پیشنهاد‌های سادات خاتمی (٣٥٠)

بازدید
٥٢٠
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به غیر از، به جز عدا، حاشا و خلا حروف جرّ هستند و معنی استثناء دارند.

پیشنهاد
٦

یاقان: یقین، به یقین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در الصحاح می گوید: آن گل خالص آمیخته به خاک است که چون بخشکد ( وقت دست زدن ) صدا می دهد، و چون آن را بپزند فخّار گویند. صَلصَلَ در اصل صدا کردن است. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

وَلوَلَ: فریاد و آه و ناله کرد، واویلا گفت، شیون و زاری کرد فعل رباعی مجرّد، مصدر: ولولَه، وَلوال

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوره آل عمران ، ۱۸۵ . . . فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ. . . و هر کس از آتش دوزخ دور شده، و به بهشت وارد شود، نجات ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هَمْهَمَ: ( فعل رباعی مجرّد ماضی ) زمزمه کرد، آهسته سخن کرد، غرغر کرد. مصدر: همهمَه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹شَعشَعَ: فعل رباعی مجرّد 🔹معانی: درخشید و منتشر شد، تابید و پراکنده شد، شروع به تلالؤ و برق زدن کرد. 🔸شعشعَتِ الشّمسُ: أَرْسَلَتْ ضِیاءَها وان ...

پیشنهاد
٦

زن بچّه دار نگیری به کار، می خوره ناهار، می کنه فرار! معنی این ضرب المثل واضح است. در کمک گرفتن، به امید زن بچّه دار نباش.

پیشنهاد
٠

اگر کار تو ناقص و ناکافی است، غصّه نخور، خدا که چاره ساز و بخشنده است. در موقعیتی می گویند که کاری از دست آدم برنمی آید و توکّلش به خداست.

پیشنهاد
٦

دختر داری، قلعه داری: وقتی فرزند دختر داری، باید حسابی حواست به او باشد و از او محافظت و مراقبت کنی.

پیشنهاد
٠

وقتی فرزند دختر داری باید حسابی حواست به او باشد و از او محافظت کنی. ( ضرب المثل گرمساری ها )

پیشنهاد
٠

این کار را که شروع کرده بودی تمام کن، بعد سراغ کار جدید برو. این خرابی را که به بار آورده ای درست کن، بعد سراغ کار دیگر برو.

پیشنهاد
٠

یعنی هنوز این کار را که شروع کرده بودم تمام نکرده ام که بخواهم کار دیگری را شروع کنم. کارم ناتمام مانده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کَبْکَبَ: به روی درافکند، نگون سار کرد رباعی مجرّد کَبکَبَ ( ماضی ) ، یُکَبکِبُ ( مضارع ) ، کَبکَبَه ( مصدر )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطیب، زبان آور

پیشنهاد
٠

بچّه داری، سرِ داری یعنی بچًه داشتن و رسیدگی به او و تربیتش این قدر سخت است که گویا بالای دار هستی!

پیشنهاد
٦

بَلکَن: بلکه

پیشنهاد
٦

نومزِه یا نامزه: نامزد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

أیْم: سوگند، قسم أیمُ اللّٰه: به خدا قسم

پیشنهاد
٦

قُشار: فشار قشار دادن: فشار دادن، هول دادن

پیشنهاد
٦

گشنگی نکشیدی عاشقی یادت بره، تنگت نگرفته هر دو تاش یادت بره! موقعی به کار می رود که فرد هنوز با وضعیت های سخت تر از وضعیت فعلی مواجه نشده است.

پیشنهاد
٦

وِرده وِرده: گوله گوله، غذایی خمیرمانند و نیمه جامد ( مثل فرنی ) که صاف و یکدست نشود.

پیشنهاد
٦

گولّه ( گلوله ) : مچاله

پیشنهاد
٦

شغال مرغای من نیست: عددی نیست. برای من تهدیدی به حساب نمی آید.

