پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٩٩٣)
عذرها پوزش دستاویزها بهانه ها . . . . . این معاذیر مورد قبول دولت فرانسه نیفتاد. . . . . سفرنامه شاردن
خود بین خود پسند خود ستا مغرور متکبر پر ادعا متفرعن گران سر . . . . . در نظر فرانسویان وی خویشتن بین؛ خشن؛ تند خو و آتشناک بود. . . . سفرنامه شاردن
خصمانه توام با دشمنی عناد ورزانه توام با عداوت . . . . . مسیو دولاهه رفتار دشمنانگی صدراعظم را نادیده و سخنان پر نیش و دل آزارش را ناشنیده می گرفت. ...
رفتار پسندیده رفتار خوب اخلاق نیکو . . . . . بر اثر گزارش این بزرگ مرد ستوده منش کریم گوهر دولت فرانسه مسیو دولاهه را احضار کرد. . . . . . سفرنامه ...
رضایت خاطر راضی کردن خشنود نمودن طلب رضا کردن . . . . . . یکی از بزرگان را برای ترضیه خاطر صدراعظم عثمانی به مشرق زمین. . . . . . سفرنامه شاردن
فقیر مستمند بیچاره ندار . . . . . نمی دانم چه اتفاق نامسعودی این سیه ستاره رنجمند تنک زندگی را به. . . . . سفرنامه شاردن
رنجور بیمار مریض دردمند . . . . نمی دانم چه اتفاق نامسعودی این سیه ستاره رنجمند تنک زندگی را به. . . . سفرنامه شاردن
بد اقبال فلک زده بد طالع نگون بخت . . . . . نمی دانم چه اتفاق نامسعودی این سیه ستاره رنجمند تنک زندگی را به. . . . . سفرنامه شاردن
تیزخشمی تندخویی خشمناکی عصبی مزاجی . . . . . متصدی کشف رمز سفارت که از تندخویی و آتش نهادی صدراعظم عثمانی کاملا آگاه بود. . . . سفرنامه شاردن
اهتمام ویژه تلاش جدی کوشش بسیار مساعی فراوان . . . . . در تحکیم وضع بازرگانی و گرمی بازار دادوستد آنان جهد بلیغ می کرد. . . . سفرنامه شاردن
بد پنداری بد گمانی توهم بی فکری بد آهنگی . . . . . ناپختگی و عدم شایستگی و ناخوش خیالی مسیو دولاهه. . . . . سفرنامه شاردن
دشمنی کردن متخاصم بودن عناد ورزیدن مخالفت کردن کینه ورزیدن . . . . . و این رسم بزرگ را به جا نیاورده بود به سردمهری و دشمن رویی وی را پذیرفت. . . س ...
بد قدم نحس بدشگون نامبارک . . . . . بی شک این نورسیدگان شوم قدم و سخت روی و افزون جو. . . . . سفرنامه شاردن
عیاش هوسران بوالهوس شهوت پرست . . . . . این پیر خنده ناک زودمهر هوس جو داستان ازدواج خود را. . . . . . سفرنامه شاردن
بسیار مهربان با عاطفه پر محبت با محبت با عطوفت . . . . . این پیر خنده ناک زودمهر هوس جو داستان ازدواج خود را. . . . . سفرنامه شاردن
شاد خندان خنده رو متبسم . . . . . این پیر خنده ناک زودمهر هوس جو داستان ازدواج خود را. . . . . سفرنامه شاردن چو بی زعفران گشته ای خنده ناک مخور ...
جنگ ستیز دشمنی زد و خورد هر دو صورت گر به هم ماند رواست آب تلخ و آب شیرین را صفاست ساحران موسی از استیزه را برگرفته چون عصای او عصا مولوی
روکش نقره نقره اندود آب نقره داده شده . . . . سکه های پنج سویی مسینی ضرب شد که روی آن را مفضض کرده بودند. . . . سفرنامه شاردن
تندرو سریع السیر مانند باد سریع صفتی برای اسبان تیز رو . . . . و اسبهای ازمیر که مهم ترین شهرهای منطقه آناتولی است به زیبایی و تیزگامی و باد رفتاری ...
انصاف داشتن منصف بودن به عدالت رفتار کردن دادگستری پیشه کردن . . . . . و همواره عدالتʼ نصفتʼ مهربانی و همه فضایل انسانی را به دیده تکریم. . . . . ...
علمای جلیل القدر علمای بزرگ بزرگان جلیل القدر . . . وی از جمله اجله علمای ایران است و به بسیاری از علوم و امور و اسرار کشور کاملا آگاه می باشد. سف ...
