نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a jump: کسی را ترساندن - کسی را از جا پراند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in safe keeping: جای امنی بودن - پیش آدم مطمئنی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of keeping with: با . . . نخواندن، با . . . مغایرت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be knee deep: تا زانو رسیدن - تا زانو فرو رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lap sth in sth: ( کالا، شی ) در چیزی پیچیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lapse of memory: فراموشی - نسیان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well i like that: به حق چیزهای نشنیده - همین را کم دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
light horse: سواره نظام سبک اسلحه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not give sb house room: کسی را تو خونه خود راه ندادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not give sth house room: چیزی را در خانه خود جا ندادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an integrated school: مدرسه همگانی - مدرسه بدون تبعیض نژا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a man of integrity: آدم شریف - آدم صادق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at issue: مورد بحث بودن - مسئله بودن - با هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
avoid the issue: طفره رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an issue of sth: قضیه ای را بزرگ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cloud the issue: خلط مبحث کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
confuse the issue: خلط مبحث کردن - بحث را مغشوش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he got his finger jammed in the door: انگشتش لای در ماند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he jammed his finger in the door: انگشتش لای در ماند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be at the helm: سکان را به دست داشتن، سکان دار بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be man at the helm: سکان دار ( مجازی ) رهبر - پیشوا - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heaven help you: خدا به دادت برسد - خدا بهت رحم کند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the net result: نتیجه نهایی - تنها نتیجه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enforce a restriction: محدودیت ایجادکردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look round for sb: دنبال کسی گشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look round for sth: دنبال چیزی گشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look sth through: ( پیشنهاد و غیره ) مو به مو بررسی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look up to sb: احترام گذاشتن به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look up to sb as: کسی را به چشم . . . نگاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loop things together: چیزها را به هم پیچیدن - چیزها را با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loose a volley of abuse at sb: بارانی از فحش حواله کسی دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose out to sb: ( محاوره ) جای خود را به . . . دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a good loser: ( در قمار ) پرجنبه بودن - خوش باخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose of life: تلفات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lotus position: حالت نیلوفر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a male dominated society: جامعه مردسالار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in pocket: پول به جیب زدن - صرفه بردن - سود بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work at high pressure: با شدت تمام کارکردن - با تمام قوا ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to quod: تو هلفدونی افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be out of the red: از شر بدهی ها خلاص شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the reigning champion: قهرمان فعلی - قهرمان حاضر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
from head to foot: سر تا پا - از نوک مو تا پنجه پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
by a head: ( به اندازۀ ) یک سر؛ یک سر و گردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be stand head and shoulders above sb: از کسی یک سر و گردن بالاتربودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb his head: دست کسی را بازگذاشتن - به کسی اختیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heads will roll for it: چه خون ها که ریخته شود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be head over heels in sth: تا خرخره در چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on my own head be it: مسئولیت اش به گردن خودم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it cost him his head: به قیمت جانش تمام شد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put their heads together: با هم مشورت کردن
٢ سال پیش