نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise something with somebody: مطرح کردن موضوعی با کسی I need to r ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise a smile: لبخند بر لب آوردن، باعث خنده یا شاد ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mad rush: هیاهوی شدید، تلاش عجولانه و سریع بر ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the christmas rush: شلوغی کریسمس During the Christmas ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
steady your nerves: اعصاب خودتو آرام کن. Take a deep ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn to somebody: روی آوردن به کسی جهت دریافت کمک یا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn a gun on somebody: اسلحه را به سمت کسی گرفتن
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn cold: سرد شدن: در مورد دما، احساسات، غذا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn nasty: بدتر شدن وضعیت/ رفتار بد و ناخوشاین ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make way for: راه باز کردن/ فضا دادن به کسی یا چی ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get something off your plate: خلاص شدن از بار مسئولیت یا کار دشوا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
return fare: کرایه رفت و برگشت
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone on the defensive: شخصی را وارد حالت تدافعی کردن، به ن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something off your plate: خلاص شدن از بار مسئولیت یا کار دشوا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you knocked it out of the park: اشاره دارد که انجام کاری به بهترین ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
herb bed: زمینی مخصوص کاشت گیاهان دارویی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sentencing law: قانون مجازات، قانون صدور حکم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
second term in office: دوره دوم ریاست جمهوری The Presiden ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
type away: به طور مداوم یا با سرعت تایپ کردن. ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
truck: Truck: کامیون، مبادله، مبادله کردن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prefect: مبصر کلاس: in some schools in the U ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one could argue that: می توان استدلال کرد که
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
customer services unit: واحد خدمات مشتری
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow up with a client: Contact a client again after a prev ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
non verbal cues: نشانه های غیر کلامی؛ non - verbal c ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
likely: Highly likely: به احتمال خیلی زیاد
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work your way through: تلاش مرحله به مرحله برای رسیدن به ه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off to a head start: شروع کردن با برتری. She got off t ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep regular hours: داشتن برنامه زمانی ثابت و منظم در ا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a course: در مسیر انجام کاری بودن. I am on ...
١ ماه پیش
١