پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)
رازهای مخفی رازهای سری سبب جستن پردگیهای راز کند کار جویندگان را دراز ✏ نظامی
مخفی سری رازآلود مستور مخفی سؤالش کرد کان پرده پی چیست در آن پرده نشسته پردگی کیست ✏ جامی سبب جستن پردگیهای راز کند کار جویندگان را دراز ✏ نظامی
اسطرلاب سطرلاب دوری که فرزانه ساخت برآیین آن جام شاهانه ساخت ✏ �نظامی�
استاد دانا به شاه و به فرزانهٔ اوستاد عددهای خط را گرفتند یاد ✏ �نظامی�
نبندد بسته نکند مسدود ننماید فلک تا بود نقش بند زمی مبنداد بر تو در خرمی ✏ �نظامی�
یکی از پادشاهان دوده شروانشاهان اگر شد سهی سرو شاه اخستان تو سرسبز بادی دراین گلستان ✏ �نظامی�
عیاشان خوشگذران ها تو شادی کن ار شاد خواران شدند تو با تاجی ار تاجداران شدند ✏ نظامی ز سرسبزی او جهان شاد خوار جهان را ز چندین ملک یادگار ✏ �نظا ...
خوشگذران ها عیاشان تو شادی کن ار شاد خواران شدند تو با تاجی ار تاجداران شدند ✏ نظامی ز سرسبزی او جهان شاد خوار جهان را ز چندین ملک یادگار ✏ �نظام ...
افسونگران دلربایان عشوه گران منه دل برین دل فریبان به مهر که با مهربانان نسازد سپهر ✏ �نظامی�
جاه و جلال چو آن کوکب از برج خود شد روان توئی کوکبه دار آن خسروان ✏ �نظامی�
پایگاه جایگاه مقام بارگاه شها شهریارا جهان داورا فلک پایگه مشتری پیکرا ✏ �نظامی�
در گویش شوشتری به معنی: پر و متراکم کردن لبریز نمودن فشرده کردن
کنایه از فرار کردن ترک کردن مهاجرت نمودن کفل گرد کردند گوران دشت مگر شیر از این گورگه در گذشت ✏ �نظامی�
محل گورخر کفل گرد کردند گوران دشت مگر شیر از این گورگه در گذشت ✏ �نظامی�
نگهبانان دژ مراقبین دژ عروسان ِ دز شربت آمیختند در آن شربت از لب شکر ریختند ✏ �نظامی�
هم پایه هم اندازه همراه هم شأن هم رتبه دزی دید با آسمان هم نورد نبرده کسی نام او در نبرد ✏ �نظامی�
تخت گاه پایتخت مقر حکمرانی سوی تخت خانه زمین در نَبَشت به بالا شدن ز آسمان برگذشت ✏ �نظامی�
مهارت چابکی گشاده دستی کمر بندد و چرب دستی کند به صد مهر مهمان پرستی کند ✏ �نظامی�
دژ دار نگهبان دژ فرمانده دژ فرستاد پنهان به دزدار خویش که پیش آورد برگ از اندازه بیش ✏ �نظامی�
بی جان غیر جاندار غیر زنده وز آن جام نا جانور بشنوم درودی کزین جانور بر شوم ✏ �نظامی�
پادشاه بر تخت پادشاه بنام سریر سریری ملک پاسخش داد باز که ای ختم شاهان گردن فراز ✏ �نظامی�
پالتو پوست پالتو خز وشق نیفه هایی چو برگ بهار بنفشه بر او ریخته صد هزار ✏ نظامی وشق نیفه های شبستان فروز چو خال شب افتاده بر روی روز ✏ �نظامی�
نوعی حیوان که پوست و خزی گرانبها دارد سمور سیه روبه سرخ تیغ همان قاقم و قندز بی دریغ ✏ نظامی ز قاقم نه چندان فرو بسته بند که تقدیر آن کرد شاید که ...
کنایه از پادشاه کسی که تکیه بر سریر قدرت نموده صاحب سریر و تخت و بارگاه سریری خبر یافت کان تاجدار برآن تختگه کرد خواهد گذار ✏ �نظامی� سریری ز گفت ...
