پیشنهادهای ebitaheri (٥٠٠)
( ارزش ، دارایی ، سهام ، حساب ) آب شدگی ، کاهش ، کاستگی ، ناپدیدی
کاراَنجامی ، کارانجامه ای ، تاب آوردی ، دیرپایشی ، پایدارشی
کاراَنجامی ، کارانجامه ای ، تاب آوردی ، دیرپایشی ، پایدارشی
( ستاره شناسی ) فروزنده
توقه بُری ، توقه برشی ، برش توقه ای
خودخواهگی ، خودخواستگی
خودینه ، خودینگی ، خودشدگی ، خودبودگی ، خودنمودی ، خودنمودگی ، خودنموداری
خودخواهگی ، خودپسندگی
نمودنمایی ، نمودارشدگی
بچه فراوان
پُربچه دار ، پربچگی ، بچه فراوانی ، بچه فراوان داری
پُر بچه ، پربچگی ، افزایش بچه ، فوران بچه ، بچه فورانی ، انفجار بچه
بچه پُر ، بچه پُری ، بچه فوران ، بچه فورانی ، بچه انفجار ، بچه انفجاری
فوران ( در ترکیب با واژه دیگر با معنای پیشوندی ) پُر -
اندازه سازی ، اندازه مندی
نشان دهی ، نمایش دهی ، گزارش دهی ، روشن نمایی
به همراهیِ ، با همراهیِ
سختی آوری ، فشارآوری ، فشارگذاری
سختگیرانه ، سختی آور ، فشارآور ، فشارگذار
نیازی ، پُرنیاز ، فرانیاز ، فرانیازی ، فرانیازمند فراارزشی ، فراارزشمند
مهمانخانه توراهی ، مهمانخانه میان راهی مهمانسرای توراهی ، مهمانسرای میان راهی مهمانپذیر توراهی مهمانپذیر میان راهی سَرای توراهی ، سرای میان راهی ...
خودکارکرد ، خودانجام ، خودوابسته
سران دولت ، بزرگان دولت ، بزرگان حکومت
پایگاه پناهگاهی ، پایگاه اردویی ، پایگاه گذری ، پایگاه میان راهی
پایگاه ، پایگاه اقامتی ، پایگاه سکونتی
سنجه ، سنجش گر ، سنجش گیر ، سنجش نما ، اندازه گر ، اندازه نما
تک رو
هم راسته
تک راسته ، تک راستا
پیش هنگام
آینده سو ، آینده گرا
راه نمود ، رهیافت ، پیشبُرد فرا راهکار ، فراز راهکار راه پیشبرد ، فراپیشبرد
راه نمود
راهکار درازهنگام ، راهکار درازمدت
راه نمود
انبارگاه ، انبارخانه ، انباشت گاه ، اندوخت گاه ( با معنای پسوندی در ترکیب با واژه دیگر ) - گاه ، - جا ، - سَرا ، - خانه برای نمونه cold storage ...
در دیدگذاری ، پیش چشم گذاری ، تو چشم گذاری ، پُرنمودسازی ، نمودافزایی ، آشناافزایی ، شناساافزایی ، شناسانمایی فراپیش نِهی ، فراپیش گذاری ، جایگاه اف ...
دگر اندام گیری ، دگر اندام درگیری ، دگر اندام گستری
روانایی ، رواناپذیری ، روانایافتگی ، رواناشدگی ، رَوانِگی ، روانیدگی
گذران روزمره ، گذران روزانه ، روزمره گذرانی زیست روزمره/روزانه زندگی روزمره/روزانه زندگانی روزمره/روزانه
امداد درمانی ، امداد پزشکی
آفتاب تابی ، آفتاب تابانی ، تابش دهی آفتابی/خورشیدی آفتاب گذاری ، در برابر آفتاب گذاری ، زیر آفتاب گذاری
جُفت شو ، جفت کُن ، جفت کننده
خط نگاره ای ، نگاره خط
خط نگاره ای ، نگاره خط
دادگاهی کردن
فراگیر توان ، با توان فراگیر فراگیر توانا ، با توانایی فراگیر فراگیر توانمند ، با توانمندی فراگیر
برقی شدگی برق دارسازی برق دهی ، برق دادگی
بازسازنده ، باز آفریننده ، باز زاینده ، باز پدیدآورنده
دو سویی ، دو سویه ای