نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subsidia: مدد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
texualitsts: نص گرایان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the messenger of mercy: پیام آور رحمت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the preacher of peace and spirituality: بشارت دهنده صلح و معنویت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sense of fullness: حس کمال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a recommendation to mercy: ( حقوق ) با توصیه یک درجه تخفیف در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mercy mercy on us: ای وای - به دادم برسید - کمک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have mercy on: به کسی رحم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his death was a mercy: مرد و راحت شد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the merest sth: بی اهمیت ترین - ناچیزترین - کمترین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave sth in mid air: چیزی را پا در هوا گذاشتن - چیزی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be of middle quality: متوسط بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
business is middling: کاسبی بد نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a mockery of sth: احمقانه جلوه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go mushrooming: قارچ جمع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mushroom sth into: چیزی یک شبه تبدیل به . . . شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to peg out: مردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a hard nut to crack: کلاه به آسانی سرش نمی رود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to com to nothing: به ثمر نرسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to nail a lie to the counter: دست کسی را رو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be nasty: بدجنسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will mention no name: نمی خواهم کسی را متهم کنم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to need a lot of asking: در مقابل خواهش و اصرار کسی ناز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a piece of pure luck: خوش شانسی محض
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is down on his luck: بخت به او پشت کرده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make a lucky dip: الله بختکی امتحان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has lost his head: زده به سرش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is in low water: آس و پاس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to come into the picture: به حساب آمدن - محسوب گشتن - مطرح شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be a picture of beauty: مظهر زیبایی - مثل تابلو - مثل یک تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to look the picture of health: مظهر سلامت جسم - سلامت به نظر رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
petty local jalousies: خرده منازعات محلی - دعوای حیدری و ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pettifogging lawyers: وکلای حقه باز و پست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be under petticoat government: تحت سلطه زن بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peny pinching: کنس - ناخن خشک - خسیس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in penny numbers: خرده خرده - در مقدار کم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a penny plain and two pence coloured: پز عالی با جیب خالی - زرق و برق فری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pen pusher: میرزا بنویس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show me first your penny: تا پول ندهی آش نمیخوری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at a great penny worth: پرقیمت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their conversation lacks a certain je ne sais quoi: گفت و گویشان یک چیزی کم دارد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get no joy: رضایت کسی جلب نشدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a jump: کسی را ترساندن - کسی را از جا پراند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in safe keeping: جای امنی بودن - پیش آدم مطمئنی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of keeping with: با . . . نخواندن، با . . . مغایرت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be knee deep: تا زانو رسیدن - تا زانو فرو رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lap sth in sth: ( کالا، شی ) در چیزی پیچیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lapse of memory: فراموشی - نسیان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well i like that: به حق چیزهای نشنیده - همین را کم دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
light horse: سواره نظام سبک اسلحه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not give sb house room: کسی را تو خونه خود راه ندادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not give sth house room: چیزی را در خانه خود جا ندادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an integrated school: مدرسه همگانی - مدرسه بدون تبعیض نژا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a man of integrity: آدم شریف - آدم صادق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at issue: مورد بحث بودن - مسئله بودن - با هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
avoid the issue: طفره رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an issue of sth: قضیه ای را بزرگ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cloud the issue: خلط مبحث کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
confuse the issue: خلط مبحث کردن - بحث را مغشوش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he got his finger jammed in the door: انگشتش لای در ماند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he jammed his finger in the door: انگشتش لای در ماند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be at the helm: سکان را به دست داشتن، سکان دار بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be man at the helm: سکان دار ( مجازی ) رهبر - پیشوا - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heaven help you: خدا به دادت برسد - خدا بهت رحم کند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the net result: نتیجه نهایی - تنها نتیجه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enforce a restriction: محدودیت ایجادکردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look round for sb: دنبال کسی گشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look round for sth: دنبال چیزی گشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look sth through: ( پیشنهاد و غیره ) مو به مو بررسی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look up to sb: احترام گذاشتن به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look up to sb as: کسی را به چشم . . . نگاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loop things together: چیزها را به هم پیچیدن - چیزها را با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loose a volley of abuse at sb: بارانی از فحش حواله کسی دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose out to sb: ( محاوره ) جای خود را به . . . دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a good loser: ( در قمار ) پرجنبه بودن - خوش باخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose of life: تلفات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lotus position: حالت نیلوفر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a male dominated society: جامعه مردسالار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in pocket: پول به جیب زدن - صرفه بردن - سود بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work at high pressure: با شدت تمام کارکردن - با تمام قوا ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to quod: تو هلفدونی افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be out of the red: از شر بدهی ها خلاص شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the reigning champion: قهرمان فعلی - قهرمان حاضر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
from head to foot: سر تا پا - از نوک مو تا پنجه پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
by a head: ( به اندازۀ ) یک سر؛ یک سر و گردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be stand head and shoulders above sb: از کسی یک سر و گردن بالاتربودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb his head: دست کسی را بازگذاشتن - به کسی اختیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heads will roll for it: چه خون ها که ریخته شود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be head over heels in sth: تا خرخره در چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on my own head be it: مسئولیت اش به گردن خودم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it cost him his head: به قیمت جانش تمام شد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put their heads together: با هم مشورت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the head: مدیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the heads: سران - زعما
