پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)
حمل کننده های کجاوه حاملان هودج حمالان تخت روان عماری و اشتر به هرای زر عماری کشان جمله زرین کمر ✏ �نظامی�
نوعی شیرینی شکر بوزه با نوک دندان دراز شکر خواره را کرده دندان دراز ✏ �نظامی�
نوعی شیرینی شکر بوزه با نوک دندان دراز شکر خواره را کرده دندان دراز ✏ �نظامی�
ستار نواز ستا زن برآورده بانگ سرود سرودی نوآیین تر از صد درود ✏ �نظامی�
ساحری جادوگری تردستی ز هندوستان آمده جوزنی به هر جو که زد سوخته خرمنی ✏ نظامی ز سودای او شب چو هندو زنی شده جو زنان گرد هر برزنی ✏ �نظامی�
زغال سیاه ذغال سیاه به مشکین زکال آتش لاله رنگ درافتاده چون عکس گوهر به سنگ ✏ �نظامی�
کوزه شراب ابریق می شده بلبله بلبل انجمن چو کبک دری قهقهه در دهن ✏ �نظامی�
دوزندگان پوستین پوستین دوزان دمه دَم فروگیر چون چشم گرگ شده کار گرگینه دوزان بزرگ ✏ �نظامی�
پوستین دوز دوزنده بالاپوش دمه دَم فروگیر چون چشم گرگ شده کار گرگینه دوزان بزرگ ✏ �نظامی�
کنایه از برآمدن خورشید چو شنگرف سودند بر لاجورد سمور سیه زاد روباه زرد ✏ �نظامی�
نان نرم مانند حریر حریری رقاق دو پرویزنی چو مهتاب تابنده از روشنی ✏ �نظامی�
نگهبان ها پاسبانها ز بس نوبتی های زرین نگار نمی برد ره بر در شهریار ✏ �نظامی�
شیرین رفتار و شیرین گفتار پری چهره نوشابهٔ�نوش بَهر به فال همایون برون شد ز شهر ✏ �نظامی�
حقیرانه مانند فرومایگان چو ناخوردنی آمد این سفله سنگ درو سفلگانه چه آریم چنگ ؟ ✏ �نظامی�
کنایه از: بیهوده مگوی ساز ناکوک مزن راه کج مپیمای سخن آشفته مگوی به نوشابه شه گفت کای ساده دل نوا کج مزن تا نمانی خجل ✏ �نظامی�
مربای مرغوب مصوص سرایی و ریچار نغز ز بادام و پسته برآورده مغز ✏ �نظامی�
کوهان گاو لاشه گاو ز بس کوههٔ گاو و ماهی چو کوه شده در زمین گاو و ماهی ستوه ✏ نظامی
شیرینی هایی رشته ای مانند موی مجعد اباهای نوشین عنبر سرشت خبر داده از خوردهای بهشت ✏ نظامی اباهای الوان ز صد گونه بیش به خوان های زرین نهادند پیش ...
شیرینی هایی رشته ای مانند جعد موی خوشبوی و عنبرآگین اباهای نوشین عنبر سرشت خبر داده از خوردهای بهشت ✏ نظامی اباهای الوان ز صد گونه بیش به خوان های ...
