تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فردا امیدوار باش!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این دو Ex. The two are always together. این دو همیشه با هم هستند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت ذهنی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسلیم نشو!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرض کن که . . . فکر کن که . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترجمه به صورت شخصی سازی👇 اما باید بدانیم که. . . ترجمه به صورت غیرشخصی👇 اما یک چیز واقعیت دارد. . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیگر مهم نیست! دیگه اهمیتی نداره!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدمهای سر سخت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ argue with someone با کسی بحث کردن Ex. Never argue with stupid people! هرگز با احمق ها بحث نکنید!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزهای سخت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کل دنیا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. You are that part of me I'll always need♡ تو همان بخش از وجودمی که همیشه به آن نیاز خواهم داشت♡

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احمق ها Ex. Never argue with stupid people! هرگز با احمق ها بحث نکنید!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ in unison دسته جمعی Ex. Lessons repeated in unison, very loud تکرار دسته جمعی درسها با صدای خیلی بلند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دسته جمعی Ex. Lessons repeated in unison, very loud تکرار دسته جمعی درسها با صدای خیلی بلند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ walking up and down از این طرف به آن طرف رفتن Ex. M. Hamel walking up and down with his terrible iron ruler under his arm. آقای همل؛ در حالی که ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از این طرف اتاق/کلاس/ . . . به آن طرف رفتن Ex. M. Hamel walking up and down with his terrible iron ruler under his arm. آقای همل؛ در حالی که خط کش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ As fast as I can به محض اینکه بتونم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت ورودی مسافران Ex. I hear someone calling as I come out of Arrivals. به محض اینکه از قسمت ورودی مسافران بیرون آمدم کسی صدایم زد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ So many times بارها و بارها Ex. Dear God, you've forgiven me so many times. خدای مهربان، تو بارها و بارها مرا مورد بخشش قرار داده ای.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بارها و بارها Ex. Dear God, you've forgiven me so many times. خدای مهربان، تو بارها و بارها مرا مورد بخشش قرار داده ای.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

☆ Take away sth from . . . چیزی را از . . . دور کردن Ex. God never takes away something from your life without replacing it with something better. ...

پیشنهاد
٠

☆ Have the strength to resist جلوی وسوسه ی خود را گرفتن [ یا به اختصار جلوی خود را گرفتن ] داشتن توانایی کنترل خود داشتن قدرت مقابله با خود Ex. I ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have the strength to resist جلوی وسوسه ی خود را گرفتن [ یا به اختصار جلوی خود را گرفتن ] داشتن توانایی کنترل خود داشتن قدرت مقابله با خود Ex. I ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have the strength to . . . توانایی یا قدرت انجام کاری را داشتن Ex. I had the strength to resist, and hurried off to school. توانستم جلوی وسوسه ی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Hurry off to . . . با عجله و بدون معطلی به سمت . . . راه افتادن Ex. I had the strength to resist, and hurried off to school. توانستم جلوی وسوسه ی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ It was all a setup! همه اش یه پاپوش بود!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

☆ It was all a dream همش الکی بود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. It was all my fault همش تقصیر من بود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محاوره ای - - - > همش یا همه اش / همه چی Ex. It was all my fault همش تقصیر من بود Ex. It was all a setup! همه اش یه پاپوش بود! Ex. It was all mine ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه چیز Ex. It was all so fast. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. When she leapt to rescue me, and remembered she couldn't swim, I got out. وقتی برای نجات من خود را به آب انداخت و به یاد آورد بلد نیست شنا کند، ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای اتفاقات آینده👇 بعید نیست! غیر ممکن نیست! محاوره ای - - - > شدنیه!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از آن به بعد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلا و ابدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثابت شده است که . . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زبان شناسی ) گفتار درونی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

بیهودگی Ex. As I stare into the void. . . چو چشم می دوزم به بیهودگی. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Stare into . . . چشم دوختن به . . . As I stare into the void. . . چو چشم می دوزم به بیهودگی. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Stare into . . . چشم دوختن به . . . As I stare into the void. . . چو چشم می دوزم به بیهودگی. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه ساده/ الکی الکی Ex. How simple everything became difficult. . ! چه ساده همه چیز سخت شد. . ! محاوره ای تر👇 الکی الکی همه چی مشکل شد. . !

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ بر . . . نهاده Ex. Hands over our ears دستهای بر گوش نهاده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چند ثانیه Ex. Friendship is like a book. It takes few seconds to burn, but it takes years to write. دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورتهای مختلف Ex. Dear God, you've forgiven me in many ways. خدای مهربان، تو مرا به صورتهای مختلف مورد بخشش قرار داده ای.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعید نیست!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست نگاه کن!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون بازگشت/ بی بازگشت River of no return رودخانه بدون بازگشت رود بی بازگشت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ keep someone safe کسی را در امان نگه داشتن Ex. Dear God, please keep my family, friends and loved ones safe. خدای مهربان، لطفا خانواده، دوستان و ...