پیشنهادهای شقایق (١,٩٢٦)
[حقوق] بیان اراده
[حقوق] اصل حقوقی
جملات عاشقانه
در هم ریختن When everything is falling apart. . . وقتی همه چیز در هم می ریزد. . .
در هم ریختن When everything is falling apart. . . وقتی همه چیز در هم می ریزد. . .
پیش من Ex. I wish you were here with me 💔 ایکاش اینجا پیش من بودی💔
ایمان به . . . Ex. Faith in God, changes everything! ایمان به خدا، همه چیز را تغییر می دهد!
در مقابل کسی زانو زدن
بسپارش به من!
ازت میخوام
حس خوبیه. . .
ترجمه به صورت کنایه آمیز 👇 خیلی بچه ای/ هنوز دهنت بوی شیر میده Ex. You are too young to understand meaning of love! واسه فهمیدن معنی عشق خیلی بچه ا ...
شک به خود Ex. The worst enemy to creativity is self_doubt. بدترین دشمن خلاقیت، شک به خود است.
به فردا امیدوار باش!
این دو Ex. The two are always together. این دو همیشه با هم هستند.
فعالیت ذهنی
تسلیم نشو!
فرض کن که . . . فکر کن که . . .
ترجمه به صورت شخصی سازی👇 اما باید بدانیم که. . . ترجمه به صورت غیرشخصی👇 اما یک چیز واقعیت دارد. . .
دیگر مهم نیست! دیگه اهمیتی نداره!
آدمهای سر سخت
☆ argue with someone با کسی بحث کردن Ex. Never argue with stupid people! هرگز با احمق ها بحث نکنید!
روزهای سخت
کل دنیا
Ex. You are that part of me I'll always need♡ تو همان بخش از وجودمی که همیشه به آن نیاز خواهم داشت♡
احمق ها Ex. Never argue with stupid people! هرگز با احمق ها بحث نکنید!
☆ in unison دسته جمعی Ex. Lessons repeated in unison, very loud تکرار دسته جمعی درسها با صدای خیلی بلند
دسته جمعی Ex. Lessons repeated in unison, very loud تکرار دسته جمعی درسها با صدای خیلی بلند
☆ walking up and down از این طرف به آن طرف رفتن Ex. M. Hamel walking up and down with his terrible iron ruler under his arm. آقای همل؛ در حالی که ...
از این طرف اتاق/کلاس/ . . . به آن طرف رفتن Ex. M. Hamel walking up and down with his terrible iron ruler under his arm. آقای همل؛ در حالی که خط کش ...
☆ As fast as I can به محض اینکه بتونم
قسمت ورودی مسافران Ex. I hear someone calling as I come out of Arrivals. به محض اینکه از قسمت ورودی مسافران بیرون آمدم کسی صدایم زد.
☆ So many times بارها و بارها Ex. Dear God, you've forgiven me so many times. خدای مهربان، تو بارها و بارها مرا مورد بخشش قرار داده ای.
بارها و بارها Ex. Dear God, you've forgiven me so many times. خدای مهربان، تو بارها و بارها مرا مورد بخشش قرار داده ای.
☆ Take away sth from . . . چیزی را از . . . دور کردن Ex. God never takes away something from your life without replacing it with something better. ...
☆ Have the strength to resist جلوی وسوسه ی خود را گرفتن [ یا به اختصار جلوی خود را گرفتن ] داشتن توانایی کنترل خود داشتن قدرت مقابله با خود Ex. I ...
☆ Have the strength to resist جلوی وسوسه ی خود را گرفتن [ یا به اختصار جلوی خود را گرفتن ] داشتن توانایی کنترل خود داشتن قدرت مقابله با خود Ex. I ...
☆ Have the strength to . . . توانایی یا قدرت انجام کاری را داشتن Ex. I had the strength to resist, and hurried off to school. توانستم جلوی وسوسه ی ...
Hurry off to . . . با عجله و بدون معطلی به سمت . . . راه افتادن Ex. I had the strength to resist, and hurried off to school. توانستم جلوی وسوسه ی ...
☆ It was all a setup! همه اش یه پاپوش بود!
☆ It was all a dream همش الکی بود
Ex. It was all my fault همش تقصیر من بود
محاوره ای - - - > همش یا همه اش / همه چی Ex. It was all my fault همش تقصیر من بود Ex. It was all a setup! همه اش یه پاپوش بود! Ex. It was all mine ...
همه چیز Ex. It was all so fast. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.
Ex. When she leapt to rescue me, and remembered she couldn't swim, I got out. وقتی برای نجات من خود را به آب انداخت و به یاد آورد بلد نیست شنا کند، ...
برای اتفاقات آینده👇 بعید نیست! غیر ممکن نیست! محاوره ای - - - > شدنیه!
گاه
از آن به بعد
اصلا و ابدا