پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٨١٢)
چشم بسته_کورکورانه_شانسی_اتفاقی پس جلدی از آن کتاب را علی العمیا گشودید کتاب حاجی بابای اصفهانی جیمزموریه ترجمه مجتبی مینوی
استوار سخت. محکم وسیله ای فلزی که سنگ تراشان بدان سنگ تراشند ( کتاب حاجی بابای اصفهانی _جیمز موریه )
در گویش شوشتری و دزفولی به معنی خیس شدن و تر شدن استفاده میشود
خیس شدن، تر شدن حالا خودشان را تر و تلیس، چرک و ناراحت حس کردند - تمشک تیغ دار آنتوان چخوف ترجمه صادق هدایت
آبشار/آبشارها در گویش شوشتری به آبشارهای سازه های آبی شوشتر سیکا می گفتند این آبشار ها خروجی تونل هایی است که برای استفاده از نیروی آب بصورت دست کند ...
بر پا شدن افتاده - بهبود یافتن بیمار - شفا یافتن مریض و ناتوان
محل تخلیه ادرار و مدفوع - مستراح - خلا آصف الدوله یک مبالی ساخت تا که خلقش کنند یاد از پس هر که در آن مبال رید بگفت توشه آخرت همینش بس
جامه و لباس تولید شده در خوزستان - دیبای شوشتر - پرند شوشتر
کمک رساندن - یاری کردن - معاونت نمودن
خطا ، انحراف از نتیجه گیری صحیح در مطالعات
فوت گشتن، فانی شدن، ازدست رفتن
گرفتاری های کاری و شغلی