یکُم: کن فیکون، مکان بسیار نامرتّب و به هم ریخته، نابود

پیشنهاد
٥

کوفه: خرابه، خانه یا محلّ به هم ریخته - خونه رو کرده بودن کوفه! - بشین تو کوفه ی خودت! ( جمله اهریمنی )

پیشنهاد
٥

کوفه کردن ( ِ جایی ) : خراب کردن و به هم ریختن بسیار