پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦٨٠
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام درختی خوش بو است که صندل هم گفته میشود هر هلاک امت پیشین که بود زانک چندل را گمان بردند عود ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شعبده بازی گیج کردن سرگشته نمودن گفت موسی سحر هم حیران کنیست چون کنم کین خلق را تمییز نیست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جویدن نیشکر کنایه از کار کم اهمیت بعد شکر کلک خایی چون کند بعد سلطانی گدایی چون کند ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جذب نمودن بخود کشیدن طلب کردن معدهٔ خر که کشد در اجتذاب معدهٔ آدم جذوب گندم آب ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکوهیده بد ناپسند زشت هست موسی پیش قبطی بس ذمیم هست هامان پیش سبطی بس رجیم ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عاقبت نگر عاقبت اندیش عاقبت بین فضل مردان بر زن ای حالی پرست زان بود که مرد پایان بین ترست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک چشم کور یک چشم تا نباشی هم چو ابلیس اعوری نیم بیند نیم نی چون ابتری ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صاحب حرفه فن ورز پیشه ور استاد کار طبع تیز دوربین محترف چون خر پیرش ببین آخر خرف ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سر انگشتان نوک انگشتان بس انامل رشک استادان شده در صناعت عاقبت لرزان شده ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نابایسته ناشایسته نامناسب غیر ضروری زان عمامهٔ زفت نابایست او ماند یک گز کهنه ای در دست او ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزد جیب بر راهزن در ره تاریک مردی جامه کن منتظر استاده بود از بهر فن ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابقا کردن برجای گذاشتن زنده گذشتن بهر استبقای حیوان چند روز نام آن کردند این گیجان رموز ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقوق نفقه معاش مقرری گفت شاهنشه جرااش کم کنید ور بجنگد نامش از خط بر زنید عقل او کم بود و حرص او فزون چون جرا کم دید شد تند و حرون ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رهبر قائد زعیم امام پیشوا بزرگ نه تو گفتی قاید اعمی به راه ؟ صد ثواب و اجر یابد از اله ؟ ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مگذار نگذار هین بمگذار ای شفا رنجور را تو ز خشم کر عصای کور را ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خالص بدون هر آلایشی بدون هر ناخالصی ره شناسی می بباید با لُباب هر رهی را خاصه اندر راه آب ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشعشع تابان پرنور درخشان هین مشو پنهان ز ننگ مدعی که تو داری شمع وحی شعشعی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رسوایی بدنامی آنچ منصب می کند با جاهلان از فضیحت کی کند صد ارسلان ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خلاصی رهایی آراستگی خویش ابله کن تبع می رو سپس رستگی زین ابلهی یابی و بس ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غره مغرور غفلت زده غافل مغفول تو چه دانی ای غرارهٔ پر حسد منت او را خدا هم می کشد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلند استوار محکم قوی که برآیم بر سر کوه مشید منت نوحم چرا باید کشید ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناگری بلد بودن فن شنا زیرکی سباحی آمد در بحار کم رهد غرقست او پایان کار ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکروهی چیزی مورد اکراه آن چنان خوش کس رود در مکرهی کس چنان رقصان دود در گم رهی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگرز هستم رنگ ساز هستم روشنی بخش رنگ رنگ تست صباغم توی اصل جرم و آفت و داغم توی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر افراخت برپا کرد نه بهانه کرد و نه تزویر ساخت نه لوای مکر و حیلت بر فراخت ✏ مولانا وز آنجا به رفتن علم برفراخت که آن خاک با باد پایان نساخت ✏ � ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نابودی ویرانی خرابی پس که هدم مسجد ما بی گمان نبود الا بعد مرگ ما بدان ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همی توانی می توانی زان همی تانی بدادن تن به کار که بپوشید از تو عیبش کردگار ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متمرکز بر چیزی دقیق شدن در کاری یا بر چیزی عقل مازاغ است نور خاصگان عقل زاغ استاد گور مردگان ✏ مولانا ز آن گل و ز آن نرگس کان باغ داشت نرگس او س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عالم دانشمند علم آموز دفن کردش پس بپوشیدش به خاک زاغ از الهام حق بد علم ناک ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موی شکاف دقیق ریزبین گرچه اندر مکر موی اشکاف بد هیچ پیشه رام بی استا نشد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مر این که منه آن سر مرین سر زیر را هین مکن سجده مرین ادبار را ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سم ما ببوش و عارض و طاق و طرنب سر کجا که خود همی ننهیم سنب ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود نمایی طاق و طرنب ما ببوش و عارض و طاق و طرنب سر کجا که خود همی ننهیم سنب ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گدایی کردن چیزی خواستن از کسی هیچ دیوانهٔ فلیوی این کند بر بخیلی عاجزی کدیه تند ✏ مولانا خواستن کدیه است خواهی عشر خوان خواهی خراج زانکه گر ده نام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حاکم قاضی زورمند چیره قوی صد هزاران عاقل اندر وقت درد جمله نالان پیش آن دیان فرد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تنگ دستی نیازمندی فقر و فاقه بعد سالی چند بهر رزق و کشت شاعر از فقر و عَوَز محتاج گشت ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پوز دهان گرادگرد دهان از چنو شاعر نس از تو بحردست ده هزاری که بگفتم اندکست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

غره کردن گول زدن مکر نمودن کودکان را حرص می آرد غرار تا شوند از ذوق دل دامن سوار ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نارس خام و نپخته بی عقل غوله ای را که بر آرایید غول پخته پندارد کسی که هست گول ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پنهان آتش زیر خاکستر آن سیاهی فحم در آتش نهان چونک آتش شد سیاهی شد عیان ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جویدن لقمه خوائیدن لقمه چون روان باشی روان و پای نی می خوری صد لوت و لقمه خای نی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بودیعه سپرده شده به امانت داده شده سپردن چیزی به کسی تو بکردی او بکردی مودعه زانک ارض الله آمد واسعه ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زهرآگین مسموم زهردار سمی لیک زین شیرین گیای زهرمند ترک کن تا چند روزی می چرند ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هیمنه جاه و جلال شکوه طنین موج طوفان هم عصا بد کو ز درد طنطنهٔ جادوپرستان را بخورد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترس و سرگشتگی حیرانی در نظاره صید و صیادی شه کرده ترک صید و مرده در وله ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رضیع م شیر دادن به طفل دایه طفل مادر رضاعی گفت احمد را رضیعم معتمد پس بیاوردم که بسپارم به جد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موضعی در مسجدالحرام مابین در کعبه و مقام ابراهیم چون همی آورد امانت را ز بیم شد به کعبه و آمد او اندر حطیم ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسیکه حلقه در را بصدا در می آورد کسیکه دق الباب می کند گدایی که در میزند برای گدایی کردن پس مثال تو چو آن حلقه زنیست کز درونش خواجه گوید خواجه نیست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی که دق الباب می کند کسی که حلقه در را بصدا در می آورد گدا سائل درخواست کننده چیزی از صاحبخانه حلقه زن زین نیست دریابد که هست پس ز حلقه بر ندارد ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زنده کردن زنده گردانیدن حجت انکار شد انشار تو از دوا بدتر شد این بیمار تو ✏ �مولانا