پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)

بازدید
٣,٤٨٤
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای من هستی چه سخن کاین سخن خطاست همه تو مرایی جهان مراست همه ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رازهای نجوم رازهای ستارگان دقایق آسمانها هر چه هست از دقیقه های نجوم با یکایک نهفته های علوم ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غوغا آشوب گیتی و آسمانِ گیتی گَرد بر درِ تو زنند بردابرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آسمان گرد گردش آسمان گردش افلاک گیتی و آسمانِ گیتی گَرد بر درِ تو زنند بردابرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرخ به رنگ آتش به رنگ اخگر آتشین رنگ تو دهی و تو آری از دل سنگ آتش لعل و لعلِ آتش رنگ ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرداننده حال و احوال یا محول حول و الاحوال تغییر دهنده اوضاع و احوال حال گردان تویی به هر سانی نیست کس جز تو حال گردانی ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرداننده حال و احوال تغییر دهنده اوضاع حال گردان تویی به هر سانی نیست کس جز تو حال گردانی ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شب تاریک شب ظلمانی ای ز روز سپید تا شب داج به مدد های فیض تو محتاج ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود رای خود پسند تو که جوهر نیی نداری جای چون رسد در تو وهم شیفته رای؟ ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حلقه بگوشان غلامان بندگان روز و شب سالکانِ راه تواند سفته گوشانِ بارگاه تواند ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هستی بخش آفریننده خالق هست بود ِ همه درست به تو بازگشت همه به توست ، به تو ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

1_خنیانگر آهنگ ساز. آهنگ نواز 2_رحیم بخشاینده ناز و نواز ای جهان را ز هیچ سازنده هم نوا بخش و هم نوازنده ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزی دهنده روزی رسان نان و نوا رزاق رازق ای جهان را ز هیچ سازنده هم نوا بخش و هم نوازنده ✏ �نظامی�

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نی حصیر فرشی بافته شده از برگ درخت نخل ندهد هوشمند روشن رای به فرومایه کارهای خطیر بوریاباف اگر چه بافنده ست نبرندش به کارگاه حریر گلستان سعدی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تغذیه شده خورده شده غذا داده شده زنده از تو شاد از تو عایلی مغتذی بی واسطه و بی حایلی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنی بارگاه و حرم و مقبره هم بکار رفته کردند چنانکه داشت راهی بر تربت هر دو روضه گاهی ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پهلو کنار جنب بغل نزدیک پهلوگه دخمه را گشادند در پهلوی لیلی اش نهادند ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دردمندان مبتلایان درد دیدگان خویشان و گزیدگان و پاکان جمع آمده جمله دردناکان ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دلیران افراد نترس افراد بی باک گستاخ روان آن گذرگاه کردند درون آن حرم راه ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیکاران عیاران افراد تن پرور و ولگرد ولگرد افراد بیخانمان وان یاوگیان رایگان گرد پیرامن او گرفته ناورد ✏ نظامی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوابیده مرده بر مهد عروس خوابنیده خوابش بربود و بست دیده ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسیل محل عبور سیلاب در خانهٔ سیل ریز منشین سیل آمد، سیل، خیز! منشین! ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آسیاب گردان آسیابی که با نیروی خر و گاو و شتر می چرخد دوری کن از این خراس گردان کو دور شد از خلاص مردان ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه محل محل فرو رفتن محل غور کردن محل ابتلا ریشی نه که غورگاه غم نیست خاریدهٔ ناخن ستم نیست ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیستی گر دور شدی ز چشم رنجور یک چشم زد از دلم نه ای دور ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهش شبیه ماه ماه وش مهوش شد بدر مهیش چون هلالی وان سرو سهیش چون خیالی ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حدیث کنان سخن گویان سیب از زنخی بدان نگونی بر نار زنخ زنان که چونی؟ ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوزه خمره هر شام کز این خم گل آلود بر خنبرهٔ فلک شود دود ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیایی نمی آیی تا جان نرود ز خانه بیرون نایی تو از این بهانه بیرون ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس سالم تن پوش سالم ( استفاده نشده ) دستی سلب خلل ندیده برد از پی آن سلب دریده آنگه سلبی که داشت در بند پوشید در او به عهد و سوگند ✏ �نظامی� س ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لباس جامه پوشش دستی سلب خلل ندیده برد از پی آن سلب دریده آنگه سلبی که داشت در بند پوشید در او به عهد و سوگند ✏ نظامی سلیح و سلب داد خواهنده را قو ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی مهری ناراحتی اندوهگینی عبوسی لیلی ز سر گرفته چهری دیدی سوی او به سرد مهری ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غرور نداشته باش مغرور مشو متکبر نباش خودپسندی نکن بر خاک نشین و باد مفروش ننگی چو ترا به خاک می پوش ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زود گذر رونده گذران زین عمر چو برق پای در راه می کرد چو ابر دست کوتاه ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیوانات وحشی متضاد دام ( دام و دد ) مشتی ددگان فتاده از پس نه یار کس و نه یار او کس یافت از دامگاه آن ددگان کوچه راهی به کوی غمزدگان ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی هوش ناهوشیار بی حال از حال رفته چون هوش رمیده گشت هشیار دادند بر او درود بسیار ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبتلا دردمند بیمار گرفتار بگذار مرا تو در چنین درد من درد زده م ، تو باز پس گرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنگ زده زنگار بسته دید آن گل سرخ زرد گشته وآن آینه زنگ خورد گشته ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غلام بنده برده با اینکه ازو سیاه رویم هم هندوک سیاه اویم ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانه منزل اقامتگاه مأوا پناهگاه آمد عجبش که آنچنان مرد مأوا گه خود خراب چون کرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جویدن خائیدن خوردی که خورد گوزن یا شیر ایشان خایند و من شوم سیر ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلاش کرد کوشش نمود مجاهدت کرد از بس که سلیم باز کوشید آن جامه چنانکه بود پوشید ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قمارباز گفتا که منم سلیم عامر سرکوب زمانهٔ مقامر ✏ �نظامی� صد هزاران چنین فسون و فریب کرده ام از مقامری به شکیب ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گردباد تندباد می تاخت نجیب دشت بر دشت دیوانه چو دیوباد می گشت همه چون دیوباد خاک انداز بلکه چون دیوِ چَه سیاه و دراز ✏ نظامی همان پای کوبان کشمی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتقدان نقادان ایراد گیران عیب جویان کز نقد کنان حال مجنون پیری سره بود خال مجنون ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برده زر خرید بنده آن به که درم خریدهٔ تو سرمه نبرد ز دیدهٔ تو خوابِ نرگس، خُمار دیده او نازِ نسرین، درم خریدهٔ او ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گردآلود غبارآلود خاک آلود بنواز مرا مزن که خاکم افروخته کن که گردناکم ✏ �نظامی� تو نیز ای به خاکی شده گَرد ناک بده وام و بیرون جَه از گرد و خاک ✏ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسباب نوشتن نوشت افزار لوازم التحریر واسباب دبیری ای که باید بسپرد بدو چنانکه شاید ✏ �نظامی�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمی آید برنمی آید جز آمدنی که نامد از دست هر شرط که باید آن همه هست ✏ �نظامی