نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is quite another story now: آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nor heed the rumble of a distant drum: آواز دهل شنیدن از دور خوش است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he fishes in troubled waters: از آب گل آلود ماهی می گیرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
between pillar and post there maybe rescue: از این ستون به آن ستون فرج است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he refuses the bride but puts forth his hand: با پا پس می زند با دست پیش می کشد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after night comes the dawn: از پی هر گریه آخر خنده ای ست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
begin your web and god will send you the thread: از تو حرکت از خدا برکت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fair words butter no parsnips: با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
union is strength: یک دست صدا ندارد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he kills a man with cushion: با پنبه سر می برد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he laughs in ones face and cuts his throat: با پنبه سر می برد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
between two stools one falls to the ground: با یک دست دو هندوانه نمی توان برداش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cattle do not die from the cow’s cursing: به دعای گربه سیاهه بارون نمی آید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mills will not grind if you give them not water: بی مایه فطیر است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he robs his belly to cover his back: پز عالی جیب خالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you may end him but you may not mend him: توبه گرگ مرگ است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one can’t make war with rose water: توی دعوا حلوا پخش نمی کنند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
better an ounce of discretion than a pound of care: جنگ اول به از صلح آخر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t count your chickens before they are hatched: جوجه را اخر پاییز میشمارند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a jar’s mouth may be stopped a man’s cannot: در دروازه را می توان بست، دهن مردم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every rogue is at length outrogued: دست بالای دست بسیار است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the darkest hour is just before the dawn: در ناامیدی بسی امید است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coming events cast their shadows before: سالی که نکوست از بهارش پیداست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the tailor’s wife goes the worse clad: کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an ounce of prevention is a worth a pound of cure: علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a finger in every pie: نخود هر آش است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he plays a lyre in vain to an ass: یاسین در گوش خر می خواند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to skim through a book: تورق نمودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to cast sidelong glances: زیرچشمی نگاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to study all sides of a question: همه جوانب کاری را سنجیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on show: وانمود کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we all kept ribbing him: دستش می انداختیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to rest in god: به خدا توکل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the ravages of time: آسیب های زمانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like a drowned rat: مثل موش آب کشیده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chinese puzzle: مسئله بغرنج و پیچیده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a put up affair: دسیسه - توطئه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to push off: فلنگ را بستن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mess around with: ور رفتن با
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to strike the lyre: قلمبه سلمبه حرف زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is like an escaped lunatic: زنجیر پاره کرده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
every little helps: کاچی به از هیچی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you see any green in my eye: فکر میکنی خر گیر آورده ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to keep the truth dark: مهر سکوت بر لب زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
keep aloof: دور نگه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to keep on arguing: مدام مجادله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be as keen as mustard: از جان و دل کار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to indulge in luxury: غرق تجملات شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have the stamp of individuality: علامت مشخصه داشتن - نشانه منحصر به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
agreeable to the taste: خوشمزه - باب دندان - دلپسند
٢ سال پیش