پیشنهادهای مهرداد (٣٦)
بی وجدان… این واژه به معنی کسی هست که به قانون و اخلاقیات پایبند نیست و اهمیتی نمی ده. بی وجدان نزدیکترین معنیه
در اینجا twist به معنی غیر قابل پیش بینی هستش twist: a sudden or unexpected change in an otherwise predictable or even pattern برای مثال: We were ...
از پس چیزی بر آمدن
lean over به معنی reach down نیست یعنی خم شدن برای بستن بند بلکه بلکه حالتیه که روی فردی یا چیزی لم دادی مثلا قاتل بر روی مقتول کامل خم شده طوری که ب ...
چهار معنی می شه براش در نظر گرفت که همه حالات واژه رو پوشش بده: 1 - به شمار آوردن، به حساب آوردن 2 - مورد توجه قرار دادن، توجه داشتن 3 - ملاحظه کرد ...
دو معنی داره یکی تحقق، تحقق پیدا کردن دومی رضایت، رضایت داشتن، رضایت پیدا کردن
راه بیا، کسی که با همه کنار می آید
سریال یا برنامه کمدی که رویدادهای آن در یک یا چند جای لوکیشن محدود اتفاق میوفته مخففِ situation comedy
در یک کلمه
بهت
بهترین معنی که بتونه همه واژه ها رو پوشش بده: سرپرست، مسئول، متصدی
دانشنامه بریتانیکا، دایره المعارف بریتانیکا
دو تا معنی داره: 1 - با وجد، شادانه Her eyes sparkled merrily 2 - با بی خیالی، با بی تفاوتی ( انجام کاری بدون در نظر گرفتن عواقب ) The factory ...
4 معنی داره: 1 - شرکت داشتن، حضور داشتن، رفتن به مدرسه مانند attend the meeting یا he attend nursery school 2 - رسیدگی کردن ( به بیمار یا به وضعیت ...
بالا کشیدن، از طریق سفته بازی یا مدل دیگر پول یا زمینی را بالا کشیدن ( می تواند توسط بانک باشد ) توسط یک شرکت بزرگ شرکت های کوچکتر را از بین بردن
دو معنی داره 1 - عمدا یا تعمدا 2 - با دقت فراوان، با فکر زیاد
فردی که دارای ویژگی مذکر و مونث است
تحریک کننده فردی که با صحبت هایش فرد مقابل را تحریک می کند
احساس یاس کردن مایوس شدن احساس درماندگی کردن
تناقض یا پادگویی بهترین معادل هست
دو معنی اساسی داره یکی به عنوان منحرف جنسی هستش و دیگری سو استفاده از مقام قضایی مانند pervert the course of justice
چُرت زدن
چهار تا معنی داره 1 - در حالت صفت به معنی مناسب یا متناسب 2 - در حالت فعل به معنی برای خود برداشتن ( دزدی محترمانه ) 3 - در حالت فعل به معنی اختصا ...
اشکال هندسی: circle = دایره ellipse = بیضی square = مربع rectangle = مستطیل rectangular prism / cuboid = مکعب مستطیل triangle = مثلث right triangle / ...
پرمغز، چیزی که مخ را درگیر موضوعی کند، هر چیز مربوط به مخ
حالت انتقالی از بیداری به خواب متضاد Hypnopompic
معادل دقیق جوگیر
Binding به معنی ذبح هم استفاده می شود مانند Binding of Isaac که اشاره به داستان ذبح اسحاق در تورات است
در ایران باستان مخصوصا در جنگها، سربازان نام خدای خود را فریاد می کردند، یعنی اهورا، واژه هورا برآمده از واژه اهوراست و نشانه شادی و یا پیروزی ست
فرسایش هم معنی می ده مثل scrapings of time به معنای فرسایش گذر زمان
مرد یا زن هیز
مایه تیله
ساس، بیشتر به حشرات ریز اطلاق می شود
bog به معنی باتلاق و bogs به معنی مستراح
مستراح