پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٩٩٣)
طفلی ها بیچارگان ز آه آن طفلگان دردآلود گردی از غار بردمید چو دود ✏ �نظامی�
سربازان نگهبانان محافظان بر نشان دادن خلیفهٔ تخت می زدند آن وشاقگان را سخت ✏ �نظامی�
منزل کوچک جای تنگ خانه تنگ غار تنگ که چو شه بر شکار کرد آهنگ راند مرکب بدین کریچهٔ تنگ ✏ �نظامی�
اسب دواندن مرکب راندن به تاخت رفتن تاختن کرد بر گور مرکب انگیزی داد یکران تند را تیزی ✏ �نظامی�
شکر گذاری سپاس گذاری امتنان تشکر کردن بر هلاکش سپاسداری کرد کار ازان پس به استواری کرد ✏ �نظامی�
در پیچید جمع کرد همه طومار ها به هم در پیخت داد تا پیک پیش خسرو ریخت ✏ �نظامی�
درهم پیچیدن جمع آوری کردن همه طومار ها به هم در پیخت داد تا پیک پیش خسرو ریخت ✏ �نظامی�
درهم پیچیدن جمع کردن همه طومار ها به هم در پیخت داد تا پیک پیش خسرو ریخت ✏ �نظامی�
خشت نم کشیده کنایه از آزرده شدن شه درین خشت خانهٔ خاکی خشت نمناک شد ز غمناکی ✏ �نظامی�
خانه ای ساخته شده از خشت کنایه از دنیا شه درین خشت خانهٔ خاکی خشت نمناک شد ز غمناکی ✏ �نظامی�
کنایه از دنیا شه درین خشت خانهٔ خاکی خشت نمناک شد ز غمناکی ✏ �نظامی�
زشت خو شیطان صفت پلید افکار گفتم از طبع دیو رای بترس عجز من بین و از خدای بترس ✏ �نظامی�
کارمندان افراد غیر سپاهی و لشکری حقوق بگیران یا چو اطلاقیان بی نانم روزی یی نو کند ز دیوانم ✏ �نظامی�
کارمندان غیر سپاهی ابواب جمعی غیر لشکری یا چو اطلاقیان بی نانم روزی یی نو کند ز دیوانم ✏ �نظامی�
1_رصدگاه اوج گاه رصدخانه 2_باج گاه خراج گاه جایی که خراج محاسبه و بستانند من رئیس فلان رصد گاهم کز مطیعان دولت شاهم ✏ �نظامی�
یتیمان پدر مرده گان بی سرپرستان تنگدستان ز من فراخ درم بیوگان سیر و بیوه زادان هم ✏ �نظامی�
یتیم فرزند پدر مرده تنگدستان ز من فراخ درم بیوگان سیر و بیوه زادان هم ✏ �نظامی�
طول عمر افزایش عمر درازای عمر از پی جان درازی شه شرق کردم آفاق را به شادی غرق ✏ �نظامی�
گردنبند مروارید آمدم سوی شهر حوصله پُر چشم روشن بدان علاقهٔ�دُر ✏ �نظامی�
چوب دستی گرز عصا در بیت زیر کنایه از الت گرد او گشت و گرد می افشاند گه دم و گه دبوس می جنباند ✏ �نظامی�
چاپلوسی تملق خواند سگ را به سگ زبانی خویش سگ دویدش به مهربانی پیش ✏ �نظامی�
صاحب گله مالک گله مال داری اوفتادم من بیابانی از گله صاحبی به چوپانی ✏ �نظامی�
مامور مالیات عامل خراج عامل جمع آوری زکات تا به حدی که عامل صدقات آنچه ماند از منش ستد به زکات ✏ �نظامی�
درستکاری درست بازی بی غل و غش بی نیرنگ و ریا صاف و صادق بودن چند سالم یتاق دار ی کرد راست باز ی و راست کار ی کرد ✏ �نظامی�
کسب و کار درآمد شغل شد ز بی مکسبی و بی مالی ملک شه از مؤدیان خالی ✏ �نظامی�
شد ز بی مکسبی و بی مالی ملک شه از مؤدیان خالی ✏ �نظامی�
چیزی بقیه چیزی باقی مانده چیزی در نواحی نه گاو ماند و نه کشت دخل را کس فذالکی ننوشت ✏ �نظامی�
گستاخ زیاده خواه بیش خواه طماع دیو باشد رعیت ِ گستاخ چون گذاری نهند پای فراخ ✏ �نظامی�
