پیشنهاد
٠

چگونگیِ پیوند میانِ واژه پاک با واژه های کامل ، کاملاً ، به کلی و سراسر در گزاره هایی چون: پاک یادم رفت ( پاک فراموش کردم، از ذهنم پرید ) یا فلانی پا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

همایش و گرد هم آیی برابر های کنفرانس ( conference ) میباشند از دید ریشه شناسی: con : با هم، همراه ferre ( حمل کردن، بردن ) > از ریشه هندواروپایی ( P ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه های اوستایی maeza, maesman, mūthra همه به چم ( معنی ) شاش هستند. بنابراین کهن واژه اوستاییِ میز ، واژه قومِ ویژه ای نیست و این یکی از هزاران هزا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شاید باورش سخت باشد ولی از دید ریشه شناسی pony با واژه ایرانی پسر پیوند دارد. pony از ریشه هندواروپایی ( PIE ) : pau به چم ( معنی ) کوچک است. پسر، ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مزون ( maison ) یا خانه مُد، وام واژه ای فرانسوی است و به فروشگاهی گفته میشود که در آن لباسهای ویژه، به روز و سفارشی مانند لباس عروس و مجلسی به فروش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانژ ( manege ) از زبان فرانسه وام گرفته شده. میدانی است ویژه آموزش و تمرین اسب و سوارکار و نیز برگزاری مسابقات ( آوردگاه ) سوارکاری میدان تمرین و ا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهن واژه ایرانی نوه از ریشه هندواروپایی ( PIE ) : nepot که در پاره ای از زبانهای اروپایی ، یکراست ( مستقیماً ) به چم نوه بکار میرود. مانند: ایتالیایی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

ریشه شناسی واژه potential ( توان نهفته برای انجام کار ) : از ریشهPIE ( هندواروپایی ) poti به چم ( معنی ) : ارباب، سرور، خداوند، توانمند سنسکریت:pati ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چکیده اینکه: نکتار، آبمیوه کارخانه ای است که افزودنی دارد. ولی از نگاه ریشه شناسی : نوشیدنی ویژه خدایان یونان و به چم ( معنی ) شهد زندگی بخش است. شه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ریشه شناسی واژه دیکته: به انگلیسیdictation: دیکته، املا dictate: دیکته کردن، امر کردن، دستور دادن از ریشه هندواروپایی ( PIE ) :deik به چم ( معنی ) نش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آخوندک ( حشره دعاخوان ) از شاخه بندپایان است که به انگلیسی mantis ( مانتیس ) گفته میشود. نامگذاری نزدیکی از نگرش معنایی بین دو واژه آخوندک و مانتیس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیش از پرداختن به ریشه شناسی واژه تخته، شایسته میدانم از آزاده ایرانیانی چون رضا مدیاتک و فرتاش و بسیاران دیگر در پاسداری از فرهنگ ایران، سپاسگزاری ک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

واژه به نگر تازی ( عربی ) حلزون ریشه هندواروپایی دارد و برگرفته از واژه helix ( مارپیچ ) و پیشوند helico ( در هلیکوپتر=چرخ بال یا بالگرد ) هستند و بی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شلتوک ( چلتوک ) پوسته برنج و نیز برنج با پوست را گویند و با شالی و شالیزار، کاه و کلش نیز پیوند دارد و همه اینها نیز با واژه های زیر: گالی: به زبان م ...

پیشنهاد
٠

ریشه شناسی raceme ( گل آذین خوشه ای ) : انگور یکی از گیاهانی با گل آذین خوشه ای است. به درخت انگور ( تاک، مو ) رَز نیز میگویند. واژه های انگلیسیrac ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوند آدم گنه گنه ( فلانی مثل گنه گنه است ) با گیاه گنه گنه : درخت گنه گنه ( cinchona ) بومی آمریکای جنوبی است که از پوست آن ماده ای تلخ مزه به نام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

