نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age old enigmas: معماهای کهن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rabbit's fur: موهای خرگوش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was completely exhausted: او کاملا از توان افتاده بود.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twig snap: شکستن شاخه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i must be slipping: دارم پیر می شوم. دیگر آن آدم سابق ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enchanted slumber: خوابی جادویی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as thin skinned as a child: حساس بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are on thin ice: کنایه از : در خطر بودن، با طناب پوس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to join the ranks of: برای پیوستن به صفِ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perilous expedition: راه پرمخاطره - سفر پرمخاطره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the outermost reaches: دورترین زوایا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nest of vice: لانۀ فساد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a nest of tables: یک دست میز تو هم رو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a bunch of troublemakers: چه مردمان مزاحمی!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the triviality of everyday existence: امور پیش پا افتادۀ روزانۀ زندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
totally dim: جهل مرکب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
precarious balance: تعادل ناپایدار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much he was longing for home: چقدر دلش هوای خانه کرده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wild profusion: انبوه بی شمار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no need to carry coals to newcastle: چه لزومی دارد زیره به کرمان ببریم؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an element of: نشانی از - ذره ای - اثری از
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be out of one`s element: احساس بیگانگی کردن - خود را غریبه ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she caught her breath: نفسش بند آمد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
basic substance: جوهر اولیه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fat envelope: پاکت ضخیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
detours around: طفره روی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
women of the past were subjugated: زنان در گذشته مقهور بوده اند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the top storey: ( به شوخی ) کله، مخ، بالاخانه He is ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underlying laws of nature: قوانین ناپیدای طبیعت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rarefied air: هوای رقیق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but she took the idea further: او این اندیشه را گامی جلوتر برد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all forms of perceptual illusion: انواع خطاهای حسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unshakable faith: ایمان خلل ناپذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
constant interplay: تاثیر متقابل و مدام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
primordial substance: جوهر آغازین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is worth noting: در خور توجه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
red hot stone: سنگ گداخته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll say no more: دیگر عرضی نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the most ingenious: هوشمندانه ترین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rummage sale: بازار خیریه - فروش اجناس دست دوم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
what fun: چشمم روشن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minimal part: کمینه جزء - جزء کمترینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drat: لعنت بر شیطان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
soppy talk: صحبت های احساساتی، رومانتیک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
malign influence: تاثیر شوم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
certain ethical rules: موازین اخلاقی ویژه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may the reverse be my lot: خلاف آن بر من روا باد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she crouched down on the floor: او کف اتاق چمباتمه زد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sometimes personal property gets mixed up: گاهی وسایل شخصی قر و قاطی می شود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
panting animal: حیوانی در حال له له زدن
٢ سال پیش