پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦٢٤
تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

شباهت شبیه بودن مانند بودن برابر بودن ندانم که از پاکی پیکرش چو مانندگی سازم از جوهرش ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماه کامل ماه شب چهارده ماه کاسته نشده بدر کامل به شب ماه ناکاسته چون بود چنان بود اگر مه به افزون بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

کم نشده کاسته نشده کاستی نگرفته تحلیل نرفته به شب ماه ناکاسته چون بود چنان بود اگر مه به افزون بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسمان نورد سریع السیر به فرمان او خضر خضرا خرام به آهنگ پیشینه برداشت گام ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوشیاری ذکاوت هوشمندی تیز رایی جریده به هرسو عنان تاز کن به هشیار مغزی نظر باز کن ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوله بار همانند پشته درآمد درآورد نزدیک شاه یکی پشته وار از سمور سیاه ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محتاط با احتیاط جوان خردمند آهسته رای سخن راند از اندیشهٔ رهنمای ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

در اسباب و اثاثیه اش در بار و بنه اش به صندوق زادش نهان کرده بود به نرخ ره آوردش آورده بود ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

مانند سوغاتی مانند ارمغان به صندوق زادش نهان کرده بود به نرخ ره آوردش آورده بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

جوان دلاوری جوان جنگجویی نبرده جوانی جوانمرد بود که روشن دلش مهر پرورد بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسیری محبوسی دربندی گرفتاری برآشفت گردون چو زنجیری یی به زنگی بدل گشت کشمیری یی ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه حل درست کردن روبراه کردن تدبیر نمودن به چاره گری هر کسی می شتافت به سامان چاره کسی ره نیافت ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

چاره اندیشی کردن تدبیر نمودن راه حل یافتن حل مشکل نمودن به چاره گری هر کسی می شتافت به سامان چاره کسی ره نیافت ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

راه حل تدبیر مصلحت به چاره گری هر کسی می شتافت به سامان چاره کسی ره نیافت ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر نحو به هر شکل به هر طریق درون رفت شاید به هر سان که هست به باز آمدن ره که آرد به دست ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتهای زمین متصل به دریا ( سابقا زمین را مسطح میدانستند که در انتها به دریای بی منتها وصل میشود ) سوی عطف گاه زمین تاختند در آن سایبان رایت افراخت ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیابانهای بی آب و علف همه توشهٔ ره ز شیرین و شور روان کرد بر بیسراکان بور ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیابانها سرزمین های بی آب و علف همه توشهٔ ره ز شیرین و شور روان کرد بر بیسراکان بور ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه بلدان افراد بلد راه راهنمایان نشستند پیران ، جوانان شدند ره دور بی راه دانان شدند ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

همرهان افراد همراه کسانی که سالار آن کشورند رهی زاده شاه اسکندرند ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

افراد وفادار گهی خورد می با نواهای رود گهی داد بر نیک عهدان درود ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون راهنمای راه بدون راه بلد نشستند پیران ، جوانان شدند ره دور بی راه دانان شدند ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

راهی حرکت کننده راه افتادن بفرمود تا هیچ بیمار و پیر نگردد دران راه جنبش پذیر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبیه عیاران مانند عیاران تنی چند بگزید عیار وش کماندار و سختی کش و سخت کش ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه بلد بلد راه چو شه دید کان لشگر بی قیاس دران ره نباشند منزل شناس ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

آباد آبادان قابل سکنی قابل سکونت از آن جمع کانجای شد جای گیر شد آن بوم ِ ویران عمارت پذیر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل غار یکی غارگه بود نزدیک دشت که لشگرگه خسرو آنجا گذشت ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین بی آب و علف سرزمین خشک و خالی کویر به هر خشکساری که خسرو رسید ببارید باران ، گیا بردمید ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همانند صبح مانند صبح چو شه دید کان چشمهٔ خوشگوار به ظلمت توان یافتن صبح وار ✏ �نظامی�

پیشنهاد
١

کنایه از آب حیات چو خواهی که یابی بسی روزگار سر از چشمه زندگانی بر آر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

زندگی بخش جاودانگی بخشیدن جاودان شدن کنایه از آب حیات که از هر سواد آن سیاهی به است که آبی درو زندگانی ده است ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یک جزیره است در هند یکی گفت قیصور به زین دیار که کافور و صندل دهد بی شمار ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

شراب خواران می گساران باده نوشان جام گیران میی کو به فتوی می خوارگان کند چاره کار بیچارگان ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوارا خوشگوار نخورده میی دید روشن گوار یکی باغ در بسته پُرِ سیب و نار ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حواصیل به صید حواصل درآمد عقاب به مهمانی ماه رفت آفتاب ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

خراج پردازان پرداخت کنندگان خراج خراج گزاران نبینی که دَه یک دهان خراج به دهلیز درویش دزدند باج؟ ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باج گیر خراج گیر مالیات ستان زورگیر ( در اینجا ) اگر ترسی از رهزن و باج خواه که غارت کند آنچه بیند به راه ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی انتها بی سرانجام بی پایان دبیری که آن حرفها را شناخت درین غار بی غور منزل نساخت ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهی کردن آگاه کردن . . . . و منهیان را زهره نبود که حال سوری را براستی اِنهاء کردندی وامیر رضی اﷲ عنه سخن کسی بروی نمیشنود تاریخ بیهقی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرومایه دون پست بی سر و پا . . . که به ایشان چند رنج رسانیده باشد، به شریف و وضیع ، تا چنین هدیه ای ساخته آمده است. و فردا روز پیدا آید که عاقبت این ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرش هایی نفیس که بافت شهری بنام محفور بوده . . . و چندان جامه و طرایف و زرینه و سیمینه و غلام و کنیزک و مشک و کافور و عنبر و مروارید و محفوری و قالی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

رمال فال بین فال گیر دهخدا در صوراسرافیل به طنز مینویسد�خانه ای که دو کدبانو است یکی همیشه پیش جام زن است و یکی هم پیش رمال�!.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دست خودم نیست که

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٥

فدایی غمخوار جانسوز کسی که درد و بلای دیگری را بجان بخرد بدین آسمانی زمین توام ز چینم ولی دردچین توام ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کسی که طعم غذا می چشد چشیدن غذا شکر چاشنی گیر نوش منست گهر حلقه در گوش گوش منست ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خون به جگر کردن جگر کسی را خون نمودن گلابم ولی دردسر می دهم نمک خواه خود را جگر می دهم ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیرین لبخند تبسمی شیرین بدین قند کاو با شکرخندی است در بوسه بین چون سمرقندی است ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

سنگ خارا وگر زاهدی باشد از خاره سنگ درآرم به رقصش به یک بانگ چنگ ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

شراب بی غل و غش شراب صافی چو تنگ شکر در عقیق آورم ز پسته شراب رحیق آورم رحیقم به رقص آورد آب را عقیقم مفرّح دهد خواب را ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

یاقوت سرخ یاقوتی برنگ ناردانه گر ایدون که یاقوت او کانی است مرا لب چو یاقوت رمانی است ✏ �نظامی