نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the best of the bunch: گل سر سبد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
butt into: با سر وارد شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go a bundle on sb: به کسی خیلی علاقه داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buy a pup: سر کسی کلاه رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this plan can not be hurried: در انجام این طرح نمی توان عجله کرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurry sb out: با عجله خارج کردن - هول هولکی بیرون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurry sb in: با عجله تو آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurry home: با عجله برگشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurry out: با عجله بیرون رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hunt for sth: دنبال چیزی گشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hunt sth for: ( مجازی ) جایی را به دنبال . . . گش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hunt sb down: تعقیب کردن - دنبال کردن - دستگیر کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
humbly born: معمولی - از خانواده معمولی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the question of the hour: موضوع روز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one`s other half: شریک زندگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reckon without one`s host: سر خود عمل کردن - مشکلات کار را ندی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be under house arrest: در خانه خود تحت نظر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in over one`s head: توی دردسر افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
need one`s head examined: عقل کسی پاره سنگ ورداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over one`s head: بالاتر از حد فهم کسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get it into one`s head that: تو کلۀ کسی فر رفتن که
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one`s head in the clouds: تو عالم هپروت بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold sb`s hand: به کسی دلداری دادن - به کسی کمک کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be into hot water: تو دردسر افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trappings: کبکبه - دبدبه - دنگ و فنگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a blot on one`s escutcheon: لکه ای بر دامن شخص - مایۀ بدنامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
escape one`s grasp: از چنگ کسی در رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing escapes him: هیچ چیز از نظر او پنهان نمی ماند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
escape one`s lips: از دهان کسی در رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on an errand: دنبال فرمان بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an errand of mercy: امر خیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an errand boy: پادو - شاگرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go on fool`s errand: پی نخود سیاه رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
erenow: سابق بر این
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an equal battle: جنگ بی سرانجام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a look of entreaty: نگاه ملتمسانه - نگاه تضرع آمیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
entreat sth of sb: چیزی را از کسی تقاضا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be entrenched: سنگر گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
entice sb away from sb: میان دو کس جدایی انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
entice sb away from a place: کسی را از جایی فراری دادن - از راه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
entice sb from sth: کسی را از کاری بازداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
entice sb into doing sth: کسی را به فساد کشاندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every man to his trade: هر کسی کار خودش بار خودش آتیش به ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every man jack ot them: همه بدون استثنا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every single one: هر یک بدون استثنا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well did you ever: عجب! به حق چیزهای نشنیده!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the other evening: چند شب پیش - اخیرا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even sth up: صاف کردن - تخت کردن - یکدست کردن - ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make even: تراز کردن - هموار کردن
١ سال پیش