پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦٥٩
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذای پخته شده در دیگ چونکه پختم به دور هفت هزار دیگ پختی چنین به هفت افزار ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در همه سفره که آسمان دارد اجری مملکت دو نان دارد کمتر اجری خور تو را به قیاس قوت هفت اختر است جرعه کاس ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب خوردن فروخوردن آب داد جرعش به کوه و دریا قوت نام این در نشان آن یاقوت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چون او شبیه او مانند او از قبای چنو کله داری ز آسمان تا زمین کله واری وز کمان چنو جهان گیری چرخ نه قبضه کمترین تیری ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقاشان تصویرگران ناف خلقش چو کلک رسامان مشک در جیب و لعل در دامان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبرزینش تبرزین او ناچخش زیر اژدها ی علم اژدها را چو مار کرده قلم ✏ �نظامی� ز بس در دهن ناچخ انداختن نفس را نه راه برون تاختن ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام یکی از حکم رانان اسدی را که بودلَف بنواخت طالع و طالعی به هم در ساخت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گنج دفینه مدفون شده پنهان کرده وز دگر نسخه ها پراکنده هر دُری در دفینی آکنده ✏ �نظامی� داد تا بر وی آفرین کردند با تن کشتگان دفین کردند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندکی کمی پاره ای ذره ای مانده زان لعل ریزه لختی گرد هر یکی زان قراضه چیزی کرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیرک باهوش هوشمند روشن رای چابک اندیشه ای رسیده نخست همه را نظم داده بود درست ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوشبو عطرآگین عطسه ای ده ز کلک نافه گشا ی تا شود باد صبح غالیه سای ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قطرات اشک قطرات آب پلپلی چند را بر آتش ریز غلغلی در فکن به آتش تیز ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احاطه کردن محیط بودن اشراف داشتن همگی را جهت کجا سنجد ؟ در احاطت جهت کجا گنجد ؟ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عازم راهی سفر کرده عزیمت نموده گشت از آن تخت نیز رخت گرای رفرف و سدره هردو ماند به جای ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مردم شیطان صفت مردم دیو سرشت پلید دو امین بر امانتی گنجور این ز دیو آن ز دیو مردم دور ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرافرازی سربلندی سروری سر برآور به سرفراختنی دو جهان خاص کن به تاختنی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرافرازی سربلندی سروری سر برآور به سرفراختنی دو جهان خاص کن به تاختنی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاجدار پادشاه سلطان تاج بِستان که تاج ور تو شدی بر سر آی از همه که سر تو شدی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گنجینه محل نگهداری گنج خزانه چار یارش گزین به اصل و به فرع چار دیوار گنج خانهٔ شرع سخنی کاو چو روح بی عیب است خازن گنج خانهٔ�غیب است ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_شیپورچی نقاره زن سرنا نواز 2_وعده پنج نوبت زن ِ شریعت پاک چار بالش نِهِ ولایت خاک ✏ �نظامی� چو نوبت زن شاه زد کوس جنگ جرس دار زنگی بجنباند زنگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پناه خواه یاری خواه این نظامی پناه پرور تو به در کس مرانش از در تو ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارای راز دارای اسرار اسرار نهان داشتن راز پوشیده گرچه هست بسی بر تو پوشیده نیست راز کسی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرا بپذیر مرا قبول کن در که نالم ؟ که دستگیر تویی در پذیرم که درپذیر تویی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای من هستی چه سخن کاین سخن خطاست همه تو مرایی جهان مراست همه ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

رازهای نجوم رازهای ستارگان دقایق آسمانها هر چه هست از دقیقه های نجوم با یکایک نهفته های علوم ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غوغا آشوب گیتی و آسمانِ گیتی گَرد بر درِ تو زنند بردابرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسمان گرد گردش آسمان گردش افلاک گیتی و آسمانِ گیتی گَرد بر درِ تو زنند بردابرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرخ به رنگ آتش به رنگ اخگر آتشین رنگ تو دهی و تو آری از دل سنگ آتش لعل و لعلِ آتش رنگ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرداننده حال و احوال یا محول حول و الاحوال تغییر دهنده اوضاع و احوال حال گردان تویی به هر سانی نیست کس جز تو حال گردانی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرداننده حال و احوال تغییر دهنده اوضاع حال گردان تویی به هر سانی نیست کس جز تو حال گردانی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شب تاریک شب ظلمانی ای ز روز سپید تا شب داج به مدد های فیض تو محتاج ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود رای خود پسند تو که جوهر نیی نداری جای چون رسد در تو وهم شیفته رای؟ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حلقه بگوشان غلامان بندگان روز و شب سالکانِ راه تواند سفته گوشانِ بارگاه تواند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هستی بخش آفریننده خالق هست بود ِ همه درست به تو بازگشت همه به توست ، به تو ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1_خنیانگر آهنگ ساز. آهنگ نواز 2_رحیم بخشاینده ناز و نواز ای جهان را ز هیچ سازنده هم نوا بخش و هم نوازنده ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روزی دهنده روزی رسان نان و نوا رزاق رازق ای جهان را ز هیچ سازنده هم نوا بخش و هم نوازنده ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نی حصیر فرشی بافته شده از برگ درخت نخل ندهد هوشمند روشن رای به فرومایه کارهای خطیر بوریاباف اگر چه بافنده ست نبرندش به کارگاه حریر گلستان سعدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تغذیه شده خورده شده غذا داده شده زنده از تو شاد از تو عایلی مغتذی بی واسطه و بی حایلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنی بارگاه و حرم و مقبره هم بکار رفته کردند چنانکه داشت راهی بر تربت هر دو روضه گاهی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پهلو کنار جنب بغل نزدیک پهلوگه دخمه را گشادند در پهلوی لیلی اش نهادند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دردمندان مبتلایان درد دیدگان خویشان و گزیدگان و پاکان جمع آمده جمله دردناکان ✏ نظامی درمان کن درد دردناکان مرهم نه ریش سینه چاکان ✏ جامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دلیران افراد نترس افراد بی باک گستاخ روان آن گذرگاه کردند درون آن حرم راه ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیکاران عیاران افراد تن پرور و ولگرد ولگرد افراد بیخانمان وان یاوگیان رایگان گرد پیرامن او گرفته ناورد ✏ نظامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوابیده مرده بر مهد عروس خوابنیده خوابش بربود و بست دیده ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسیل محل عبور سیلاب در خانهٔ سیل ریز منشین سیل آمد، سیل، خیز! منشین! ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسیاب گردان آسیابی که با نیروی خر و گاو و شتر می چرخد دوری کن از این خراس گردان کو دور شد از خلاص مردان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه محل محل فرو رفتن محل غور کردن محل ابتلا ریشی نه که غورگاه غم نیست خاریدهٔ ناخن ستم نیست ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نیستی گر دور شدی ز چشم رنجور یک چشم زد از دلم نه ای دور ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماهش شبیه ماه ماه وش مهوش شد بدر مهیش چون هلالی وان سرو سهیش چون خیالی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حدیث کنان سخن گویان سیب از زنخی بدان نگونی بر نار زنخ زنان که چونی؟ ✏ �نظامی