تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جای نگرانی داشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزخور کردن کسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی استعداد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی آب ها از آسیاب افتاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خون خودت رو کثیف نکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه پیچ داروخانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

وصله ی ناجور بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بس کن، چرند نگو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسبان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گنگ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کذایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلواپس، نگران

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

میان وعده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشت نمونه ی خروار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سراغ کسی را گرفتن Everyone asks about him همه سراغ او را می گیرند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

With Half his/her/tgeir marbles عقلش/عقلشان پاره سنگ می برد یه تخته ش کمه/یه تخته شون کمه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالمند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیرخوار Baby

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یه دسیسه ست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The past few days have been a blur چند روز گذشته مثل یک چشم بهم زدن گذشت.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چند روز گذشته مثل یک چشم بهم زدن گذشت The past few days have been a blur

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست به دعا شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت دهنی تلفن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معصوم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Strips of woods ردیف های درختان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه به خدا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف کسی را قطع کردن، وسط کاری پریدن و وقفه ایجاد کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I breathe نفس راحتی می کشم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر به فلک کشیده، سر به آسمان کشیده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای احتیاط

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حین پرواز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وسط پرواز

پیشنهاد
٠

اعصاب را بهم ریختن

پیشنهاد
٠

برات آشناست؟چیزی رو یادت می آره؟ برات معنای خاصی داره؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه وسایل بازی در فضای باز که در پارک هایا مراکز تفریحی وجود دارن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Birthday suit

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برخی متن ها به معنای هشیاری است. He would have had more wherewithal throughout the whole thing than me and my parents. تمام مدت او نسبت به من و ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدت ها، مدت طولانی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصنعی، ساختگی Put - upon sweetness in her voice شیرینی تصنعی در صدای او

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پررنگ Big presence حضور پررنگ

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حضور پررنگ

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشته ی mislead

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت قسط

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیم برق لخت

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A heads - up یه تبر دادن، یه پیعام دادن، یه هشدار دادن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میدان دادن به کسی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به حکم غریزه، بنابه غریزه