پیشنهادهای رضا ونکی (٨٤)
چگونگیِ پیوند میانِ واژه پاک با واژه های کامل ، کاملاً ، به کلی و سراسر در گزاره هایی چون: پاک یادم رفت ( پاک فراموش کردم، از ذهنم پرید ) یا فلانی پا ...
همایش و گرد هم آیی برابر های کنفرانس ( conference ) میباشند از دید ریشه شناسی: con : با هم، همراه ferre ( حمل کردن، بردن ) > از ریشه هندواروپایی ( P ...
واژه های اوستایی maeza, maesman, mūthra همه به چم ( معنی ) شاش هستند. بنابراین کهن واژه اوستاییِ میز ، واژه قومِ ویژه ای نیست و این یکی از هزاران هزا ...
شاید باورش سخت باشد ولی از دید ریشه شناسی pony با واژه ایرانی پسر پیوند دارد. pony از ریشه هندواروپایی ( PIE ) : pau به چم ( معنی ) کوچک است. پسر، ...
مزون ( maison ) یا خانه مُد، وام واژه ای فرانسوی است و به فروشگاهی گفته میشود که در آن لباسهای ویژه، به روز و سفارشی مانند لباس عروس و مجلسی به فروش ...
مانژ ( manege ) از زبان فرانسه وام گرفته شده. میدانی است ویژه آموزش و تمرین اسب و سوارکار و نیز برگزاری مسابقات ( آوردگاه ) سوارکاری میدان تمرین و ا ...
کهن واژه ایرانی نوه از ریشه هندواروپایی ( PIE ) : nepot که در پاره ای از زبانهای اروپایی ، یکراست ( مستقیماً ) به چم نوه بکار میرود. مانند: ایتالیایی ...
ریشه شناسی واژه potential ( توان نهفته برای انجام کار ) : از ریشهPIE ( هندواروپایی ) poti به چم ( معنی ) : ارباب، سرور، خداوند، توانمند سنسکریت:pati ...
چکیده اینکه: نکتار، آبمیوه کارخانه ای است که افزودنی دارد. ولی از نگاه ریشه شناسی : نوشیدنی ویژه خدایان یونان و به چم ( معنی ) شهد زندگی بخش است. شه ...
ریشه شناسی واژه دیکته: به انگلیسیdictation: دیکته، املا dictate: دیکته کردن، امر کردن، دستور دادن از ریشه هندواروپایی ( PIE ) :deik به چم ( معنی ) نش ...
آخوندک ( حشره دعاخوان ) از شاخه بندپایان است که به انگلیسی mantis ( مانتیس ) گفته میشود. نامگذاری نزدیکی از نگرش معنایی بین دو واژه آخوندک و مانتیس ...
پیش از پرداختن به ریشه شناسی واژه تخته، شایسته میدانم از آزاده ایرانیانی چون رضا مدیاتک و فرتاش و بسیاران دیگر در پاسداری از فرهنگ ایران، سپاسگزاری ک ...
واژه به نگر تازی ( عربی ) حلزون ریشه هندواروپایی دارد و برگرفته از واژه helix ( مارپیچ ) و پیشوند helico ( در هلیکوپتر=چرخ بال یا بالگرد ) هستند و بی ...
شلتوک ( چلتوک ) پوسته برنج و نیز برنج با پوست را گویند و با شالی و شالیزار، کاه و کلش نیز پیوند دارد و همه اینها نیز با واژه های زیر: گالی: به زبان م ...
ریشه شناسی raceme ( گل آذین خوشه ای ) : انگور یکی از گیاهانی با گل آذین خوشه ای است. به درخت انگور ( تاک، مو ) رَز نیز میگویند. واژه های انگلیسیrac ...
پیوند آدم گنه گنه ( فلانی مثل گنه گنه است ) با گیاه گنه گنه : درخت گنه گنه ( cinchona ) بومی آمریکای جنوبی است که از پوست آن ماده ای تلخ مزه به نام ...
otter ( سمور آبی یا دریایی ) از نگاه ریشه شناسی: به اوستایی: udra و از ریشه پیشا هندواروپایی ( PIE ) : wodr و نیزudros به چم جانور آبزی. که با wet و ...
اگر پسند کردید تا به جای عوارضی از واژه های زیبای ایرانی بهره ببرید یکی از برابرهای آن، bazhak ( باژاک ) پهلوی است.