پیشنهاد
٦

گیر گرفتن: گیر کردن

پیشنهاد
٦

لورچ یا لورچ و پورچ: چروک

پیشنهاد
٦

کَل پدر: ناپدری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تنبیه: بیدارسازی، ریشه نبه تنبیح که شما نوشتید از ریشه نبح به معنای بانگ سگ و نیز غوغا کردن، هجو گفتن است. البته در این باب استعمال نمی شود.

پیشنهاد
٦

کتک کتک کردن: زدن حرف ها و انجام کارهایی که کتک خوردن در پی دارد. - حواست باشه. داری کتک کتک می کنی ها؟!!

پیشنهاد
٦

زیر شال کسی پُر بودن: سیر بودن اطمینان داشتن به رسیدن غذای بهتر یا حمایت از جای دیگر - چرا غذاتو نمی خوری؟ نکنه زیر شالت پُره؟!

پیشنهاد
٦

گران بازی: گران فروشی گرون باز: گرون فروش

پیشنهاد
٦

قاپک: قوزک پا و زانو

پیشنهاد
٦

اصطلاح به خود افتادن به خودش افتاده: ۱. هول شده و داره سرخود یه کارایی به نفع خودش می کنه. ۲. بدون توجّه به دیگران یا دور از چشم دیگران داره حسابی م ...

پیشنهاد
٦

سنگ افتادن در کتری یا ظرف غذا: دیرجوش بودن، وقتی می گوییم که غذای مایع یا آب به جوش نمی آید. - اینم که جوش نمی آد، انگار سنگ افتاده توش!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

- غذا سه ساعته رو گازه آخ نگفته! یعنی نپخته، همون جور مثل اوّلش مونده. - همه چی رو به هم ریخت یک آخ نگفت. یعنی عکس العملی نشون نداد عین خیالش نب ...

پیشنهاد
٧

گُر گُر، گُرّ و گُر: رفت و آمد پشت سر هم و زیاد زیاد و فراوان - وایسا، نیا! داره گر گر ماشین رد می شه.

پیشنهاد
٧

کوت کردن، کود کردن: روی هم انبار کردن، تلنبار کردن

پیشنهاد
٧

( کاری را ) از خود دیدن: اطمینان به توانایی خود در انجام کاری - از خودش می بینه که پیش قدم شده. از خود ندیدن: در خود سراغ نداشتن، حال و حوصله و توا ...

پیشنهاد
٦

دم و دستگاه دیدن: دم و دستگاه چیدن، تدارک عالی برای مهمانی

پیشنهاد
٦

تُکُم، تَکُم: تکان

پیشنهاد
٦

گَل: گلو، گردن

پیشنهاد
٦

چَپی: چفیه، چپیه

پیشنهاد
٦

لا زدن: تا زدن، تا کردن لباس و پارچه

پیشنهاد
٦

بادی که صبح دم خروس رو تکون بده تا شب دم خر رو می کنه ( ضرب المثل ) : باد صبح زود، تا شب طوفان می شه. از اوّلش که این طور قوی و شدیده، آخرش چی می ش ...

پیشنهاد
٦

بکُش کاری را انجام دادن: کاری را خیلی سریع و بدون اتلاف وقت انجام دادن

پیشنهاد
٧

سِبِر: با پشتکاری فراوان، مُصِرّانه و پیگیرانه

پیشنهاد
١

Can I get/have your number? What's your number? Would you give me your ( phone number ) , please? Could I have your phone number? Let me get your num ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خُرد ( صفت ) : کودک، کوچک، حقیر خُردی ( حاصل مصدر ) : کودکی، کوچکی، حقارت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عینِ ثابت یعنی حقیقتِ ثابتِ هر چیز در علم خداوند قبل از تجلّی و ظهور در عالم. هر موجودی در جهان، تجلّیِ عینِ ثابتِ مخصوصِ خودش است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ضیق، مضیقه ضاقَ فعل است، یعنی: تنگ شد، ناتوان شد، محدود شد.