پیشنهادهای مائده علی بیگی (١٥)
٧٠
١ سال پیش
٠
آزادانه و بدون محدودیت Deep and freeform connection. . . . اتصال عمیق و بدون محدودیت/ آزادانه. . . .
١ سال پیش
١
یه معنی دیگه هم داره: , مشکل یا فعالیت سخت
١ سال پیش
٠
Irregular objects اشکال غیرهندسی
١ سال پیش
٠
وقت محدود
١ سال پیش
١
شانس، احتمال
١ سال پیش
١
مداخله کردن در چیزی
١ سال پیش
٠
محاسبه کردن چیزی
١ سال پیش
٠
کنترل شده
١ سال پیش
٠
میشه گفت: آب از سرش گذشت، کار از کار گذشته
١ سال پیش
١
مولفه
١ سال پیش
٠
مستاصل
١ سال پیش
١
با دقت به چیزی نگریستن
١ سال پیش
٠
از آخرین رویدادها خبر داشتن
١ سال پیش
٢
لذت بخش
١ سال پیش
١
به نفع