تخت گاه پایتخت پادشاهی فرمانروایی سریری خبر یافت کان تاجدار برآن تختگه کرد خواهد گذار ✏ �نظامی�
کنایه از بر پشت ستور خرامیدن حیوانات راه پیمودن با اسب و حیوانات بارکش زمین خسته کرد از خرام ستور گران کوه را در سرافکند شور ✏ �نظامی�
کوه بزرگ کوه سترگ کوه بلند زمین خسته کرد از خرام ستور گران کوه را در سرافکند شور ✏ �نظامی�
کنایه از سربلندی کردن و سر بر آسمان نهادن سر تاج بر زد به سفت سپهر برافراخت رایت برافروخت چهر ✏ �نظامی�
به معنی وزنده و وزیده شده و وزیدن هم بکار رفته به عزلت کمر بسته باد خزان نسیم بهاری ز هر سو وزان ✏ �نظامی�
سر بر آورده نمایان شده آشکار شده واضح شده پیدا شده فروزنده روزی چو فردوس پاک برآورده سرْ گنجِ قارون ز خاک ✏ �نظامی�
شب سیاه شب تیره شب تاریک چو روز سپید از شب زاغ رنگ برآمد چو کافور از اقصای زنگ ✏ �نظامی�
دژ قلعه فرستاد شه تا به دز تاختند از آن رهزنان دز بپرداختند خرابیش را یکسر آباد کرد دز ظلم را خانهٔ داد کرد اگر آشکارا بدی گر نهان بر آن دز شدی ت ...
قبر آرامگاه آرمستان گور همان گور خانه ز غاری گزید کز آتش در آن غار نتوان خزید ✏ �نظامی�
تاج گاه پادشاهی محل حکمرانی چو کیخسرو از ملک پرداخت رخت نهاد اندران تاج گه جام و تخت ✏ �نظامی�
داستان شب داستانهایی که شبها برای رفع خستگی بگویند تنی چند را از رقیبان راه ز بهر شب افسانه بنشاند شاه از ایشان خبر های آن کوه و دشت بپرسید و آگه ...
خستگی راه ماندگی راه فرسودگی از راه شه و لشگر از رنج ره سودگی رسیدند لختی به آسودگی ✏ �نظامی�
محکم کاران کار بلدان مستحکم کاران ز خارا تراشان احکام کار که بر کوه دانند بستن حصار ✏ �نظامی�
اهل خزران مگر ز آفت آن بیابانیان به راحت رسد کار خزرانیان بفرمود شه تا گذرگاه کوه ببندند خزرانیان هم گروه ✏ نظامی به خزرانیان راست آراسته ز چپ با ...
پاسگاه دژ قلعه درین پاس گه رخنه هایی که هست عمارت کند تا شود سنگ بست ✏ �نظامی�
قحطی نایابی فقر و فاقه ازین روی ما را زیان ها رسد ز نان تنگی آفت به جان ها رسد ✏ �نظامی�
بریدگی خرابی آفت نقصان چو هر گه کزین سو شتاب آورند برینش درین کشت و آب آورند ✏ �نظامی�
ساکنین ساکنان حاشیه نشینان حومه نشینان نواحی نشینان آن کوهسار تظلم نمودند هنگام بار ✏ �نظامی�
که از بیم قفچاق وحشی سرشت درین مرز تخمی نیاریم کشت ✏ �نظامی�
معماری. ساختمان سازی بنا سازی عمران و آبادی در آن سنگ بسته دز اوج سای عمارت گری کرد بسیار جای ✏ �نظامی�
به هر دونفر ما به هر دوی ما خدای آهنی را به دو نیم کرد به ما هر دوان آن دو تسلیم کرد ✏ �نظامی�
به معنی افرادی که رفت و آمد میکنند هم ذکر شده است بود سال ها کز سر آیندگان ندیدم کسی جز تو ز آیندگان ✏ �نظامی�
سنجیدم اندازه گرفتم محاسبه کردم چو برسختم اندیشهٔ کار خویش همین گوشه دیدم سزاوار خویش ✏ �نظامی�
از کجا دانستی از کجا میدانی چطور فهمیدی چه دانستی ای زاهد هوشیار ؟ که اسکندرم من درین تنگ غار ؟ ✏ �نظامی�
نیکو قامت نیکو خصال فرخ همال خوش قامت بدو گفت شخصی بهی پیکری گمانم چنانست که اسکندری ✏ �نظامی�
نیکوخصال خوش قامت فرخنده صورت بدو گفت شخصی بهی پیکری گمانم چنانست که اسکندری ✏ �نظامی