پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)
aam eleykom : در گویش گوغر سلام داش مشتی ولاتی ست .
delaalaat : در گویش گوغر امعا واحشارا گویند
aaftew kerdan : در گویش گوغر به قرار دادن لباس های شسته شده وخیس دربرابر نور خورشیدروی بند و. . . . برای خشک شدن.
ruz belan : در گویش گوغر میانه روز وساعاتی از طلوع خورشید گذشته راگویند . [روز بلند]
در گویش گوغر نیز لحظه سال نو وسال گشت را گویند .
aashe saal : در گویش گوغر به خوراکی گویند که پیش از سال تحویل خیرات می کنند .
aasaaq paasaaq. : در گویش گوغر به معنای مقدمات زمینه چینی ها است .
aazaar daashtan : از اذیت وزجر دیگران لذت بردن . جنون مردم آزاری داشتن.
aarzu be del maandan. : در گویش گوغر یعتی حسرت به دل ماندن . به خواسته دل نرسیدن .
در گویش گوغر اگه بگن اعیانی حرف می زنه یعنی کتابی ولفظ قلم حرف می زنه/واگه بگن لباسای اعیانی شو پوشیده یعنی لباس های نو ونوار وشیک وفاخر /اعیانی می خ ...
lafze qelam harf zedan. : در گویش گوغر یعنی بیش از حد کتابی واعیانی صحبت کردن.
aare baare espaardan : در گویش گوغر یعنی زیادی کتابی واعیانی حرف زدن . درسیر جان اسکاردن به کار می برند.
daadqaal : در گویش گوغر به معنای سروصدا وهیاهو ست.
aaraashub : در گویش گوغر یعنی هیاهو . دادقال.
aademe kesi budan : در گویش گوغر یعنی گماشته وخدمتکار کسی بودن.
aadaab daadan : در گویش گوغر یعنی طول و تفصیل دادن وآب وتاب دادن .
aaxeriyaa : در گویش گوغر یعنی اواخر وواپسین مراحل
aaxere baar : در گویش گوغر یعنی واپسین مرحله . درمرحله آخر
aaxeraash : در گویش گوغر یعنی اواخر کار . نزدیک به پایان
در گویش گوغر گاه می گویند ماشینت آتش کن بریم یعنی ماشینت راروشن کن تا برویم.
ew raa oftaadan : [ آب راه افتادن] در گویش گوغر به جاری آب باران وجاری شدن سیل دراثر بارش باران گویند .
aale delvarkan: در گویش گوغر موجودی خیالی را باوردارند که پس از زایمان به زن تنهای زائووتازه زاییده آسیب زده وگاه جگرش را در می آورد ومردم برای دور ک ...
ew xor. :[آب خور] درگویش گوغر بیانگر مقدار گنجایی وگیرایی آب است میگن این استخر آبخورش خوبه یعنی گنجایش آبش خوبه در رابطه با آجرا وگچا یعنی جذب آبشان ...
ewxori : /آوخواری/آبخواری. در گویش گوغر به ظرف آبخواری وپیاله آبخواری ولیوان گویند.
aaye maaye : در گویش گوغر به معنای �دار وندار� وسرمایه است .
ewve nebaste: در گویش گوغر آب یخ نزده را گویند البته کنایه از نوزاد وطفل شیرخوار است . اِو نِوٓسّه/آو نوسه/آب نبسته
ewgamu : در گویش گوغر نیز به أبگوشت با گوشت قرمه درست شده وگاه به آبگوشت بدون گوشت گویند معروف است میگن پدرت بسوزه اوگرمو با ای جِلِز وِلِزت. اشتباه ...
ew da[آوِده/آبِ ده] : در گویش گوغر به نخستین غسل وتنشویی زائوده روز پس از زایمانش گویند .
aart : در گویش گوغر همان آرد راگویند به ماناک خوره آرتی. در فرهنگ پاشنگ آمده واژه آرد دراصل آرتابوده وواژه اردیبهشت واردشیرنیز از همین ریشه آرتا ( ا ...
qefaapaaیا آش قفاپا: در گویش گوغر به آشی گویند که پس از حرکت مسافر زائرو. . . پخته شودواژه مرکب قفاپا از دو جزءمعنادار قفا ( پشت ) وپاکه دراصل �با� ا ...
aasse:[آهسته]در گویش گوغر دگرگون شده همان واژه آهسته است. در فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی آمده واژه ی آهسته از ریشه ی حرف� آ� و وند معنادا ...
aavaadu[آبادو] : :درگویش گوغر به شعر گونه های محلی درباب مسائل فرهنگی، اجتماعی بویژه عشق وازدواج . به نظر می رسد آبادو تشکیل شده از :آی ( حرف تنبیه ) ...
ew chel[آب چهل] : در گویش گوغر به آبی گویند که چهل روز پس از زایمان بر سر زائو ریزند .
ew chak[آب چک] : در گویش گوغر به چکه کردن آب باران از سقف خانه را گویند .
ew cherku [آب چرکو]: در گویش گوغر به هر آب بد رنگ وغیر قابل شرب وخوراکی مایعی که بد رنگ وقابل استفاده نباشد گویند.
ew jushu[آب جوشان]: در گویش گوغر به تخم مرغ و. . . که در آب جوش پخته شود گویند . آب پز
ew ennaaxtan : در گویش گوغر به آب آوردن پاره ای از خوراکی ها چون ماست و ماساوا ( ماست آبا ) وجوبا واماچوی سرد شده گویند
eo baad: [آب باد]در گویش گوغر به چشمه های آب معدنی گویند که خواص ردمانی دارند وبه این سه گونه پدیدار می شوند : چشمه نمکی که حاوی املاح نمکی چشمه گوگ ...
ew oftidan[آب افتادن] : در گویش گوغر به معنای شناکردن است. میگن بریم گلم سیاه اِوبفتیم یعنی برویم استخر سیاه شنا کنیم .
faash vaziyat : در گویش گوغر یعنی فحش وهر بدوبی اهی شبیه آن. [فحش و وضعیت]
bedbiraa : در گویش گوغر یعنی فحش وناسزا [بدوبی راه]
paain baalaa kerdan : در گویش گوغر یعنی سبک سنگین کردن. با دقت بررسی کردن.
evazbedal : در گویش گوغر به معنای اشتباهاً جابجا شدن دوچیز . میگن کفشامون باهم عوض بدل شده . یعنی باهم جابجا شده
nevoride : [نبریده] در گویش گوغر به شخص بدجنسی گویند که از هیچ کس مطلبی را نمی پذیردونصیحت کس نشنود وراه نادرست خودرا ادامه می دهد.
bebormoni bormaanaa : در گویش گوغر لفظی ست بی معنا از یک کلام موسیقیایی جایگزینانه کودکانه که به منظور تقویت روان سازی تکلم ونیرومندسازی تمرکز وحافظه ...
yay tighe :در گویش گوغر یعنی یک راست . مستقیم ( یک تیغه ) گمان می رود از حرکت مستقیم گراز گرفته شده که نمی تواند گردنش را کج کند ویک تیغه ومستقیم می ...
yay lengiu : در گویش گوغر یعنی یک پایی جکیدن وجابجا شدن . لی لی.
yay man kam chaarak: : در گویش گوغر یعنی یک چارک از یک من کمتر ( یی من =یک من )
yay naaghaafel : در گویش گوغر یعنی یی هو . ناگهان . ( یک ناغافل )
ya lu : در گویش گوغر یعنی لباسی که به تنهایی پوشیده شود . ( یک لا )