دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٢٠,٤٤٧
رتبه در دیکشنری
٢٦٨
لایک
٣٥٠
دیسلایک
٥
جدیدترین پیشنهادها
٣ روز پیش
٢
تلاش مرحله به مرحله برای رسیدن به هدف. He worked his way through college by doing part - time jobs. She worked her way through the lengthy report ...
٣ روز پیش
٢
شروع کردن با برتری. She got off to a head start in the race by practicing every day before the competition.
٣ روز پیش
٢
داشتن برنامه زمانی ثابت و منظم در انجام امور روزانه She tries to keep regular hours to stay healthy.
٣ روز پیش
١
در مسیر انجام کاری بودن. I am on a course to learn English. The ship is on a course to the island. The company is on a course to profitability.
٥ روز پیش
٢
عباراتی که موضع یا نگرش گوینده را نسبت به چیزی بیان می کنند و معمولاً برای ابراز احساس، باور، احتمال، تردید، اطمینان و غیره به کار می روند. مانند: I ...
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.