نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a muck of sth: به چیزی گند زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be well heeled: پولدار بودن - پول کسی از پارو بالار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the heel of: زیر یوغ - زیر چکمه های - تحت سلطۀ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride hell for leather: به سرعت تمام تاختن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
play hell with: ضایع کردن - داغون کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hew sth to pieces: چیزی را تکه تکه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hewers of wood and drawers of water: زحمتکشان - رنجبران
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a hired man: کارگر روزمزد - کارگر فصلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at loggerheads with: بگومگو داشتن با - اختلاف داشتن با
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lone wolf: آدم تکرو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lure on: اغوا کردن - گول زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jack in office: ( به تحقیر ) کارمند تازه به میز رسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a jack staff: میلۀ پرچم سینه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
every man jack: هر کس - همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jaded appetite: بی اشتها - بی میل به غذا - کور اشته ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jade green: یشمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jammy luck: شانس خرکی - شانس مفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jar upon: آزار دادن - ناراحت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jarful: بانکه - شیشه پر از . . . - کوزه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good biz: دست مریزاد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be chilled to the bone: تا مغز استخوان یخ کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lw: long wave موج بلند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel hollow: گرسنه بودن - شکم کسی غار و غور کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cornerways: لچکی ( در مورد تا زدن ) - به طور مو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off course: از مسیر خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the leader before last: رهبر اسبق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
full of holes: سوراخ سوراخ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disturbance of the peace: بر هم زدن آرامش عمومی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the count: ناک اوت شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stick to your last: به کار خودت بچسب - وارد کاری که از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a hold of oneself: بر خود مسلط شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
carpetbag: مفرش - خورجین
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
acid drops: آب نبات ترش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jockey for position: ( اسبدوانی ) سوارکاران دیگر را هل د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suger drops: شکرپاره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with no holds barred: آزاد - بی هیچ محدودیتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without striking a blow: بدون جنگ و دعوا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beef sth up: بهتر کردن - تقویت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
filter bed: تانک تصفیه - حوضچۀ پالایش آب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold oneself still: آرام گرفتن - تکان نخوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good layer: مرغی که زیاد تخم می کند - مرغ پر تخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold oneself in readiness: گوش به زنگ بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay sth bare: چیزی را آشکار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold one`s tongue: دم فرو بستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speak highly of sb: از کسی تمجید کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high days and holidays: اعیاد و تعطیلات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a heftily built fellow: مرد تنومند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy tidings: خبرهای ناگوار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my hearties: رفقا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the policy of divide and rule: تفرقه انداختن و حکومت کردن
١ سال پیش