پیشنهاد‌های فاطمه خزان (٢١٨)

بازدید
١,١٥٠
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به وضع موجود تن در دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

( اصطلاح ) go to pieces داغون شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

پشت چشم نازک کردن turn one's nose up at someone

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Swear something out دلشوره داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

=Easy as pie / مثل آب خوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دل به دریا زدن/ خود را به آب 💧و آتش 🔥 زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

[درس تخصصی کاربرد تعبیر ها و اصطلاح ها در ترجمه] اصل مطلب Example: Go to the nuts and bolts سراغ اصل مطلب رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

[درس تخصصی کاربرد تعبیرها و اصطلاحات در ترجمه] سراغ اصل مطلب رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

کله پرباد داشتن/مغرور بودن الکی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

Piloting=pretesting

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

Mode is the score that occurs most frequently in a distribution of scores. [ در آمار و ریاضیات ] نما: نمره ای که بیشترین تکرار را دارد.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

Grouping گروه بندی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

( در آمار ) به معنی line graph 📉📈 یا همان نمودار خطی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

A battery involves a group of comparable tests. یک مجموعه ی آزمون که شامل گروهی از آزمون های قابل مقایسه می باشد . [درس تخصصی آزمون سازی ]

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

Not in agreement with the standard rules ( of grammar ) منحرف، انحرافی : دارای عدم تطابق با قواعد معیار ( در دستور زبان )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

احمقانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

در آنِ واحد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٠

an emergency situation in which people are not allowed to freely enter, leave, or move around in a building or area because of danger: یک وضعیت اضطرا ...