چرنوزم ( سیاخاک ) به خاکهایی سیاه و تیره ای گفته می شود که بیشترین پراکنش را بویژه در روسیه ، اکراین و کانادا دارد و دارای ساختار ویژه ای است که این ...
یکی از دست نخورده ترین واژگان ایرانی در گذر از هزاره هاست. اوستایی:pashna سانسکریت: parshni کردی: پاژنه
گندم دوروم گونه ای از گندم با پوسته سخت دانه است و از آن آرد سمولینا بدست می آید که در ساخت ماکارونی و پاستا بکار میرود. از دید ریشه شناسی، واژهduru ...
واژه کهن هم زیستی در اوستا به ریخت ham - sisto آمده که برابر انگلیسی symbiosis و نیز coexistence است. پیشوندهای sym, syn, co, con, com , homo برابر ...
واژه بسیار کهن پیدا از ریشه پیشاهندواروپایی ( PIE ) pent به مانای پاگذاشتن و راه رفتن است. در اوستا واژه panta به مانای مسیر و راه و نیز واژهpatha ب ...
معنی وِرس در محصولات کشاورزی: وِرس واژه ای ایرانی و به خوابیدگی گیاهان علفی بویژه غلاتی مانند گندم، جو و برنج گفته می شود . عوامل گوناگونی که موجب ور ...
سرگین واژه ای پهلوی است که به فضولات برخی چهارپایان گفته می شود و آن نیز برگرفته شده از واژه اوستایی sairihya میباشد.
نام ایرانی کلیه، گُرده و از ریشه اوستاییverezka میباشد. در زبانهای هندواروپایی، در گذر زمان گاهی دگرش در واکهای g و w ( v ) پیش می آید.
واژه اوستاییaxti ( اَختی ) به مانای آلودگی، ناپاکی، پلیدی، چرکین همان واژه اَخ و تف، اَخی، اَیی در زبان کنونی است
ریشه ور ( وررفتن ) ، ورز ( ورزیدن ) است و آن نیز به مانای کار ( کار کردن ) . و باwork نیز همریشه است.
واژه های پُف ، پوف و نیز puff ( پاف ) انگلیسی به مانای باد کردن، پُف کردن، ورم کردن ، پوت کردن، فوت کردن و دمیدن از یک ریشه اند. برابریِ پُف با شُش ...
شره کردن یا شاریدن به چم جاری شدن با واژه های شُرشُر، آبشار و نیز واژه های تازی شده ساری، سرایت، مُسری پیوند دارد.
چنانچه برخی دوستان بدرستی آوردند شیر اوژن به مانای شیر افکن است. از سویی به چم شیر کُش نیز میباشد. اوژن واژه ای کهن است. زدن و کشتن به اوستاییjan ...
دوستان گرامی اگر مهر کنید و نگاهی به معنی تخصصیpropaganda در آبادیس بیاندازید در آنجا بر پایه ریشه شناسی واژه اندیشه پراکنی را پیشنهاد دادم. امیدوا ...
ریشه شناسیpropaganda: با واژه propagate به معنی تکثیر کردن، زیاد کردن، پخش کردن پیوند دارد . که شامل دو پاره است: pro : پیشوندی است به معنی پیش و ری ...
آریایی: ذرت بعد از گندم و برنج، سومین ماده غذایی پر مصرفی است که گونه های بسیاری با کاربردهای گوناگون دارد به مانند ذرت علوفه ای، ذرت شیرین، ذرت آردی ...
آریایی: تنجیدن=تنگیدن=تنیدن= در هم تنیدن= فشرده شدن=tangle
آریایی: دریاچه بسیار زیبای زریوار یا زریبار در استان کردستان بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران است. از دید واژه شناسی : با zrayana اوستایی به چم دریا ...
آریایی: دریاچه بسیار زیبای زریوار یا زریبار در استان کردستان بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران است. از دید واژه شناسی : واژه ای کهن است که با zrayana ا ...
آریایی: هَلا با واژه های hallo و hey به چم هان، هِی، آهای، هوی و مانند آن در پیوند است.
obedient برای به یاد سپردن بهتر می توان واژه عَبد را بکار برد=فرمانبردار
آریایی: کُر ( choir ) ، به اوستایی، gru میباشد به چم آواز خواندن، سرودن، نیایش کردن.
