تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خب بعدش Ex. So then what happened? خب بعدش چی شد؟

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمر کسی Ex. His time is almost over. عمر او تقریبا به سر رسیده است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقریبا به سر رسیده Ex. His time is almost over. عمر او تقریبا به سر رسیده است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از . . . حفظ کردن Ex. Seat belts protect passengers from harm. کمربند ایمنی مسافران را از آسیب حفظ می کند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کسی کم محلی کردن Ex. The bride's family ignored us almost completely. خانواده ی عروس خیلی به ما کم محلی کردند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی Ex. The bride's family ignored us almost completely. خانواده ی عروس خیلی به ما کم محلی کردند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برابر قانون Ex. Everyone is equal under the law. همه در برابر قانون برابر هستند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار کوچک Ex. Running 20 kilometers is no mean task. بیست کیلومتر دویدن کار کوچکی نیست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به . . . توجه کردن Ex. Spare a thought for those less fortunate than you. به کسانی که از تو بینواترند توجه کن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دماغ گنده Ex. Every time he thought of her big nose he chuckled. هر وقت به دماغ گنده ی او فکر می کرد پیش خود می خندید.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محکم بستن/ کیپ کردن Ex. I closed the window tight. پنجره را کیپ کردم.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا یک سازمان منافع عمومی غیرحزبی است که از حمایت از حقوق اساسی دفاع می کند. این اتحادیه در موضوعاتی چون دادخواهی های قض ...

پیشنهاد
٠

American Civil Liberties Union ( ACLU ) اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا ☆ اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا یک سازمان منافع عمومی غیرحزبی است که از حمای ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ I had no thought of . . . منظورم . . . نبود Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسات شما نبود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه و روش زندگی سبک زندگی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد در ساختار زیر👇 ☆ Hurt one's feelings جریحه دار کردن احساسات کسی Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریحه دار کردن احساسات کسی Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسات شما نبود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در معنای "فرا گرفتن" از حرف اضافه ی "on" استفاده می شود👇 Ex. Darkness closed down on the village. تاریکی دهکده را فرا گرفت.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با کسی رابطه داشتن Ex. Her husband was running around with another woman. شوهرش با یک زن دیگر رابطه داشت.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با کسی رابطه داشتن Ex. Her husband was running around with another woman. شوهرش با یک زن دیگر رابطه داشت.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای مدتی Ex. It was quiet for a long moment. برای مدتی سکوت برقرار شد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امضای ایمیل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چقدر خنگی که . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ترجمه محاوره ای👇 چون اون موقع . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبلا وقتی . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یواشکی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موسم بهار

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فصل بهار موسم بهار

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاهش استرس

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وای دخلم اومد! دخلم اومده! دیگه کارم تمومه!

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اصطلاح زیر به کار می رود👇 ☆ I'm a dead man! وای دخلم اومد! دخلم اومده! دیگه کارم تمومه!

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پولدار ها

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینقدر پیله نکن. . . ولش کن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا سر حد مرگ Ex. We will fight to the death. تا سر حد مرگ خواهیم جنگید.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشغالگران

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریکی مطلق

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشتار بی دلیل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوسین: معجون سیاهدانه و عسل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکر نکنم!

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

احساس گناه کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

همشهری

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱ ) اونا مخت رو زدن ۲ ) اونا گیرت انداختن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

همه ی اون آشغالا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر روز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزمین اسباب بازی ها

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسر بچه پسر کم سن و سال

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

[از انواع داستان] "داستان کوتاه ِ کوتاه" یا همان "داستانک" ☆ داستانک در تقسیم بندی پنجگانه داستانها، اولین نوع داستانی و کوتاهترین آنهاست.