نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a brand from the burning: نجات یافته از آتش گناه - توبه کار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle sb`s hash: روی کسی را کم کردن - دخل کسی را آور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don`t keep hassling me: دست از سرم بردار - اینقدر مزاحمم نش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in full cry: داد و قال کردن - جار و جنجال راه ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in a fret: عصبانی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a game of chance: بازی حوادث
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chamber of horrors: تونل وحشت - دخمه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flutter about: این طرف و آن طرف پریدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flutter away: پر زدن و رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask a blessing: دعا کردن - برکت طلبیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall into bad habits: عادت های بدی پیدا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hog the road: وسط جاده را گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a hard row to hoe: کار حضرت فیل بودن - کمرشکن بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play a hoax on sb: کسی را دست انداختن - به کسی کلک زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a hit with sb: روی کسی تاثیر خوبی گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be hazy about sth: در مورد چیزی اطمینان نداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play havoc among: خراب کردن - صدمه زدن به
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
giving the cold shoulder: Ignore someone
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like taking candy from a baby: Easy to do Passing the exam was li ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
worth your salt: Worth one's pay His teacher was wo ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything from soup to nuts: A wide variety of items She carrie ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat high on the hog: To live very well and prosper They ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fat is in the fire: Big problem or trouble ahead When ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick to your ribs: Something filling and nutritious H ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
greatest thing since sliced bread: Something that is excellent She th ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know beans about: Unfamiliar or ignorant I admit tha ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not worth a hill of beans: Not valuable His idea was not wort ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be the teacher’s pet: To be the teacher’s pet means: to b ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to read between the lines: To read between the lines meaning: ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have mixed feelings: To have mixed feelings meaning: whe ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to hold your horses: To hold your horses meaning: to tel ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s in the bag: It’s in the bag meaning: when you a ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have ants in someone’s pants: To have ants in your pants meaning: ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to stir up a hornet’s nest: To stir up a hornet’s nest meaning: ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
test ban: پیمان منع آزمایش های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she went away without so much as a thank you: رفت و یک تشکر خشک و خالی هم نکرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the thrills and spills: هیجانات - حوادث هیجان انگیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a show of hands: ( در رای گیری ) بلند کردن دست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in some such places: در یک چنین جاهایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unmindful of: بی توجه به - بی اعتنا به - غافل از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be to sb`s taste: مورد علاقۀ کسی بودن - باب طبع کسی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
textual criticism: نقد متون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be thrilled to bits: حسابی ذوق زده شدن - حسابی کیف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on show: در معرض نمایش - در معرض دید همگان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive at full throttle: تخت گاز رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a boy fresh from school: پسری که مدرسه را تازه تمام کرده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a fresh start: از نو شروع کردن - دست به کوشش تازه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a fresh light on a subject: نور تازه ای بر مسئله ای انداختن - ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be fresh out of sth: چیزی را تازه تمام کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fret oneself to death: دق مرگ شدن - از ناراحتی دق کردن
١ سال پیش