آریایی: یکی از ماناهای ریش، زخم، درد، آزار و آسیب است. مانند: دلم ریش شد: دلم ( قلبم به درد آمد ) ریش واژه ای هندواروپایی است و به اوستایی raesa می ...
آریایی: دریدن به اوستایی، dar میباشد که باtear انگلیسی پیوند دارد. همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل
آریایی: گشن گیری، به گرده افشانی در گیاهان و آمیزش در جانوران می گویند که با کاشتن در پیوند است. واژه ای کهن است. به اوستایی، وَرشنی ( varshni ) گو ...
آریایی: شور با واژه هایی مانند salt و saline همریشه است. نزدیکتر به واژه شور را در زبان های اسلاوی میابیم. نمک به روسیsol و شور به اوکراینیsolonyy ...
آریایی: واژه بزاق ( به تازی:بصاق ) ، به هیچ روی عربی نیست و برگرفته از vawzaka اوستایی است.
آریایی: نهادینه ( کردن ) = نهاد، نهادن، گذاشتن، گذاردن،
آریایی: بنهیم= بگذاریم نهادن=گذاشتن ارج بنهیم=ارج بگذاریم
آریایی: ارج بنهیم به مانای ارزش بگذاریم. بِنه = بگذار از بُن نهاد و نهادن= گذاشتن
آریایی: واژه نهال و نهال کاری با نهاد، نهادن همریشه است. همچنان که نشا و نشاکاری با نشاندن ، نشستن ، نهشتن ، هشتن به چم گذاشتن همریشه است. تاجیکان ...
آریایی: خواستار، خواهان خواه، خواهش با خواست و خواستن همریشه اند. خواهشمندم= خواستارم= خواهانم
آریایی: خواستارم با نگر به همریشگی خواه، خواهش با خواست و خواستن
آریایی: شِمه ( شمه ای آمدن، شمه ای از خود نشان دادن، خودی نشان دادن ) و نیز واژه هایی چون شِما، شماتیک ( schematic=icon ) با واژه اوستایی شِمنه یا ...
آریایی: spy ( جاسوس، بپا ) اوستایی:spas پاس دادن ( در سربازی ) = patrol ( پاسداری کردن، گشت زدن ) پاییدن و پایش همگی ریشه هندو اروپایی دارند.
آریایی: واژه های ورجاوند پرستار و پرستیدن که با واژه های praise و prayer پیوند دارد در فرهنگ ایرانشهری، به چم کرنش کردن نیست. به چم پاییدن، نگهبانی و ...
آریایی: همازور به چم همبستگی و یکی شدن که برابر آن در اوستا، یو میباشد. که با واژه های unit, unite, unique همریشه است. پشتوان افغانستان نیز به شمار ...
آریایی: یکی از چمهای صفت، ویژگی است. چنانکه تاجیکان گرانمایه به میوه های با کیفیت ، میوه های خوش صفت می گویند. با صفت= دارای ویژگی ( ویژه )
آریایی: می توان واژه مادر بوم نیز بکار برد چنانچه هندیان به میهن ، مادر بوم ( maatrbhoomi ) میگویند که ریشه در سانسکریت دارد
آریایی: مهراج نامی پسرانه در ایران با ریشه سانسکریت به مانای پادشاه بزرگ ( و نیز مهاراجه ) مه = بزرگ راج=rajah ( راجه= پادشاه در هندوستان ) که با ...
آریایی: مهاراجه ( پادشاه بزرگ ) > مه= بزرگ rajah=پادشاه ( در هندوستان ) rajah با واژه های زیر پیوند دارد: rex regal royal rial ری ( شهر ری به مانای ...
آریایی: راجه به مانای پادشاه در هندوستان با واژه های زیر پیوند دارد: rex regal royal rial ری ( شهر ری به مانای شهر پادشاهی ) مهاراجه ( پادشاه بزرگ ) ...
آریایی: درباره شهر ری که کاربران گرامی به بن مایه آن نپرداختند گفتنی است این شهر باستانی به مانای شهر پادشاهی است. و در گذشته به نامهای بسیاری که بی ...
آریایی: ventilator ( دستگاه تهویه و نیز دستگاه تنفس بیماران ) از ریشه لاتینventus ( به چم باد ) با واژه هایwind و باد ( به پهلوی: واد یا وات ) پیون ...