حیوان حلال گوشت اخته شده حیوان اخته پروار شده نهادند نزلی ز غایت برون ز هر بخته ای پخته از چند گون ✏ �نظامی�
صبوری بردباری صبر نمودن شکیبندگی دید درمان خویش به تسلیم دولت سرافکند پیش ✏ �نظامی�
تند خویی خشم عصبانیت چو لختی منش را بمالید گوش نشاند آتش طیرگی را ز جوش ✏ �نظامی�
چرا شاد هستی چرا خرمی بپرسیدش از مهربانان یکی که خرم چرایی و عمر اندکی ؟ ✏ �نظامی�
سنگین ترازوی همّت روان می کنم سبک سنگن خسروان می کنم ✏ �نظامی�
کهن سالی پیری انسان سالمندی ز هر سال خوردی و هر تازه ای بگیرم به قدر وی اندازه ای ✏ �نظامی�
شاهان فاتح شاهان غالب سلاطین فتح کننده کشورها بدان تا ز شاهان اقلیم گیر کند صورت هر کسی بر حریر ✏ �نظامی�
فاتح فتح کننده اقلیم کشورگشا بدان تا ز شاهان اقلیم گیر کند صورت هر کسی بر حریر ✏ �نظامی�
پافشاری کردن مداومت بر کاری نمودن مصر بودن کزین بیش بر دل فریبی مباش به ناراستی یک رکیبی مباش ✏ �نظامی�
حیله کردن نیرنگ نمودن مکر نمودن دوز و کلک بکار بردن کزین بیش بر دل فریبی مباش به ناراستی یک رکیبی مباش ✏ �نظامی�
بزرگ عظیم عالیرتبه کسیکه داعیه برتری دارد درین هم نبردی چو روباه و گرگ تو سر کوچک آیی و من سر بزرگ ✏ �نظامی�
حقیر فرمایه بی مقدار درین هم نبردی چو روباه و گرگ تو سر کوچک آیی و من سر بزرگ ✏ �نظامی�
پیروز شوم دست یابم من ار بر تو چربم به هنگام کین بوم قایم انداز روی زمین ✏ �نظامی�
دست یابنده پیروز فیروز تو آنگه که بر من شوی دست یاب زنی بیوه را داده باشی جواب ✏ �نظامی�
ترس خوف هراس بیم در او کرد باید پژوهندگی که از ما ندارد شکوهندگی ✏ �نظامی�
ترنج عنبرین بوی ترنج خوشبوی بر اورنگ شاهنشهی برنشست گرفته معنبر ترنجی به دست ✏ نظامی
محصول زمین زمین خیزهایی کز آن بوم رست به رنگ و به رونق دلاویز و چست ✏ نظامی زمین خیز هر کشور از دهر چیست ؟ به هر کشور از پیشه ها بهر چیست ؟ ✏ �ن ...
زنی بنام نوشابه که حاکم سرزمینی بنام بردع بود زنی حاکمه بود نوشابه نام همه ساله با عشرت و نوش جام ✏ �نظامی� چو از مرغ و ماهی تهی کرد جای به نوشابه ...
نام شهری خرم و آباد که بعد از ویرانی بردع نامیده شد پادشاهش زنی بنام نوشابه بردعی بود هرومش لقب بود از آغاز کار کنون بردعش خواند آموزگار ✏ �نظامی� ...
پارچه ابریشمی نرم و لطیف کنون تخت آن بارگه گشت خرد دبیقی و دیباش را باد برد ✏ نظامی ببردند پس نامداران شاه دبیقی و دیبای رومی سیاه ✏ فردوسی
بیدمشک بیدمشک مشک بید از درخت عود نشان گاه کافور و گاه مشک فشان ✏ �نظامی� سوادش ز بس سبزه و مشگ بید چو باغ ارم خاصه باغ سپید ✏ �نظامی�
پارچه ابریشمین پارچه لطیف و اعلا دوالی ملک چون به نیک اختری بپوشید سیفور اسکندری ✏ �نظامی�
چست و چالاک خدمتکار خدمت گزار بفرمود تا خازن زود خیز کند پیل بالا بر او گنج ریز ✏ �نظامی�
به اندازه قامت پیل بسیار زیاد هم قد فیل بفرمود تا خازن زود خیز کند پیل بالا بر او گنج ریز ✏ �نظامی�
شتر جوان و قوی بنیه شتر نیز هم ناقه هم بیسراک شتابنده چون باد و از گرد پاک ✏ �نظامی�
پهلوان پهلوانی که لاف برابری زند اگر نیز پهلوزنی را بکشت ازو بهتری را قوی کرد پشت ✏ �نظامی�
فال نیکو زدن ز بهبود زن فال کان سود تست که به بود تو اصل بهبود تست ✏ �نظامی�
بیرون چیزی ظاهر چیزی چو شمع از درونسو جگر سوختن برونسو ز شادی برافروختن ✏ �نظامی�
خواری مذلت سقوط بلندی نمودن در افکندگی فراهم شدن در پراکندگی ✏ �نظامی�
دید مثبت نگرش خوب مبارک بود فال فرخ زدن نه بر رخ زدن بلکه شه رخ زدن ✏ �نظامی�
غم زدا بر طرف کننده غم و غصه و ناراحتی بیا ساقی آن می که محنت برست به چون من کسی ده که محنت خورست ✏ �نظامی