اوباد

لغت نامه دهخدا

اوباد. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَبَد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وبد شود.

فرهنگ فارسی

جمع وبد

گویش مازنی

/o baad/ بیماری قند - بروز حالاتی از استسقا

پیشنهاد کاربران

eo baad: [آب باد]در گویش گوغر به چشمه های آب معدنی گویند که خواص ردمانی دارند وبه این سه گونه پدیدار می شوند :
چشمه نمکی که حاوی املاح نمکی
چشمه گوگردی که حاوی محلول هیدروژه سولفوره
چشمه آب آهن دار حاوی محلول ترکیبات آهن .