otter ( سمور آبی یا دریایی ) از نگاه ریشه شناسی: به اوستایی: udra و از ریشه پیشا هندواروپایی ( PIE ) : wodr و نیزudros به چم جانور آبزی. که با wet و ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگر پسند کردید تا به جای عوارضی از واژه های زیبای ایرانی بهره ببرید یکی از برابرهای آن، bazhak ( باژاک ) پهلوی است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرنوزم ( سیاخاک ) به خاکهایی سیاه و تیره ای گفته می شود که بیشترین پراکنش را بویژه در روسیه ، اکراین و کانادا دارد و دارای ساختار ویژه ای است که این ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از دست نخورده ترین واژگان ایرانی در گذر از هزاره هاست. اوستایی:pashna سانسکریت: parshni کردی: پاژنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گندم دوروم گونه ای از گندم با پوسته سخت دانه است و از آن آرد سمولینا بدست می آید که در ساخت ماکارونی و پاستا بکار میرود. از دید ریشه شناسی، واژهduru ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه کهن هم زیستی در اوستا به ریخت ham - sisto آمده که برابر انگلیسی symbiosis و نیز coexistence است. پیشوندهای sym, syn, co, con, com , homo برابر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه بسیار کهن پیدا از ریشه پیشاهندواروپایی ( PIE ) pent به مانای پاگذاشتن و راه رفتن است. در اوستا واژه panta به مانای مسیر و راه و نیز واژهpatha ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی وِرس در محصولات کشاورزی: وِرس واژه ای ایرانی و به خوابیدگی گیاهان علفی بویژه غلاتی مانند گندم، جو و برنج گفته می شود . عوامل گوناگونی که موجب ور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرگین واژه ای پهلوی است که به فضولات برخی چهارپایان گفته می شود و آن نیز برگرفته شده از واژه اوستایی sairihya میباشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نام ایرانی کلیه، گُرده و از ریشه اوستاییverezka میباشد. در زبانهای هندواروپایی، در گذر زمان گاهی دگرش در واکهای g و w ( v ) پیش می آید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه اوستاییaxti ( اَختی ) به مانای آلودگی، ناپاکی، پلیدی، چرکین همان واژه اَخ و تف، اَخی، اَیی در زبان کنونی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ور ( وررفتن ) ، ورز ( ورزیدن ) است و آن نیز به مانای کار ( کار کردن ) . و باwork نیز همریشه است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه های پُف ، پوف و نیز puff ( پاف ) انگلیسی به مانای باد کردن، پُف کردن، ورم کردن ، پوت کردن، فوت کردن و دمیدن از یک ریشه اند. برابریِ پُف با شُش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شره کردن یا شاریدن به چم جاری شدن با واژه های شُرشُر، آبشار و نیز واژه های تازی شده ساری، سرایت، مُسری پیوند دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چنانچه برخی دوستان بدرستی آوردند شیر اوژن به مانای شیر افکن است. از سویی به چم شیر کُش نیز میباشد. اوژن واژه ای کهن است. زدن و کشتن به اوستاییjan ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دوستان گرامی اگر مهر کنید و نگاهی به معنی تخصصیpropaganda در آبادیس بیاندازید در آنجا بر پایه ریشه شناسی واژه اندیشه پراکنی را پیشنهاد دادم. امیدوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ریشه شناسیpropaganda: با واژه propagate به معنی تکثیر کردن، زیاد کردن، پخش کردن پیوند دارد . که شامل دو پاره است: pro : پیشوندی است به معنی پیش و ری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: ذرت بعد از گندم و برنج، سومین ماده غذایی پر مصرفی است که گونه های بسیاری با کاربردهای گوناگون دارد به مانند ذرت علوفه ای، ذرت شیرین، ذرت آردی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: تنجیدن=تنگیدن=تنیدن= در هم تنیدن= فشرده شدن=tangle

پیشنهاد
٠

آریایی: دریاچه بسیار زیبای زریوار یا زریبار در استان کردستان بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران است. از دید واژه شناسی : با zrayana اوستایی به چم دریا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: دریاچه بسیار زیبای زریوار یا زریبار در استان کردستان بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران است. از دید واژه شناسی : واژه ای کهن است که با zrayana ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: هَلا با واژه های hallo و hey به چم هان، هِی، آهای، هوی و مانند آن در پیوند است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

obedient برای به یاد سپردن بهتر می توان واژه عَبد را بکار برد=فرمانبردار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: کُر ( choir ) ، به اوستایی، gru میباشد به چم آواز خواندن، سرودن، نیایش کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: یکی از ماناهای ریش، زخم، درد، آزار و آسیب است. مانند: دلم ریش شد: دلم ( قلبم به درد آمد ) ریش واژه ای هندواروپایی است و به اوستایی raesa می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

