تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�کار اشتراکی کردن� ( یعنی تقسیم یک شغل تمام وقت بین دو یا چند نفر )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�خودت رئیس خودت باشی� یا �کارفرمای خود بودن�

پیشنهاد
١

�برای مصاحبه فراخوانده شدن�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�سبک زندگی فعال� یا �زندگی پویا�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تکامل ناکافی / رشد نارس ( در مورد اندام، بافت یا عملکرد بدن ) مثال: inadequate lung development → �تکامل ناکافی ریه�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

سبک زندگی ثانویه توضیح: این اصطلاح معمولاً به عادات یا سبک زندگی ای اشاره دارد که نتیجهٔ شرایط، انتخاب ها یا تأثیرات بیرونی است و نه سبک زندگی اصلی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آبریزش بینی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

عضله اش کشیده شدن / عضله ای را کشیدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

با تلفن مرخصی بیماری گرفتن / اطلاع دادن که بیمار هستی

پیشنهاد
١

بهبودیِ سریع پیدا کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقت گرفتن / نوبت گرفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرماخوردگی شدید

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پر کردن دندان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

خصوصی شدن / به بخش خصوصی رفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاملاً سرحال و سالم بودن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرما خوردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

احساس ناخوشی داشتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرفتگی بینی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در آمار، **آرگومان ( Argument ) ** معمولاً به یکی از این دو معنی اشاره دارد: 1. **پارامترهای یک تابع یا توزیع** مثال: در تابع \ ( f ( x ) = 2x 1 \ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این اصطلاح وقتی استفاده می شود که کسی کمی بیمار، خسته یا ضعیف باشد، معمولاً نه خیلی جدی، فقط احساس ناخوشی عمومی دارد. �حال خوشی نداشتن�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

از بدترین مرحله گذشتن / از بدترین وضعیت عبور کردن توضیح: این اصطلاح وقتی استفاده می شود که کسی دیگر در سخت ترین، دردناک ترین یا خطرناک ترین مرحلهٔ ب ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در حال بهبودی بودن. این اصطلاح وقتی استفاده می شود که کسی پس از بیماری، آسیب، یا دورهٔ سختی جسمی یا روانی کم کم بهتر می شود و حالش رو به بهبود است. ح ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

در آستانهٔ مرگ بودن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�درد و رنج�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�فیلم های خارجی�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�گسترش دادن دیدگاه�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�داستان . . . را روایت کردن�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�فیلم دیدن�

پیشنهاد
١

�کتاب از کتابخانه امانت گرفتن�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�فضا� یا �صحنه� ( در داستان )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�سانس ها� یا �نوبت های نمایش�

پیشنهاد
١

�از اول تا آخر خواندن� یا �از جلد تا جلد خواندن�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیدن یک فیلم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک فیلم با بودجه کم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�روی پرده بزرگ� یا �روی پرده سینما�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�رمان تاریخی�

پیشنهاد
١

�به نمایش عمومی درآمدن� ( برای فیلم ) یا �عرضه گسترده شدن� ( برای محصول )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�امتیاز خوب گرفتن� یا �فیدبک خوب گرفتن�

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

�ورق زدن� یا �به سرعت نگاه کردن�

پیشنهاد
١

بسیار توصیه شدن / به شدت توصیه شده بودن / تعریف و توصیهٔ زیادی درباره اش شده

پیشنهاد
١

آخرین فیلم را دیدن / فیلم جدید را تماشا کردن ( معمولاً با حسِ �از دست ندادن� یا �به موقع دیدن� )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

فیلمی بسیار پرفروش / موفق در گیشه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غرقِ چیزی شدن / کاملاً جذبِ چیزی شدن / محوِ چیزی شدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زمان گیر افتادن احساس ایستایی و توقف در زمان در گذشته ماندن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

وام مسکن گرفتن / وام برای خرید خانه گرفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتاق جادار / اتاق وسیع

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل اقامت اجاره ای / مسکن اجاره ای

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانی دائم / آدرس ثابت / محل سکونت دائمی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

به مکانی نقل مکان کردن / وارد خانه یا محل جدید شدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

در محوطهٔ دانشگاه زندگی کردن / خوابگاه دانشگاهی زندگی کردن