نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to look at him it: اگر از ظاهرش بخواهیم قضاوت کنیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make the time up: جبران مافات کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make off with sth: برداشتن و فرار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make away with oneself: خودکشی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mislead sb into doing sth: کسی را گول زدن - کسی را از راه به د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a mortal blow: ضربۀ مهلک - ضربۀ کوبنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mutter to oneself: با خود حرف زدن - زیر لب حرف زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is news to me: قبلا نشنیده ام. تازه دارم میشنوم - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
badly ordered: آشفته - نامنظم - در هم ریخته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overleap oneself: لقمه بزرگتر از دهان خود برداشتن - ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a particle of: سر سوزنی - یک ذره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bad patch: روز گار بد - ایام ناخوش - روزگار سخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sticky patch: روز گار بد - ایام ناخوش - روزگار سخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grab a pew: بفرما بشین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a petulant mood: با کج خلقی - با بی حوصلگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a public opinion poll: سنجش افکار عمومی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be left at the post: از دیگران عقب ماندن - جا ماندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pouring wet day: یک روز خیلی بارانی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the pouring day: زیر شرشر باران
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put sb to shame: باعث خجالت کسی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scare sb stiff: کسی را حسابی ترساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delusions of grandeur: جنون عظمت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be under delusion: دچار توهم بودن، اسیر پندار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a den of vice: لانۀ فساد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an opium den: شیره کش خانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a gambling den: قمارخانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
denuded of: عاری از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the departed: متوفی - مرحوم - درگذشتگان - رفتگان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speak talk of the devil: چه حلال زاده - عجب حلال زاده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raise the devil: جار و جنجال راه انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
die a martyr: شهیدشدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be poorly off: فقیربودن - نادار بودن - تهیدست بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a beast of prey: حیوان درنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pudding head: آدم کله پوک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pudding face: صورت چاقالو - صورت پت و پهن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reach me down: لباس های کهنه - لباس های نیمدار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be riddled with: مبتلا به . . . بودن، پر از . . . بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in for a bumpy ride: با مشکلات روبرو بودن - دستخوش بحران ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
face a rough ride: با مشکل مواجه شدن - با مشکل روبرو ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send sb packing: ( محاوره ) به کسی گفتن که برود پی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sober minded: جدی - سنگین - متین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a spent force: از کار افتاده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a spent force: دیگر کارایی نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
things that go bump in the night: صداهای وحشتناک - صداهای عجیب و غریب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tip sb the wink: به کسی خبر دادن - به گوش کسی رساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the young idea: بچه مدرسه ای ها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up yonder: آن بالا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thick with: پر از - مملو از - سرشار از - غرق در
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the top copy: نسخه اصلی - نسخه اول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
top and tail sth: سر و ته . . . را زدن
٢ سال پیش