نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry a division: اکثریت آرا را به دست آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call for a division: تقاضای رای گیری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
help sb along: در راه رفتن کمک کردن ( به )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
help sb across: در عبور از خیابان کمک کردن به کسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not if i can help it: اگر به اختیار من باشد قبول نمی کنم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it can`t be helped: کاریش نمیشود کرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the love of gain: حرص مال دنیا - دنیا پرستی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gag rule: دستور سکوت ( به مطبوعات )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pen dipped in gall: قلمی زهرآگین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sb`s hackles up: کسی را عصبانی کردن - خون کسی را به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill sb`s shoes: جای کسی را گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off all the gall: وقاحت هم اندازه ای دارد!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bill of indictment: ادعانامه - کیفرخواست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill the job well: خوب از عهدۀ کار برآمدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be over the hill: دیگر جوان نبودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a diamond in the rough: To have hidden qualities or potenti ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be the salt of the earth: To be a person of great integrity a ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an example of: Punish one person to discourage oth ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a fool of yourself: Embarrass yourself by saying or doi ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a number: Perform a live act مثال: Harry did ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all heart: To act with genuine kindness and si ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a heart as big as a house: To possess an exceptionally generou ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet as pie: To be exceptionally kind and pleasa ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open one’s heart: To share one’s true feelings or emo ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put oneself in someone else’s shoes: To understand and empathize with an ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a breath of fresh air: To bring a refreshing and positive ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a soft touch: To be easily moved or influenced by ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a ray of sunshine: To bring warmth and positivity into ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good samaritan: A person who selflessly helps other ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
melt someone’s heart: To evoke deep emotions of warmth an ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a shoulder to lean on: Meaning: To provide emotional suppo ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the milk of human kindness: Meaning: An expression emphasizing ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread the love: To share positivity and kindness مث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kindness of strangers: Acts of kindness from people unknow ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone under one’s wing: To mentor or protect someone مثال: ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reduce sb to obedience: کسی را مطیع کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reduce sb to silence: کسی را به سکوت واداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be reduced to a skeleton: پوست و استخوان شدن - حسابی لاغرشدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be reduced to begging: به گدایی افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be living in reduced circumstances: در فقر و فاقه زندگی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a reduction in ranks: تنزل درجه ( نظامی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a reduced scale: در حد کوچک تری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
redouble one`s efforts: تلاش خود را دوچندان کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chase a red herring: ردّ گم کردن - طفره رفتن - نعل وارون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be beyond redemption: غیر قابل جبران بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cry one’s eyes out: Cry a lot and for a long time
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cat on a hot in roof: Be extremely nervous
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ace up your sleeve: A secret advantage or resource that ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harm’s way: in a dangerous or risky situation
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just a drop in the bucket: a small amount compared to the whol ...
١ سال پیش