نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sth even with the ground: چیزی را با خاک یکسان کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that makes us even: حالا بی حساب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the three estates of the realm: طبقات سه گانه کشور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the third estate: بورژوازی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel estranged from: احساس بیگانگی کردن با
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an outside estimate: یک برآورد نامعقول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
budding poet: شاعر جوان - شاعر نوپا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nip sth in the bud: در نطفه خفه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oligopsony: محدودسازی انحصاری تقاضا - انحصار چن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
other shoe syndrome: عارضۀ فردا نوبت کیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
orientation programme: برنامۀ آموزش توجیهی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organization development: بالندگی سازمانی - بهبود و توسعه ساز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
place utility: مطلوبیت مکانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
planned gap: شکاف برنامه ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plain bond: سند قرضه سفید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plural executive: کمیتۀ اجرایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
planned maintenance: تعمیر و نگهداری برنامه ای - نگهداشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
potential market saturation: حداکثر خریداران بالقوه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
employee orientation: برنامه توجیه کارکنان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
employee`s contributory negligence: اثر قصور کارگر در سوانح کاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emotional buying motives: انگیزه های احساسی خرید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lump labor: مجموعه نیروی کاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loss control representative: نماینده کنترل خسارت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lumpiness of resources: یکپارچگی منابع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oligopoly price: قیمت انحصار گروهی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a dude ranch: مزرعه توریستی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
comic verse: شعر فکاهی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be coining money: پول حسابی درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay sb back in the same coin: با کسی معامله به مثل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry sb back: به یاد گذشته انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry one`s point: حرف خود را به کرسی نشاندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
offer a carrot to sb: تطمیع کردن - از راه به در بردن ( با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bridle one`s tongue: جلوی زبان خود را گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bridle path: راه مال رو - راه باریکه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brier rose: گل نسترن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vote aye: رای مثبت دادن - رای موافق دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rude awakening: یک اطلاع تکان دهنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duff sb up: له و لورده کردن - آش و لاش کردن - د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come home to sb: به کسی ثابت شدن - برای کسی مسلم شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go away with sth: چیزی را برداشتن و رفتن - چیزی را بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go behind sb`s back: پشت سر کسی حرف زدن - بدون اطلاع کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go about one`s business: در کار دیگران مداخله نکردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuss about: این ور و آن ور رفتن - بالا و پایین ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make a fuss of: زیادی توجه کردن به - وسواس خرج دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
free handed: بخشنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lower oneself in sb`s esteem: خود را نزد کسی خوار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold sb in great esteem: به کسی احترام نهادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
idle about: بیکار گشتن - ول گشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a man of ideas: آدم صاحب فکر - آدم مبتکر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the idea of such a thing: چه فکرهایی! چه تصوراتی!
١ سال پیش