آریایی: دریدن به اوستایی، dar میباشد که باtear انگلیسی پیوند دارد. همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: گشن گیری، به گرده افشانی در گیاهان و آمیزش در جانوران می گویند که با کاشتن در پیوند است. واژه ای کهن است. به اوستایی، وَرشنی ( varshni ) گو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: شور با واژه هایی مانند salt و saline همریشه است. نزدیکتر به واژه شور را در زبان های اسلاوی میابیم. نمک به روسیsol و شور به اوکراینیsolonyy ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: واژه بزاق ( به تازی:بصاق ) ، به هیچ روی عربی نیست و برگرفته از vawzaka اوستایی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: نهادینه ( کردن ) = نهاد، نهادن، گذاشتن، گذاردن،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: بنهیم= بگذاریم نهادن=گذاشتن ارج بنهیم=ارج بگذاریم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: ارج بنهیم به مانای ارزش بگذاریم. بِنه = بگذار از بُن نهاد و نهادن= گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: واژه نهال و نهال کاری با نهاد، نهادن همریشه است. همچنان که نشا و نشاکاری با نشاندن ، نشستن ، نهشتن ، هشتن به چم گذاشتن همریشه است. تاجیکان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آریایی: خواستار، خواهان خواه، خواهش با خواست و خواستن همریشه اند. خواهشمندم= خواستارم= خواهانم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: خواستارم با نگر به همریشگی خواه، خواهش با خواست و خواستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: شِمه ( شمه ای آمدن، شمه ای از خود نشان دادن، خودی نشان دادن ) و نیز واژه هایی چون شِما، شماتیک ( schematic=icon ) با واژه اوستایی شِمنه یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: spy ( جاسوس، بپا ) اوستایی:spas پاس دادن ( در سربازی ) = patrol ( پاسداری کردن، گشت زدن ) پاییدن و پایش همگی ریشه هندو اروپایی دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

آریایی: واژه های ورجاوند پرستار و پرستیدن که با واژه های praise و prayer پیوند دارد در فرهنگ ایرانشهری، به چم کرنش کردن نیست. به چم پاییدن، نگهبانی و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: همازور به چم همبستگی و یکی شدن که برابر آن در اوستا، یو میباشد. که با واژه های unit, unite, unique همریشه است. پشتوان افغانستان نیز به شمار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: یکی از چمهای صفت، ویژگی است. چنانکه تاجیکان گرانمایه به میوه های با کیفیت ، میوه های خوش صفت می گویند. با صفت= دارای ویژگی ( ویژه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: می توان واژه مادر بوم نیز بکار برد چنانچه هندیان به میهن ، مادر بوم ( maatrbhoomi ) میگویند که ریشه در سانسکریت دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: مهراج نامی پسرانه در ایران با ریشه سانسکریت به مانای پادشاه بزرگ ( و نیز مهاراجه ) مه = بزرگ راج=rajah ( راجه= پادشاه در هندوستان ) که با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: مهاراجه ( پادشاه بزرگ ) > مه= بزرگ rajah=پادشاه ( در هندوستان ) rajah با واژه های زیر پیوند دارد: rex regal royal rial ری ( شهر ری به مانای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: راجه به مانای پادشاه در هندوستان با واژه های زیر پیوند دارد: rex regal royal rial ری ( شهر ری به مانای شهر پادشاهی ) مهاراجه ( پادشاه بزرگ ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