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a large head: تعداد زیادی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take sth to heart: چیزی را به دل گرفتن - از چیزی ناراح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a heart of stone: سنگدلی - بیرحمی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be hard hit: لطمه شدیدی خوردن - خیلی صدمه خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in at the kill: سر شکار حضور داشتن - در لحظه حساس ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuzzy inference process: فرایند استنتاج فازی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mailrc: فایلی که حاوی برنامه های متنی پست ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a contents: گنجانیده های ثابت انباشتگر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abc video roll: برنامه ای برای پخش فایلهای ویدئویی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aco: روش بهینه سازی مورچگان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ad trust: اعتماد به تبلیغ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add remove plus: برنامه ای برای پاک کردن یا نصب کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
agent oriented hybrid approach: روش ترکیبی عامل گرا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
advanced configuration: تنظیمات پیشرفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
alerter: هشدار دهنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a head of hair: گیسوان - موی پرپشت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring sth to a head: ( بحران و غیره ) به اوج خود رساندن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid void: صلب/ خلا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outdoor room: فضای بیرونی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
activate the space: پویایی فضا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
explores the notion: مفهوم را بررسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
interiority exteriority: فضای داخلی/ فضای خارجی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enfilade: شکل و اندازه کلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
big five: ( در روان شناسی ) پنج ویژگی شخصیتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ticktock: انتقال احساس فوریت و یا فشار بر روی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to cost an arm and a leg: کلی خرج برداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this shirt cost me an arm and a leg: این پیراهن کلی برام خرج برداشت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to know something like the back of your hand: چیزی را مثل کف دست خود شناختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to hit the nail on the head: تو خال زدن، به هدف زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to flog a dead horse: آب در هاون کوبیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wasn’t born yesterday: موهامو تو آسیاب سفید نکردم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t teach grandma to suck eggs: این ضرب المثل زمانی به کار می رود ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on someone’s nerves: روی اعصاب کسی رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
absolute configuration: پیکر بندی/آرایش مطلق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accelerated maturation: بلوغ شتابدار/تسریع شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
achromic point: نقطه بدون رنگ/آکرومیک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acute transfection: ترا آلودگی حاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to jump to conclusions: نتیجه گیری تکانشی، احساسی و غیرمنطق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blind sided: Blind sided=to not see something co ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on a winning streak: موفقیت های زیادی داشته باشید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a front runner: نفر برتر و پیشتاز بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be fast tracked: قرارگرفتن در مسیر سریع ارتقا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in for the high jump: احتمال مجازات شدن ( در ورزش )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on a sticky wicket: بودن در موقعیتی مسئله دار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a good innings: عمر طولانی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smooth sailing plain sailing: پیشرفت آسان داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in deep water: در دردسر افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
punch above your weight: داشتن قدرت یا نفوذی بیش از حد معمول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
24hour recall questionnaire: پرسشنامه یادآمد 24 ساعته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
academic assault: یورش کلاسیک ، شمشیربازی نمایشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
basket hanger: مفت خور ، بازیگری که برای گلهای مفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bay reel: قرقره کوچک ماهیگیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
benchrest: سکو برای تکیه دادن تیرانداز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
artistic swimming: شنای نمایشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
incline press: پرس شیب دار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cable crossover: طناب متقاطع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abdominal endurance: ورزشهای تقویت عضله های شکم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
absolute champion: قهرمان مطلق شطرنج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
abstemen: وضع بدن در ابتدای پیچیدن ( اسکی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
action on the blade: تماس با شمشیر حریف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aggressive behavior: رفتار پرخاشگرانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
algebriac notation: نمادگذاری جبری ، ثبت حرکات شطرنج با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
alley oop shot: پرتاب نزدیک سبد ( باپرش روی پاس فرس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ambient water: آبی که در عمق معین در اطراف غواص اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
american twist: سرویس چرخشی ( تنیس )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
angled barbell tight rainbow: حرکت رنگین کمان سفت با هالتر زاویه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
antigravity muscles: عضلات ضد گرانش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
archer's paralysis: گرفتگی عضله کمانگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arlbery strap: تسمه ایمنی ( اسکی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
armlock: گرفتن بازوی حریف و کشیدن آن با فشار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
artificial climbing: صعود مصنوعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
avalement: حالت فنری زانو ( اسکی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back sacrifice throw: افکندن حریف ازپشت ( جودو )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
back and knee climbing: صعود تنوره ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
backhand cast: انداختن قلاب ماهیگیری از پشت دست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
banderilla: نیزه خاردار برای فروبردن به گردن گا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
banderillero: عضو تیم کمکی گاوباز ماموراستفاده از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ballistics activities: فعالیت های پرتابی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zealyang: جرم ( تکواندو )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zenkutsu dachi: ایستادن متمایل به جلو ( کاراته )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
achi komi: دفاع فشاری ( کاراته )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
active rope: طناب اصلی کوهنوردی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ad court: زمین سرویس سمت چپ تنیس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
age ake: دفاع بالارونده ( کاراته )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ageum son: قسمت بین شست و انگشت بیرونی دست ( ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alekhine chatard attack: حمله آلخین ‎ - شاتار در دفاع فرانسو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
alpenstock: عصای قدیمی کوهنوردی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an palmok: قسمت داخلی ساعد ( تکواندو )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
angular kinematics: حرکت شناسی زاویه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
apply a correct holt: اجرای فن صحیح کشتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
athlete's foot: ترک خوردن بین انگشتان پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
avalanche cord: ریسمان بهمن ( کوهنوردی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back boundary line: محوطه پشت خط سرویس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kindness should be in deep of your skin: مهربانی باید در عمق وجودتان باشد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t be so daft: آنقدر اسکل نباش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t push it: پر رو نشو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m mortified: بسیار شرمنده ام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did i get you right: آیا درست فهمیدم؟ درست متوجه شدم؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to buy something: باور کردن چیزی ( در محاوره )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bummer bummed: ضد حال/ ناخوشایند، مایوس کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t take it to heart: به دل نگیرید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i appreciate that: ممنونم/ جبران می کنم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oh that explains it: اوه، پس بگو چرا / پس قضیه از این قر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that’s a good one: بامزه بود!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m feeling under the weather: ناخوش احوالم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m beat: خیلی خسته ام
٢ سال پیش