نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a benefit match: مسابقه خیریه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a benefit concert: کنسرت خیریه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bend sb`s ear: دربارۀ مسئلۀ خود با کسی حرف زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a licence to print money: ( محاوره ) طرح پر خرج - طرح پر ریخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moleskin: مخمل نخی - پوست موش کور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set sb at liberty: کسی را آزاد کردن - کسی را خلاصی داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up courage: دل و جرات پیداکردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pickaback: 1 - روی شانه - روی پشت - روی کول 2 ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
railroad sth through sth: ( لایحه و غیره ) با زور گذراندن از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come rain come shine: در هر شرایطی - اگر سنگ هم از آسمان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rain buckets: شلاقی باریدن - دم اسبی باریدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep sth for a rainy day: چیزی را برای روز مبادا کنارگذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be raring to do sth: لحظه شماری کردن برای . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rasp sth smooth: صاف کردن با سوهان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rasping voice: صدای گوشخراش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with rapt attention: با شش دانگ حواس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get uppish with sb: برای کسی ناز و افاده کردن - برای کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sb uptight: کفر کسی را درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a seat of learning: کانون علم و فرهنگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wild child: دختر سرکش - زیبای سرکش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wildfowl: 1. پرندۀ وحشی 2. ( شکار ) پرنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall wide of the mark: کاملا پرت بودن - از موضوع دور بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an idiot savant: ابله دانا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up with sb: ( به طعنه ) قاتی شدن با
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
un methodic doubt: شک موضوعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no pleasing him: راضی بشو نیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get physical: به زور متوسل شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
actus purus: فعل محض
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attack sb physically: کسی را مورد حمله بدنی قرار دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach me downs: لباسهای کهنه - لباسهای نیمدار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mortise lock: قفل توکار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
piccaninny: غلام سیاه ( جنبۀ توهینی دارد )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel a bit shaky: احساس ضعف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
name part: نقش عنوان - نقش اصلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
colony forming: همزی شکل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social equals: افراد هم طراز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deductive reason: قیاس برهانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
directive response: واکنش توجیهی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spun glass: الیاف شیشه - پشم شیشه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nebular hypothesis: فرضیه ابری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neutral stuff: جوهر وسط - جوهر میانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
objective beauty: زیبایی آفاقی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inductive reason: قیاس استقرایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the noes have it: اکثریت با آرای منفی است
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
linen draper: فروشنده اجناس نخی و کتانی - فروشنده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to the lay mind: نزد مردم عادی - در نظر عوام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wash one`s dirty linen in public: دعواهای خانوادگی را جلوی مردم مطرح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay sth waste: چیزی را خراب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a male chauvinist pig: مرد سالار کله خر - مرد سالار خوک صف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lay a ghost: دفع جن کردن
١ سال پیش