نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in the egg: در مراحل اولیه - در نطفه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one over the eight: ( محاوره ) تا خرخره مشروب خوردن ( ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the elbow: ول کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up to the elbows: تا خرخره گرفتاربودن - غرق کار بودن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
use a bit of elbow grease: جان کندن - عرق ریختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a by election: انتخابات میان دوره ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be unknown to: پنهان از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on this understanding: با این شرط
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
generations as yet unborn: نسل های آتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an undeserved reputation for: بی دلیل شهرت داشتن به
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remain bloody but unbowed: زخم خوردن و دست از مقاومت برنداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give one's undivided attention to: تمامی توجه خود را معطوف کردن به
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be sb's undoing: مایۀ روسیاهی کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unburden oneself of sth: با دیگران در میان گذاشتن - خود را ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a state of undress: لختِ لخت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go unchallenged: بلامنازع ادامه پیداکردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unearthly time: کلۀ سحر - بوق سگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be unfit to do sth: به درد کاری نخوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come unglued: کفر کسی درآمدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an ungodly hour: کله سحر - بوق سگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go unchecked: به امان خدا رهاشدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be uncoloured by: عاری از . . . بودن - فاقد . . . بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be ungracious of sb: نشانه بی نزاکتی کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch sb in an unguarded moment: غافلگیرکردن کسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
escape unharmed: قسر دررفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go unheard: مورد توجه واقع نشدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sb unhinged: تعادل روحی کسی را برهم زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unholy alliance: اتحاد شوم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
university extension courses: کلاسهای آزاد دانشگاهی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not unnaturally: همان طور که انتظارش می رفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
un ugly customer: آدم خطرناک - آدم شرور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise one's ugly head: قیافه نحس خود را نشان دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut the umbilical cord: وابستگی های خود را قطع کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give umbrage: باعث رنجش و دلخوری شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be unabashed: خجالت نکشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seem unabashed: خجالت نکشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
continue unabated: بی وقفه ادامه یافتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be true to type: نمونه اعلای تیپ و طبقه خود بودن - م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a brainy type: نابغه است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not the type of party i enjoy: نه از آن قبیل مهمانی هایی که باب طب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the unacceptable face of: جنبه منفی - جنبه بد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be unafraid to do sth: شجاعت به خرج دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the uncrowned king of: ( مجازی ) سلطانِ - غولِ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unasked for: داوطلبانه - خودخواسته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the uncrowned queen of: ( مجازی ) غولِ. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unavailable for comment: در دسترس نبودن برای اظهار نظر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
determinate cause: علت متعین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now i'm ravenous: دارم از گشنگی میمیرم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but they ignored her completely: اما آنها هیچ محلی به او نگذاشتند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cryptic remarks: حرفهای رمزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make believe car: ماشین خیالی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deep in thought: غرق اندیشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a thought suddenly struck her: ناگهان فکری به ذهنش رسید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a comfort: چه خوب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defamation of character: هتک حرمت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a somber expression: با قیافۀ افسرده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt her tears welling up: اشک در چشمانش حلقه زده بود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the death throes: سکرات مرگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how charming: چه بانمک!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burst of applause: کف زدن های ممتد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drumming his fingers on the table: ضرب گرفتن با انگشتان روی میز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when the time is ripe: سربزنگاه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the barest suggestion of eye makeup: خط چشم نازک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
long stemmed wine glasses: لیوان های پایه بلند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything is synthetic nowadays: این روزها همه چیز مصنوعی است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tarot cards: ورق های فالگیری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
critical faculty: قوۀ سنجش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to smooth things over: رفع و رجوع کردن موضوع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people began to drift toward the table: افراد یواش یواش به سوی میز رفتند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he could have saved himself the trouble: این همه زحمت لازم نبود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to hide her growing apprehension: پوشاندن دلواپسی اش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the special guest of honor: مهمان ارجمند افتخاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chinese firecrackers: فشفشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
street politics: فعالیت های سیاسی خیابانی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rub: اشکال اصلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
history repeats itself eternally: تاریخ همواره تکرار میشود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the great paradox of eternity: معمای بزرگ ابدیت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what an extraordinary thing to say: چه حرف عجیبی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to rummage around in the car: گوشه و کنار ماشین را گشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lumpish: دست و پا چلفتی - بی عرضه - ببو - خن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teeming rain: باران سیل آسا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a peal of thunder: غرش رعد - غرش تندر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teem down: به شدت باریدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at colossal speeds: با سرعتی سرسام آور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be teeming with: پر از . . . بودن - آکنده از . . . ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
across the bay: پهنۀ خلیج
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
orientate oneself: راه خود را پیداکردن - موقعیت خود را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just the thought of it makes me shudder: تصورش هم موی تن آدم را سیخ می کند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a broad band of stars: کمربند پهناوری از ستاره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is teeming with life: سرشار از حیات بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb the shudders: کسی را به وحشت انداختن - تن کسی را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a teeming wet day: روزی به شدت بارانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in all directions: در فضا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tight nucleus: هستۀ فشرده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yes you've got it: آره درست فهمیده ای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
