دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٢٠,٠٩٦
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢٦٠
لایک
لایک
١,٧١٢
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١٦,٥٥٤
رتبه
رتبه در بپرس
١٦
لایک
لایک
١,٠٧٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١٠

جدیدترین پیشنهادها

دیدگاه
١

گامبو

دیدگاه
١٥

ویر گرفتن: هوس کردن، کاری را از روی هوس آنی انجام دادن - الان ویرم گرفته کتاب بخونم.

دیدگاه
١٣

ساعت دقه: ساعت دقیقه، دم به دم

دیدگاه
١١

قِرباد گرفتن: تغییر رفتار ناگهانی بدون دلیل، دچار هوس آنی شدن ( لفظی خنده دار و خودمانی است. )

دیدگاه
١١

فرش زیر پا را فروختن: هر جوری شده هزینه چیزی را فراهم کردن - شده فرش زیر پام رو هم می فروشم این بچّه رو می فرستم بهترین مدرسه.

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He is still grieving at the loss of his wife.
دیدگاه
٣

او همچنان در غم از دست دادن همسرش سوگواری می کند یا هنوز سوگوار مرگ همسرش است.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
My parents were fighting about money again last night.
دیدگاه
٣

دیشب پدر و مادرم دوباره داشتند سر پول بگو مگو می کردند.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The fight began in the bar and then spilled into the street.
دیدگاه
٣

درگیری در بار شروع شد و سپس به خیابان کشیده شد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Misery loves company.
دیدگاه
٤

خرمن سوخته همه را خرمن سوخته می خواهد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The winning horse was small but had a lot of heart.
دیدگاه
٤

اسب برنده کوچک بود امّا دل و جرأت زیادی داشت.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

٢ رأی
٥ پاسخ
٦٥ بازدید

The...........................between two friends cooled down after they talked honestly.  1. Temperature  2. Collocation  3. Confirmation  4. Dedication

٥ روز پیش
٣ رأی

با سلام و عرض احترام  به نظرم گزینه  ۱ درسته و مشکلی نیست

١ روز پیش
٢ رأی
٦ پاسخ
٨٩ بازدید

1) اعلان جنگ 2) اعلام جنگ

١ هفته پیش
٣ رأی

با سلام اعلان یعنی علنی کردن و آشکار کردن که اخیراً به‌جای خبر دادن(اعلام) هم به کار می‌ره. و اعلام از ریشه علم یعنی مطّلع کردن و آگاهی دادن مثل اعلام نتایج  الان هم به علنی کردن و اظهار جنگ و هم  اعلام آن، اعلان جنگ گویند.

١ هفته پیش
٢ رأی
تیک ٦ پاسخ
٧٧ بازدید
چند گزینه‌ای

کسی کز تو ماند ستودان کند بپرد روان تن به زندان کند ✏ «فردوسی»  

١ هفته پیش
٤ رأی

با سلام  بپرد روان: جانش پر بزند و برود(بمیرد) تن به زندان کند: جسم را خاک کند، دفن کند. پس گزینه ۲ و ۱ هر دو درستن.

١ هفته پیش
٤ رأی
تیک ٧ پاسخ
١٧٨ بازدید
چند گزینه‌ای

برستم بگفتا غم آمد به سر نهادند رستمش نام پسر ✏ «فردوسی»  

٢ هفته پیش
٤ رأی

با سلام بگفتا: بِرَستم، غم به سر آمد نام پسر را رستم نهادند رها شدن، تهمتن گزینه چهارم ✔️

٢ هفته پیش
٣ رأی
تیک ٦ پاسخ
٩٤ بازدید
چند گزینه‌ای

که پروردهٔ مرغ بی‌دل شدست از آب مژه پای در گل شدست ✏ «فردوسی»  

٢ هفته پیش
٤ رأی

سلام گزینه دوم زال که پرورش یافته سیمرغ بود، عاشق  (رودابه) شد و  اشک چشمانش روان است (آن‌قدر گریسته که زمین خیس شده و پاهایش در کل فرو رفته!).

٢ هفته پیش