زاری کردن خوار شدن تضرع نمودن . . . . اما سرانجام چندان جبین ضراعت بر آستان حاجب سایید و ناله و زاری کرد. . . . سفرنامه شاردن
عجله کردن تسریع نمودن تعجیل کردن تند عمل کردن . . . علی رغم لغو فرمان به پای شتاب راه اصفهان را پیش گرفت. سفرنامه شاردن
نیزه کوچک سناره دنباله دار . . . . منجمان ستاره دنباله دار را نیزک که معنی نیزه کوچک است می نامند. . . . . سفرنامه شاردن
ستارگان . . . . . حرکت روشنان فلکی و اقتران و افتراق آنها و گردش ماه و خورشید. . . . . سفرنامه شاردن
جان گزا ناراحت کننده غم افزا موجب غم وغصه . . . . . اگر حادثه الم انگیز زلزله روی ننموده بود . . . . سفرنامه شاردن
جمع عقوبت سزای بدی باد افره جزای کار بد . . . و عقوبات آن را خود باید تحمل و چاره گری کند. سفرنامه شاردن
هم اندازه برابر به میزان هم قدر . . . خبر ناگوار دیگر ی به شاه رسید که همچند مرگ فرمانده کل مایه غم و اندوه. . . سفرنامه شاردن
افسرده نالان مرثیه سرا سوگوار . . . . . اما شاه از درگذشتش دریغاگوی و سوگوار شد. . . سفرنامه شاردن
آتشین سوزناک سوزنده سوزان بدخوی تندخوی بد اخلاق عصبانی تند مزاج . . . از یک سو خودخواه و تیزخشم و آتشناک و از دگر سو تودار. . . سفرنامه شاردن
جقه کلاه مرصع تاج افسر شاهی . . . . سه جیقه که بهای مجموع آنها افزون بر پنجاه هزار اکو بود به او مرحمت کرد. . . . . سفرنامه شاردن
خدمتکار نوکر کارگزار خدمه . . . . . . پانزده شانزده تن خدمتگر نیز همراهش کرد. . . سفرنامه شاردن
رفع شبهه عدم اشتباه . . . . صفی اول جد پادشاه کنونی که برای عدم التباس با صفی دوم. . . . سفرنامه شاردن
غارت گری تاراج کردن چپاول نمودن دزدی کردن . . . بر اثر کشتار و تاراج گری و آتش افروزی آن قوم وحشی. . . سفرنامه شاردن
تغافل خود را به غفلت زدن تحامق تباله . . . . . وحکایاتی که تباله و تحامق و تغابی ( خود را به غفلت زدن ) در آن دیده میشود. . . کتاب جوحی
خود را ابله جلوه دادن خود را به حماقت زدن . . . . . و حکایاتی که تباله ( خود را ابله نمودن بی آنکه ابله باشد ) . . . . . کتاب جوحی دکتر احمد مجاهد
موعظه کردن اندرز دادن پند گرفتن نصیحت کردن . . . و احداث متعلمان بظن علم و موعظت نگردند. . . کلیله و دمنه
مطالعه کردن خواندن تحقیق نمودن غور کردن . . . . . بهم پیوست تا حکما برای استفادت آن را مطالعت کنند. . . . کلیله و دمنه
استفاده بردن فایده داشتن مفید بودن . . . . . دیگر اینکه پند و حکمت و لهو هزل بهم پیوست تا حکما برای استفادت آن. . . . . . کلیله و دمنه
ظلم ستم جور جفا خواجه را کشتی باستم زار زار هم بر ینجا خواجه گویان زینهار ✏ �مولوی�
شتاب عجله فوری زود کارد از اشتاب کردی زیر خاک از خیالی که بدیدی سهمناک ✏ مولوی که این باره را نیست پایاب اوی درنگی شود شیر زاشتاب اوی ✏ �فردوسی�
کتابت کردن نیکو نوشتن آراستن نگارش . . . . . به هر جهت مقصود از تلفیق و تنمیق این نسخه ایراد نوادر حکایات عجیبه. . . . . کتاب جوحی احمد مجاهد
صابون گیاهی که با آن رخت شویند از پی اشنان سوی بقال شد میغ پیدا آمد و آن حال شد کتاب جوحی احمد مجاهد کنون اختر گازر اندرگذشت به دکان شد و برد اشنا ...
آب کش صافی پرویزن کتاب جوحی احمد مجاهد
طنازان لطیفان مزاحان کتاب جوحی احمدمجاهد
ژولیده آشفته بیقرار هیجان زده زن کنیزک را پژولیده بدید درهم و آشفته و دنگ و مرید ✏ �مولوی�
قوچ گوسفند نر . . . پنبه در آتش نهادم من به خویش اندر افکندم قج نر را به میش مولانا
آشکار واضح هویدا . . . و معایب آنها را بدون شرم و حیا منکشف می کند. کتاب جوحی
عموما غالبا اکثرا . . . گفتنی است که خواجه ها بر عموم در پنهان داشتن احساسات خود. . . سفرنامه شاردن
شومی بدشگونی بدبختی بدشانسی . . . سپاس خدای را که شامت بدگویی هایش دامنگیر خودش شد. . . سفرنامه شاردن