آریایی: گپ زدن ( گپیدن ) با واژه های انگلیسیgab وgabble jabber و yabber ( یاوه گویی ) همریشه است. بیشتر به چم پرگویی ، وراجی ، یاوه گویی ، بیش سخنی ...
آریایی: به دیگر سخن، به سخن دیگر، به عبارت دیگر، به سخنی، تو گویی، یعنی و. . . برابر انگلیسی آن that is ( to say ) میباشد. say با سُخَن ( سَخُن درس ...
آریایی: مزغل یا مزقل واژه ای تازی ( عربی ) نیست و با واژه machicolate پیوند دارد. colate= کلات ( قلعه ) machi= ماز ماز ، چمهای گوناگونی دارد . در ...
آریایی: cardiography =دل نگاری ( قلب نگاری ) cardio= دل پختون یا پشتو های افغانستان به دل ( قلب ) ، زره ( zra ) می گویند. zra و heart و cardio ( ری ...
آریایی: واژه انگلیسیarrogant با رُخ پیوند دارد. به مانای رخ نما، رخ نمود و مانند آن. کسی که ( چه با کار یا اندیشه درست یا نادرست ) دوست دارد رخ نشا ...
آریایی: گلوتن گونه ای پروتئین گیاهی است که در غلاتی مانند گندم و جو یافت می شود. و اگر این پروتئین نبود چسبندگی در نان و نیز اسپاگتی پدید نمی آمد. ...
آریایی: پیراستن و پیرایش با واژه های pare و prune ( هرس کردن ) پیوند دارد.
آریایی: ستور که بیشتر برای چارپایان و حیوانات ( زیوندگان ) بارکش بکار می رود به چم قدرتمند و قوی است و باstrong و سترگ نیز پیوند دارد.
آریایی: کهتر، در برابر آن مهتر ( مستر=بالاتر، بزرگتر ) همان واژه کوتاه تر است.
آریایی: زفیر=بازدم وارونه اش شهیق=دَم
آریایی واژه به نگر ( نظر ) عربی شهیق ( و نیز استنشاق ) به معنی دم با واژه ایرانی شیهه ( بانگ اسب ) ، به انگلیسی:neigh پیوند دارد.
آریایی: واژه به نگر ( نظر ) عربی صوت با سوت ( سوت زدن ) و sound پیوند دارد.
آریایی فریاد در گذشته به چم دوست ، یار ، یاور و یاری جستن بکار می رفته و با friend همریشه است.
kindergarten kind به آلمانی: کودک با واژه های kid ( کودک ) ، child garten نیز با واژه هایyard, court, garden به معنی حیاط، محوطه، صحن، ساحت، میدان ...
آریایی نزله، گونه ای سرماخوردگی همراه با آبریزش بینی است و با nose ( بینی ) ، nasal, nasality ( خیشومی، وابسته به بینی ) و. . . پیوند دارد. نکند خد ...
آریایی واژه مفتون ( کردن ) ، مانند واژگان بیشمار دیگر که به نگر ( نظر ) عربی است ریشه آریایی و هندو اروپایی دارد. infatuate به چم واله، شیدا، شیفته ...
آریایی پرلیت ، سنگی آتش فشانی است که یکی از کاربردهایش در بسترهای کشت گلخانه ای میباشد. نام دیگر آن سنگ مروارید ( سنگی سپید رنگ ) است. به دید من ...
آریایی: ضیائیان به چم روشنفکران که بیشتر در میان تاجیکان گرانمایه بکار می رود. با ضو در پیوند است. یادآور این که ضو نیز از واژه ایرانی سو به مانای نو ...
آریایی: ضو از واژه ایرانی سو به چم نور گرفته شده. و از آن واژه های ضیا و ضیائیان و. . . درست شده
آریایی واژه هندو اروپایی ستردن با سترون و استر ( قاطر، یابو ) و sterile از یک ریشه است.
به کتایون خلیلی: شما که ریشه زبانتان را به سومریان نسبت می دهید. پس چرا اندکی از این همه تمدن و فرهنگ را با خود به مغولستان و صحرای گبی نبردید تا مجب ...
به کتایون خلیلی: شما که ریشه زبان خود را به سومر یان نسبت می دهید پس چرا اندکی از این همه تمدن و فرهنگ را با خود به مغولستان و صحرای گبی به یادگار نب ...