آریایی: درباره شهر ری که کاربران گرامی به بن مایه آن نپرداختند گفتنی است این شهر باستانی به مانای شهر پادشاهی است. و در گذشته به نامهای بسیاری که بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: ventilator ( دستگاه تهویه و نیز دستگاه تنفس بیماران ) از ریشه لاتینventus ( به چم باد ) با واژه هایwind و باد ( به پهلوی: واد یا وات ) پیون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: گپ زدن ( گپیدن ) با واژه های انگلیسیgab وgabble jabber و yabber ( یاوه گویی ) همریشه است. بیشتر به چم پرگویی ، وراجی ، یاوه گویی ، بیش سخنی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: به دیگر سخن، به سخن دیگر، به عبارت دیگر، به سخنی، تو گویی، یعنی و. . . برابر انگلیسی آن that is ( to say ) میباشد. say با سُخَن ( سَخُن درس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آریایی: مزغل یا مزقل واژه ای تازی ( عربی ) نیست و با واژه machicolate پیوند دارد. colate= کلات ( قلعه ) machi= ماز ماز ، چمهای گوناگونی دارد . در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: cardiography =دل نگاری ( قلب نگاری ) cardio= دل پختون یا پشتو های افغانستان به دل ( قلب ) ، زره ( zra ) می گویند. zra و heart و cardio ( ری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: واژه انگلیسیarrogant با رُخ پیوند دارد. به مانای رخ نما، رخ نمود و مانند آن. کسی که ( چه با کار یا اندیشه درست یا نادرست ) دوست دارد رخ نشا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: گلوتن گونه ای پروتئین گیاهی است که در غلاتی مانند گندم و جو یافت می شود. و اگر این پروتئین نبود چسبندگی در نان و نیز اسپاگتی پدید نمی آمد. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: پیراستن و پیرایش با واژه های pare و prune ( هرس کردن ) پیوند دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: ستور که بیشتر برای چارپایان و حیوانات ( زیوندگان ) بارکش بکار می رود به چم قدرتمند و قوی است و باstrong و سترگ نیز پیوند دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آریایی: کهتر، در برابر آن مهتر ( مستر=بالاتر، بزرگتر ) همان واژه کوتاه تر است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: زفیر=بازدم وارونه اش شهیق=دَم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی واژه به نگر ( نظر ) عربی شهیق ( و نیز استنشاق ) به معنی دم با واژه ایرانی شیهه ( بانگ اسب ) ، به انگلیسی:neigh پیوند دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: واژه به نگر ( نظر ) عربی صوت با سوت ( سوت زدن ) و sound پیوند دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی فریاد در گذشته به چم دوست ، یار ، یاور و یاری جستن بکار می رفته و با friend همریشه است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

kindergarten kind به آلمانی: کودک با واژه های kid ( کودک ) ، child garten نیز با واژه هایyard, court, garden به معنی حیاط، محوطه، صحن، ساحت، میدان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آریایی نزله، گونه ای سرماخوردگی همراه با آبریزش بینی است و با nose ( بینی ) ، nasal, nasality ( خیشومی، وابسته به بینی ) و. . . پیوند دارد. نکند خد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی واژه مفتون ( کردن ) ، مانند واژگان بیشمار دیگر که به نگر ( نظر ) عربی است ریشه آریایی و هندو اروپایی دارد. infatuate به چم واله، شیدا، شیفته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی پرلیت ، سنگی آتش فشانی است که یکی از کاربردهایش در بسترهای کشت گلخانه ای میباشد. نام دیگر آن سنگ مروارید ( سنگی سپید رنگ ) است. به دید من ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: ضیائیان به چم روشنفکران که بیشتر در میان تاجیکان گرانمایه بکار می رود. با ضو در پیوند است. یادآور این که ضو نیز از واژه ایرانی سو به مانای نو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی: ضو از واژه ایرانی سو به چم نور گرفته شده. و از آن واژه های ضیا و ضیائیان و. . . درست شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آریایی واژه هندو اروپایی ستردن با سترون و استر ( قاطر، یابو ) و sterile از یک ریشه است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

به کتایون خلیلی: شما که ریشه زبانتان را به سومریان نسبت می دهید. پس چرا اندکی از این همه تمدن و فرهنگ را با خود به مغولستان و صحرای گبی نبردید تا مجب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

به کتایون خلیلی: شما که ریشه زبان خود را به سومر یان نسبت می دهید پس چرا اندکی از این همه تمدن و فرهنگ را با خود به مغولستان و صحرای گبی به یادگار نب ...