دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
از جا در شدن: کنایه از فراموش کردن جایگاه و موقعیت اجتماعی خود انجام دادن رفتارهای ناسازگار با موقعیت فرد و پا از حد فراتر گذاشتن - طرف از جاش در شد ...
دَر شدن: بیرون آمدن
رَجه: طناب، بند رخت
هوشت کردن ( ــِ فردی ) : برانگیختن تحریک کردن فرد برای انجام کاری، به هر طریقی - بیخودی هوشتش نکن! بذار بشینه سر جاش.
چِشغاله ( چشمغاله ) : چشم غُرّه
جدیدترین ترجمهها
او همچنان در غم از دست دادن همسرش سوگواری می کند یا هنوز سوگوار مرگ همسرش است.
دیشب پدر و مادرم دوباره داشتند سر پول بگو مگو می کردند.
درگیری در بار شروع شد و سپس به خیابان کشیده شد.
اسب برنده کوچک بود امّا دل و جرأت زیادی داشت.
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
با سلام بَرین: برتر، اعلی بِرین: قاچ مُعتنی: اعتناکننده، اهتمامگر خونیان: قاتلان، جنگندگان مُفیق: هوشیار، بیدار صَحو: بازگشت از مستی به هوشیاری
. .. تو شد نشان آن کشش بر تو بی کاری بود چون جان کنش ✏ مولانا
سلام و عرض ادب گزینه سوم✔️ تقریباً گزینهها هممعنا هستند ولی فقط تاسه، وزن مناسبی میدهد و مهمتر اینکه شاعر از این واژه استفاده کرده.
سلام و عرض ادب افتقاد: جستن گمشده/ دلجویی صحّه نوش: طبیب و نیز صحّت و گوارا باشد واصف: توصیفگر اطباق: طبقها، طبقهها نَشّاب: تیرانداز، تیرساز
هر رطبی کز سر این خوان بُوَد آن نه سخن پارهای از جان بُوَد ✏ «نظامی»
با سلام گزینه دوم✔️ همینطور که گفتهاند: «پرده رازی که سخنپروریست سایهای از پرده پیغمبریست» پس شاعران، پیرو راه پیمبرانند و میوهی شیرینِ سخنی که در سفره الهیِ خود دارند، از دل و جانشان روییده و کام مخاطب را شیرین کرده.
سلام گزینه دوم✔️ Altercation: بحث، مجادله، دعوا Preoccupied: گرفتار، مشغول (از نظر فکری و ذهنی) Clandestine پنهانی Antithesis : تضاد، نقطهمقابل