designation: شناسه گذاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demand sth with menaces: با ارعاب چیزی را خواستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go into the melting pot: دستخوش تحول شدن - تغییریافتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a master mariner: ناخدا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mark sth off: تفکیک کردن - مشخص کردن - متمایز کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a trip down memory lane: با یاد گذشته افتادن - به خاطرات گذش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a marked man: جان کسی در خطر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deman sth with menaces: با ارعاب چیزی را خواستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pro marketeer: طرفدار بازار مشترک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
miserably small: خیلی کم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anti marketeer: مخالف بازار مشترک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
letters of marque: حکم غارت - فرمان انتقام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the matters of complaint: اسباب شکایت - موجبات گله گزاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
matter of factness: خشکی - سردی - بی اعتنایی - بی تفاوت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
may bug: سوسک طلایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mealybug: شته - شته مو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should fill your time meaningfully: بهتر است وقت خود را صرف کاری/هدفی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slender means: امکانات مالی کم - درآمد کم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have private means: درآمد خصوصی داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be mediated by: تغییر کردن با - اثر پذیرفتن از - مت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meet the eye: به چشم خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a meeting of minds: همفکری - همدلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the melting pot: زیر سوال قرار داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
man and boy: از بچگی تا حالا - از طفولیت - از جو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the man of the match: تک خال بازی - بازیکن نمونه - مرد می ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a man about town: اهل معاشرت - چهره همه مجامع - ستاره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mandated territories: نواحی تحت قیمومیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mandatory powers: اختیارات دولت قیم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off the map: دور افتاده - پرت ( مجازی ) بی اهم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the margine: بودن در حاشیه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a marginal effect on sth: تاثیر کمی بر چیزی داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gain a hearing: امکان صحبت یافتن - فرصت دفاع از خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a hearing: امکان صحبت یافتن - فرصت دفاع از خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a hearing: حرفهای کسی را شنیدن - به کسی فرصت د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have sth at heart: به چیزی علاقه مند بودن - در فکر چیز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in good heart: سر حال بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hearth and altar: دین و میهن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a heave: بلند کردن - از جا کندن - بالاکشیدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a good hiding: کسی را حسابی کتک زدن - کسی را حسابی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hew sth down: قطع کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hew sth out: ( کار ) تراشیدن - دست و پا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of hearing: خارج از صدا رس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one s hearing: جلوی کسی - در حضور کسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond one s hearing: پشت سر کسی - در غیاب کسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
petty larceny: آفتابه دزدی - دله دزدی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his heart quailed: دلش فرو ریخت.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rest from sth: از چیزی دست کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a nautical man: دریانورد - ملوان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be wised up to sth: متوجه چیزی شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loom large in sb mind: به صورت ترسناکی پیش چشم کسی ظاهرشدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come out of mourning: رخت عزا درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay sth to rest: به چیزی خاتمه دادن - ( شایعه و غیره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a new look: چهرۀ تازه ای پیداکردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where does he rest: کجا به خاک سپرده شده است؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fair cop: دستگیری به حق - دستگیری حین ارتکاب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the responsive to criticism: پذیرای انتقاد بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oil slick: لایۀ روغنی نشتی از کشتی ها یا محفظه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eco community: جامعه دوستدار محیط زیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unleaded petrol: نفت بدون سرب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
female literacy: سواد زنان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
literacy corps: سپاه دانش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
energy efficient light bulbs: لامپ های کم مصرف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mongol invasion: حمله مغول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
capricious: [آب و هوا] بی ثبات - متغیر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thraldom: بردگی - غلامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
verge on something: در شرف چیزی بودن - به چیزی رسیدن - ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a contradiction in terms: تناقض گویی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
language: شیوۀ بیان - سبک گفتار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without gloves: بی رودربایستی - بی ملاحظه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a glimmer of hope: اندک امیدی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blunder through to sth: تصادفی به چیزی دست یافتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grind the faces of the poor: ضعیف کشی کردن - فقرا را زیر پا له ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grind out some verses: شعر زورکی گفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who goes there: ( نظامی ) کیست؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set back: ناکامی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
haute cuisine: آشپزی درجه یک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a town crier: جارچی - منادی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody a crack on the head: تو سر کسی زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a crack about: متلک گفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack a bottle: بطری بازکردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack a jock: جوک گفتن - مزه انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the craft union: اتحادیه صنفی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lend credit to: تایید کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my flesh crawled: چندشم شد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a letter of credence: استوارنامه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
win free: خود را نجات دادن
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mat weaving: حصیربافی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
palm carrying ritual: مراسم نخل گردانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
banking fraternity: صنف بانکداری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in on sth: ( محاوره ) در جریان چیزی بودن - در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have it in for sb: ( محاوره ) منتظربودن که تلافی کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spiked my leg on a nail: میخ توی پایم رفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
embed: عجین شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
با سلام و احترام few معنای منفی د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cause: آرمان، مرام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
understanding intuition: شهود فاهمه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
universal dignity: کرامت جهانشمول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unworldliness: دنیاگریزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
verificationist fallacy: مغالطه تحقیق گرایانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veritas aesthetic: حقیقت زیبایی شناختی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vice of hubris: رذیلت گستاخی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
virtue oriented: فضیلت محور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
virtuous behavior: رفتار حق به جانب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
representative theory of perception: نظریه بازنمایی ادراک
٢ سال پیش