نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
infringement of: نقضِ، تخطی از - تجاوز به - تعدی به
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the law of nature: قانون طبیعت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose the lead: عقب افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the lead: در صدر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a leaden heart: دلی گرفته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead the fashion: مد ساز بودن - تعیین مد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spiritual illumination: اشراق روحی و جانی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fire eater: ( در سیرک ) بازیگر آتش خوار ( مجاز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make the money fly: ولخرجی کردن - پول خود را به باد داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squelchy mud: گل و لای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a stab in the back: خنجری از پشت - خیانت - ناجوانمردی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a stab of guilt: عذاب وجدان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
half breed: دو رگه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give three cheers: سه بار هورا کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off at half cock: نقش بر آب شدن ( نقشه و غیره )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a cry: فریاد کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all go: حسابی شلوغ بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go with the times: با زمان حرکت کردن - فرزند زمان خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a fine tooth comb: با دقت تمام - به طور همه جانبه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one`s finger in the till: از محل کار خود دزدی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go without sth: فقدان . . . را تحمل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have light fingers: دستش کج بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grate on the ears: گوشخراش بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
finish with sth: چیزی را بوسیدن و کنارگذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grate on one`s nerves: اعصاب کسی را خرد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
finish with sb: با کسی قطع رابطه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a close finish: در پایان رقابت فشرده ای وجود داشت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in at the finish: ناظر پایان کار بودن - شاهد پایان ما ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be finished: کار کسی تمام بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a great mind to do sth: اشتیاق زیادی به انجام کاری داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at a rough guess: تقریبا - کلا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up a gum tree: تو مخمصه افتادن - تو هچل افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neither virtue nor vice: نه فضیلت و برتری و نه رذیلت و فروما ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
منتره: ذکر یا دعای مقدس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تنتره: راه و روش هایی که منتره را برای هدف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintain an open mind on sth: در مورد چیزی تصمیم نهایی نگرفتن - د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sruthi: متون - حقایق مُنزَل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be one and the same: یکی بودن - دقیقا یکی بودن - یک نفر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk the same language: هم سلیقه بودن - همدل بودن - هم فکر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
superimpose sth on: تلفیق کردن با
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
superimpose sth onto: تلفیق کردن با
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a bit steep: حرف زور است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sure knowledge: دانش یقینی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bodiless: بی کالبد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
supreme reality: حقیقت برین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the evil hour: لحظه مصیبت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the evil one: اهریمن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get inti evil ways: گمراه شدن - به راه بد افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have an evil tongue: زبان گزنده ای داشتن - زبان تلخی داش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cast an an evil eye on sb: کسی را چشم زدن - کسی را نظر زدن
١ سال پیش