تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثابت شده است که . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زبان شناسی ) گفتار درونی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

بیهودگی Ex. As I stare into the void. . . چو چشم می دوزم به بیهودگی. . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Stare into . . . چشم دوختن به . . . As I stare into the void. . . چو چشم می دوزم به بیهودگی. . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Stare into . . . چشم دوختن به . . . As I stare into the void. . . چو چشم می دوزم به بیهودگی. . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه ساده/ الکی الکی Ex. How simple everything became difficult. . ! چه ساده همه چیز سخت شد. . ! محاوره ای تر👇 الکی الکی همه چی مشکل شد. . !

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ بر . . . نهاده Ex. Hands over our ears دستهای بر گوش نهاده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چند ثانیه Ex. Friendship is like a book. It takes few seconds to burn, but it takes years to write. دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورتهای مختلف Ex. Dear God, you've forgiven me in many ways. خدای مهربان، تو مرا به صورتهای مختلف مورد بخشش قرار داده ای.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعید نیست!

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست نگاه کن!

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون بازگشت/ بی بازگشت River of no return رودخانه بدون بازگشت رود بی بازگشت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ keep someone safe کسی را در امان نگه داشتن Ex. Dear God, please keep my family, friends and loved ones safe. خدای مهربان، لطفا خانواده، دوستان و ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ My loved ones کسانی که دوستشان دارم Ex. Dear God, please keep my family, friends and loved ones safe. خدای مهربان، لطفا خانواده، دوستان و کسانی ک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Never last forever ! هیچ وقت موندنی نیست !

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیچ وقت موندنی نیست! ترجمه به صورت positive 👇 میگذره

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Look carefully! درست نگاه کن!

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

☆ It's not impossible! بعید نیست!

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

از همین الان Ex. No one can go back and make a new beginning but anyone can start from now and make a happy ending! هیچکس نمی تواند به گذشته برگردد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنقدر / اونقدر Ex. Learn from the mistakes of others. You can't live long enough to make them all yourself ! از اشتباهات دیگران درس بگیر چون نمیتونی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاروجنجال/ قشقرق

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هیاهوی ِ . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Jump over something از روی چیزی پریدن Ex. I jumped over the bench and sat down at my desk. از روی نیمکت پریدم و سر جایم نشستم.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Sit down at one's desk سر میز خود نشستن سر جای خود نشستن Ex. I jumped over the bench and sat down at my desk. از روی نیمکت پریدم و سر جایم نشستم.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاه به این معنی است👇 سر و وضع کسی را ورانداز کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Very kindly با مهربانی خاصی Ex. She said very kindly. . . . . زن با مهربانی خاصی گفت. . . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با مهربانی خاصی Ex. She said very kindly. . . . . زن با مهربانی خاصی گفت. . . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون حضور تو

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشکلی پیش نیامد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی نشاط

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

اعلامیه های سربازگیری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

اعلامیه ی سربازگیری فراخوان سربازی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته گاه قسمت of people حذف می شود و فقط a crowd نوشته می شود با اینحال در ترجمه قسمت حذف شده را هم در نظر می گیریم👇 عده ای از مردم Ex. When I pas ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Common mistakes اشتباهات رایج

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگ از پیش باخته جنگی که با شکست مواجه می شود جنگ محکوم به شکست جنگ/ نبرد باخته جنگی که در آن شکست خورده باشند ترجمه به صورت غیروصفی 👇 شکست در نب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جالب Ex. It was all much more tempting than the rule of participles. همه چیز جالب تر از قاعده وجوه وصفی بود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The rule of participles قاعده ی وجوه وصفی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محوطه ی باز

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعلیمات نظامی Ex. The soldiers were drilling. سربازان مشغول تعلیمات نظامی بودند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این سو و آن سوی . . . در حاشیه ی . . . / در اطراف . . . Ex. The birds were chirping at the edge of the woods. پرندگان این سو و آن سوی جنگل آواز م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آواز خواندن نغمه سرایی کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای هوا و آسمان 👇 صاف و آفتابی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

شب را با کسی سپری کردن شب را در خانه کسی گذراندن شب رو با کسی بودن شب پیش کسی ماندن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ I thought of . . . به سرم زد که . . . Ex. For a moment I thought of running away. لحظه ای به سرم زد فرار کنم.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ No doubt to someone به فلانی شکی نیست Ex. No doubt to others. به دیگران شکی نیست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون هیچ اما و اگری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای اینکه بتوانیم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای اینکه بتوانیم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقیقت را بگو / راستش را بگو ترجمه به صورت وصفی - - - > راستگو باش Ex. Speak the truth, even if your voice shakes. راستگو باش، حتی اگر صدایت بلرزد.