تیره گون تیره فام سیاه تاریک ظلمانی فاسد آب کز خاک تیره فش گردد هم به تدبیر خاک خوش گردد ✏ �نظامی�
خدا نشناس کسی که پروای از خدا نکند فردی که از خدا نمی ترسد شه شنیدم که داشت دستوری ناخدا ترسی از خدا دوری ✏ �نظامی�
سرنگون کند از بین ببرد تار و مار کند رای آن زد که از کفایت و رای خصم را چون به سر در آرد پای ✏ �نظامی�
سمی مسموم زهرآگین آغشته به زهر چینیان را وفا نباشد و عهد زهرناک اندرون و بیرون شهد ✏ نظامی آن ناوک زهرناک می زد وین زمزمه هلاک می زد ✏ جامی
بر سر پیمان بودن وفای بعهد کردن پیمان نگهداشتن ماند پیمان شاه را فغفور شد دگر ره ز نیک عهدی دور ✏ �نظامی�
کنایه از کشور چین چین زیبا گفت باز از نگار خانهٔ�چین جوش لشگر گرفت روی زمین ✏ �نظامی�
نگهبان پیک قاصد خبر رسان چاربندی رسید پیکی چست راه شش طاق هفت گنبد جست ✏ �نظامی�
شاد بانشاط شادمان خوشحال مسرور باغ چون لوح نقشبند شده مرغ و ماهی نشاط مند شده ✏ �نظامی�
ابریشم نخ و تارهای نازک و لطیف تارهای وسایل موسیقی عندلیب از نوای تیز آهنگ گشته باریک چون بریشم چنگ ✏ نظامی نوای جهان خارج آهنگی است خلل در بریشم ...
زندخوان کسی که کتاب زرتشت را می خواند عالمان زرتشتی زند باف از بهشت نامه زند در شب آورد و خواند حرفی چند ✏ نظامی ز گلبام شبابهٔ زند باف دریده صبا ...
آواز قمری آواز نوعی کبوتر نای قمری به نالهٔ�سحری خنده برده ز کام کبک دری ✏ �نظامی�
بیدمشک مشک بید از درخت عود نشان گاه کافور و گاه مشک فشان ✏ نظامی سوادش ز بس سبزه و مشگ بید چو باغ ارم خاصه باغ سپید ✏ نظامی تو گفتی زال شاخ مشک ...
گل نیلوفر گل سوسن گلی با برگ هایی پهن شبیه به گوش فیل غنچه با چشم گاو چشم به ناز مرغ با گوش پیل گوش به راز ✏ �نظامی�
1_نام یک گل خوشبو 2_کنایه از چشمان درشت و زیبا غنچه با چشم گاو چشم به ناز مرغ با گوش پیل گوش به راز ✏ �نظامی�
شبیه خضر کنایه از جاودانگی و جوانی سبزه خضر وش جوانی یافت چشمهٔ آب زندگانی یافت ✏ نظامی تو خضروشی به سربلندی خضرای دمن وی از نژندی ✏ جامی
قرنفل گل میخک سنبل از خوشه های مشگ انگیز بر قرنفل گشاده عطسهٔ تیز ✏ نظامی چو آهو به چین مشک پرورده بود قرنقل به هندوستان خورده بود ✏ �نظامی�
گل میخک سنبل از خوشه های مشگ انگیز بر قرنفل گشاده عطسهٔ تیز ✏ نظامی چو آهو به چین مشک پرورده بود قرنقل به هندوستان خورده بود ✏ �نظامی�
شنبلیله حلبه شنبلید سرشک در دیده زعفران خورده باز خندیده ✏ �نظامی�
چاره ساز چاره اندیش مصلحت اندیش تدبیر کردن بر دویدند بر دو چاره سگال روبهان پیش و گرگ در دنبال ✏ �نظامی� چو عاجز شود مرد چاره سگال ز بیچارگی در گر ...
مانند نگهبانان مانند پاس داران شبیه مراقبین شبیه دیده بانها ما خود از دور پی نگهداریم پاس دارانه پاس ره داریم ✏ �نظامی�
خجالت کشیده شرمگین شده شرم زد گشته دل رمیده شده بر سر خاک آرمیده شده ✏ �نظامی�
1_شاخه انگور تاک 2_آبستن باردار 3_طناب ریسمان بر زمین آمد آنچنان حبلی هر کدویی به شکل چون طبلی ✏ �نظامی