پیشنهادهای مائده علی بیگی (١٥)
٣٩
١٠ ماه پیش
٠
آزادانه و بدون محدودیت Deep and freeform connection. . . . اتصال عمیق و بدون محدودیت/ آزادانه. . . .
١٠ ماه پیش
١
یه معنی دیگه هم داره: , مشکل یا فعالیت سخت
١٠ ماه پیش
٠
Irregular objects اشکال غیرهندسی
١٠ ماه پیش
٠
وقت محدود
١٠ ماه پیش
١
شانس، احتمال
١٠ ماه پیش
٠
مداخله کردن در چیزی
١٠ ماه پیش
٠
محاسبه کردن چیزی
١٠ ماه پیش
٠
کنترل شده
١٠ ماه پیش
٠
میشه گفت: آب از سرش گذشت، کار از کار گذشته
١٠ ماه پیش
١
مولفه
١١ ماه پیش
٠
مستاصل
١ سال پیش
١
با دقت به چیزی نگریستن
١ سال پیش
٠
از آخرین رویدادها خبر داشتن
١ سال پیش
٢
لذت بخش
١ سال پیش
١
به نفع