پیشنهادهای دارا (١٠٦)
٢٧٢
١ سال پیش
١
به راز گفتن، سخن محرمانه گفتن، سخن پوشیده گفتن، حرف پنهانی زدن.
١ سال پیش
١
براز یا به راز، در شاهنامه به معنای محرمانه و مخفیانه آمده: چنین گفت ضحاک را ارنواز که شاها چه بودت بگویی براز
١ سال پیش
٣
بیرونیدن/برونیدن: خارج کردن، برآهیختن، برکشیدن طرزی! سخن وران جهان آرمیده اند تا تیغ طرز تازه برونیدی از غلاف ( طرزی افشار )
١ سال پیش
٠
دوریدن: دور شدن در خودی ها از خدای خویش می دوریم کو شحنهٔ عشقی که تا مارا برون آود ز ما ( طرزی افشار )
١ سال پیش
٥
سختن ( سنجیدن ) برابر های درخوری برای نقد و انتقادند: سختن ( سنجیدن ) ، خرده گرفتن، ارزیابی کردن: نقد کردن، انتقاد کردن، خوبی و بدی چیزی را آشکار ساخ ...
١ سال پیش
٢
همهٔ هستی ، همهٔ جان و تن ، همچنین اصطلاح کهن و زیبای � همگیِ خویش � که در قابوسنامه آمده .