هناییدن

فرهنگ معین

(هَ دَ ) (مص ل . ) اثر کردن .

پیشنهاد کاربران

کاربری در زیر به نامِ "دارا" پی نوشتی آورده است که نادرست می باشد. واژه یِ "هناییدن" را نباید به سانِ واژگانِ " نمودن، افزودن و. . . " دید، برکه ( =بلکه ) باید به سانِ واژه یِ " آراستن/آرای - " دید. پس خواهیم داشت: "هناستن، هناییدن/هنای - ". چراییِ آن را در آینده خواهم گفت.
...
[مشاهده متن کامل]

من ریشه یِ واژگانِ "هناییدن/هنای - " را تا زبانِ اوستایی پی گیری نموده ام و همینکه زمان پیدا کنم، آن را در اینجا خواهم آورد. به اُمیدِ اینکه به این واژگان از این پس پر و بالِ بیشتری داده شود. همان "هنای" ای که دهخدایِ کم سواد عربی می داند، به گمان پارسی است. بدبختی اینجاست که ما با آگاهی دهیِ چندانی از سویِ "فرهنگنامه های فارسی" روبرو نیستیم؛ در بیشترِ فتادها نیز از یکدیگر "رونگاری" کرده اند.

بنا بر دیدگاه دارا، اگر از الگوی کارواژه های چون نمودن و نمایش یا افزودن و افزایش، برای کارواژه هنایش پیروی کنیم، آیا "هناییدن" اشتباه نیست؟ همانگونه که به جای نماییدن و افزاییدن، از نموندن و افزودن استفاده می کنیم.
اثر کردن
هنودن: اثر کردن، تأثیر گذاشتن، هناییدن.
هنایش: تأثیر.
پی نوشت: این کار واژه با الگوبرداری از کارواژگانی چون نمودن و نمایش، سرودن و سرایش، افزودن و افزایش و. . . ساخته شده است.
هناییدن : اثر کردن ، اثر گذاشتن
هنایش : اثر ، تاثیر
هناییده : اثر گرفته، تاثیر گذاشته
هناییدن: پارسی تاثیر، کارایی وکارآمدی،
اثرگذاری، هنایش داشتن، موثربودن,
هناییدن: پارسی تاثیر، اثرگذاری هنایش داشتن