تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون کسی زندگی کردن Don’t marry the person you think you can live with; marry only the individual you think you can’t live without. [James Dobson] ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کنار کسی زندگی کردن Don’t marry the person you think you can live with; marry only the individual you think you can’t live without. [James Dobson ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Public reception استقبال در ملاء عام Ex. President gave him a warm public reception. رئیس جمهور از او استقبالی گرمی در ملاء عام کرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استقبال در ملاء عام Ex. President gave him a warm public reception. رئیس جمهور از او استقبالی گرمی در ملاء عام کرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Public reception استقبال در ملاء عام Ex. President gave him a warm public reception. رئیس جمهور از او استقبالی گرمی در ملاء عام کرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترجمه عامیانه - - - > کسی را سر به راه کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Go straight to somewhere مستقیم رفتن به جایی Ex. We go straight to Washington DC tomorrow morning. فردا صبح مستقیم میریم به واشنگتن.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور کلی Ex. The finding of that money completely changed the lives of them. پیدا کردن آن پول زندگی شان را به طور کلی تغییر داد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Finding of. . . پیدا کردن ِ. . . Ex. The finding of that money completely changed the lives of them. پیدا کردن آن پول زندگی شان را به طور کلی ت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیدا کردن ِ . . . Ex. The finding of that money completely changed the lives of them. پیدا کردن آن پول زندگی شان را به طور کلی تغییر داد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ All around us در اطراف ما / پیرامونمان محاوره ای - - - > دوروبرمون/ دور تا دورمون/ تمام دور و برمون

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ وقتی بعد از "thank God" جمله ی کامل آمده است، برای روانتر شدن ترجمه "که" اضافه کنید👇 خدارو شکر که . . . Ex. Thank God it's only once a year! خدا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترجمه محاوره ای 👇 Then I walk away بعدش میذارم میرم بعدش میزنم به چاک

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگ داخلی Ex. For long years after, internal strife and foreign invasion kept the nation impoverished. پس از سالها جنگ داخلی و تهاجمات خارجی، مردم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پس از سالها Ex. For long years after, internal strife and foreign invasion kept the nation impoverished. پس از سالها جنگ داخلی و تهاجمات خارجی، مرد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ it's estimated that . . . تخمین زده شده که . . . Ex. It's estimated that malaria costs Africa 12 billion US dollars a year. تخمین زده شده که ما ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Take in [money] from . . . از راه . . . پول بدست آوردن Ex. The families take in about $50 billion a year from criminal activities. این خانواده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

☆ Bring someone something برای کسی چیزی را به ارمغان آوردن Ex. His one long poem, the Rubaiat, brought him lasting fame. یکی از شعرهای بلند او، به ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاودانه Ex. His one long poem, the Rubaiat, brought him lasting fame. یکی از شعرهای بلند او، به نام رباعیات، برایش شهرت جاودانه ای را به ارمغان آور ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال با توجه به ریشه شناسی این واژه👇 Ex. When gypsies first appeared in Europe, they were thought to be Egyptians, and the name "gypsy" is a shorte ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Question someone on something در مورد چیزی از کسی سوال کردن Ex. M. Hamel had said that he would question us on participles, and I did not know t ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ وقتی بافت ساختار منفی یا لحن منفی دارد می توانید first را "حتی یک" ترجمه کنید👇 Ex. M. Hamel had said that he would question us on participles, a ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ترجمه محاوره ای - - - > همش Ex. I have to work all the time 😒 همش باید کار کنم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفریحگاه Ex. Monaco, a principality, is a famous pleasure resort on the lovely blue coast of the Mediterranean. شاهزاده نشین موناکو، تفریحگاه معروف ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

☆ Pleasure resort تفریحگاه Ex. Monaco, a principality, is a famous pleasure resort on the lovely blue coast of the Mediterranean. شاهزاده نشین مون ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گروه هایی از . . . Ex. Bands of the true gypsies are found scattered through almost every country of the world. گروه هایی از کولی های واقعی تقریبا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عادات ناپسند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عادت زشت و ناپسند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشگویی کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Practise fortune_ telling پیشگویی کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Practise fortune_ telling پیشگویی کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوک نشین بزرگ

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر فردی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراگیری فرهنگ

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناملایمات [ مثلا ناملایمات زندگی/ روزگار. . . ]

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محدود کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طبیعت رفتن به گشت و گذار در طبیعت پرداختن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ commune with nature به طبیعت رفتن به گشت و گذار در طبیعت پرداختن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدن که . . . Ex. The passengers noticed that several were missing and among others, the brave Frenchman who had just saved them. مسافران فهمیدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاه باید به صورت بند موصولی ترجمه کنید👇 [ . . . که می چرخد ] Ex. A huge, rapidly spinning object جسم بزرگی که به سرعت می چرخد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میله Ex. Iron bat میله فولادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهارت زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون دیده شدن دور از چشم Ex. Man who opening a door without being seen by Indians. مردی که دور از چشم سرخپوست ها در را باز کرده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Ex. One day he was missing. یک روز غیبش زد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طوفان وحشتناک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Ex. The howling of wind صدای زوزه ی باد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسافتهای خیلی دور مناطق دور دست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مدت ها قبل از اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

☆ Credited to . . . منسوب به . . . Ex. Edward Fitzgerald translated about 100 of the quatrains credited to Omar Khayyam. ادوارد فیتز جرالد حدود ۱ ...