پیشنهادهای پارسیونا (٨٤٧)
تلوک. /toluk/
درود بر کاربر ژاسپ، خواهش مند است بن مایه ی نوشته های تان را نیز بنگارید.
خبرچین.
کافر.
آژیانه. /AZiyAne/
خروشیدن، می توان این واژه را دورچِم یا مجاز از توفان شدن دانست. واژه ی توفان مانند باران از این ریشه پارسی می نماید. طوفان ریشه ی تازی دارد.
وایه. /vAye/ وایه از دو بخش �وای = باد� � - ه پسوند همانندساز� ساخته شده است. �وایه� می شود بادمانندیا همان گاز و می تواند به جای این واژه ی بیگانه ب ...
گاز.
اسپری کردن.
واسرنگنده. /vAse ( a ) rangande/
واسرنگیده. /vAse ( a ) rangide/
واسرنگش. /vAse ( a ) rangeS/
واسرنگنده. /vAse ( a ) rangande/
واسرنگیدن. /vAse ( a ) rangidan/
برنهادن.
بعد از ظهر.
مَسادِنون.
مگالادون.
مَسادِنون.
مَساکوسه.
مگالادون.
اتد.
لگدتوپ.
سپک تاکرا.
غُلیدن به چِمِ جوشیدن است.
در اسپهان به چِمِ جوجه است.
صبحانه.
سوختن.
سگ است در زبان نایینی.
گربه است در زبان نایینی.
ظرف است در زبان نایینی.
مارمولک است در زبان نایینی.
مراقب است در زبان نایینی.
سِهِز. ( هزارهزارهزار ) ( هزار به توان سه ) .
دُهِز. ( هزارهزار ) ( هزار به توان دو ) .
میلیون. دُهِز ( هزار هزار ) ( هزار به توان دو )
لایه چید.
کپچا.
بیزه.
دعا کردن.
فامینک.
کروماتید.
فامینه.
کیفیت.
بخار.
حوزه.
ژن.
حالت و وضعیت.
چارگرد.
کوادکوپتر.