نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a master mariner: ناخدا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mark sth off: تفکیک کردن - مشخص کردن - متمایز کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a trip down memory lane: با یاد گذشته افتادن - به خاطرات گذش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a marked man: جان کسی در خطر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deman sth with menaces: با ارعاب چیزی را خواستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pro marketeer: طرفدار بازار مشترک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
miserably small: خیلی کم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anti marketeer: مخالف بازار مشترک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
letters of marque: حکم غارت - فرمان انتقام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the matters of complaint: اسباب شکایت - موجبات گله گزاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
matter of factness: خشکی - سردی - بی اعتنایی - بی تفاوت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
may bug: سوسک طلایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mealybug: شته - شته مو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should fill your time meaningfully: بهتر است وقت خود را صرف کاری/هدفی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slender means: امکانات مالی کم - درآمد کم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have private means: درآمد خصوصی داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be mediated by: تغییر کردن با - اثر پذیرفتن از - مت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meet the eye: به چشم خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a meeting of minds: همفکری - همدلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the melting pot: زیر سوال قرار داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
man and boy: از بچگی تا حالا - از طفولیت - از جو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the man of the match: تک خال بازی - بازیکن نمونه - مرد می ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a man about town: اهل معاشرت - چهره همه مجامع - ستاره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mandated territories: نواحی تحت قیمومیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mandatory powers: اختیارات دولت قیم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off the map: دور افتاده - پرت ( مجازی ) بی اهم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the margine: بودن در حاشیه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a marginal effect on sth: تاثیر کمی بر چیزی داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gain a hearing: امکان صحبت یافتن - فرصت دفاع از خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a hearing: امکان صحبت یافتن - فرصت دفاع از خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a hearing: حرفهای کسی را شنیدن - به کسی فرصت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have sth at heart: به چیزی علاقه مند بودن - در فکر چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in good heart: سر حال بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hearth and altar: دین و میهن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a heave: بلند کردن - از جا کندن - بالاکشیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a good hiding: کسی را حسابی کتک زدن - کسی را حسابی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hew sth down: قطع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hew sth out: ( کار ) تراشیدن - دست و پا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of hearing: خارج از صدا رس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one s hearing: جلوی کسی - در حضور کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond one s hearing: پشت سر کسی - در غیاب کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
petty larceny: آفتابه دزدی - دله دزدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his heart quailed: دلش فرو ریخت.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rest from sth: از چیزی دست کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a nautical man: دریانورد - ملوان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be wised up to sth: متوجه چیزی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loom large in sb mind: به صورت ترسناکی پیش چشم کسی ظاهرشدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come out of mourning: رخت عزا درآوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay sth to rest: به چیزی خاتمه دادن - ( شایعه و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a new look: چهرۀ تازه ای پیداکردن
٢ سال پیش